۞ امام رضا (ع) :
از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حكمت است . خاموشی و سكوت ، دوستی آور و راهنمای هر كار خیری است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » ادله اثبات دعوا

اثبات مالکیت افراد بر اموالشان

چگونه مي توان مالکيت افراد بر اموال را اثبات کرد؟  مالکيت به رابطه‌ ميان شخص و مال گفته مي‌شود که موجب مي‌شود ساير افراد نتوانند مال مورد نظر را تصرف کنند و در مقابل فرد مالک نيز بتواند بر اساس اين رابطه، از مال متعلق به خود به هر طريقي که تمايل داشت، استفاده کند. […]

چگونه مي توان مالکيت افراد بر اموال را اثبات کرد؟

 مالکيت به رابطه‌ ميان شخص و مال گفته مي‌شود که موجب مي‌شود ساير افراد نتوانند مال مورد نظر را تصرف کنند و در مقابل فرد مالک نيز بتواند بر اساس اين رابطه، از مال متعلق به خود به هر طريقي که تمايل داشت، استفاده کند.
مالکيت خصوصي، به اين معنا است که مال براي شخص يا اشخاص معيني باشد. اين شکل مالکيت خود داراي انواعي است که يکي از انواع آن، مالکيت فردي يا مفروز است. منظور از مالکيت فردي اين است که   يک نفر مالک تمام مال بوده و شريکي نداشته باشد؛ مانند مالکيت افراد بر شش دانگ خانه خود.
نوع ديگر مالکيت خصوصي، مالکيت گروهي يا مشاع است. به اين معنا که مال به‌ طور مشترک، متعلق به تعداد معيني از افراد بوده و همزمان به همگي آنها تعلق داشته باشد.  نوع ديگر مالکيت، مالکيت عمومي است. در همه کشورها، اموال و ثروت‌هايي به نام اموال عمومي وجود دارد که به همه افراد تعلق داشته و براي عموم مردم است، نه يک شخص يا اشخاصي معين؛ بنابراين شهروندان حق دارند بدون هيچ‌گونه تبعيضي از اين اموال استفاده کنند. در حقيقت، مالکيت بر اموال عمومي، همان مالکيت عمومي است. مانند مالکيت مردم يک کشور بر منابع طبيعي، دريا، جنگل، معادن و نفت و گاز موجود در قلمرو آن سرزمين.
  دلايل اثبات مالکيت
گاهي پيش مي‌آيد که همزمان دو يا چند نفر خود را مالک يک مال مي‌دانند، در نتيجه اختلاف و دعوا ميان آنها بالا مي‌‌گيرد. در اين زمان قانونگذار قدم پيش مي‌گذارد و راه حل اختلاف را نشان مي‌دهد. راه چاره اين است هرکس که مدعي مالکيت مالي است که در اختيار ديگري قرار دارد، با استفاده از دلايل اثبات مانند سند، شاهد يا اماره يد، درستي ادعاي خود را ثابت کند.  پس حواستان باشد اگر زماني چنين مشکلي براي شما پيش آمد براي پيروزي در دعوا راهي نداريد جز اين که دلايل اثباتي را رو کنيد.


 سند؛ مهمترين دليل اثبات مالکيت
مهمترين دليل مالکيت، سند مالکيت است. مطابق قانون، اموالي مانند املاک، در دفاتر اسناد رسمي به ثبت مي‌رسند؛ به اين ترتيب دولت فقط کسي را که مال نامبرده به نام وي ثبت شده است، به عنوان مالک مال مي‌شناسد.
  ارزش اثباتي شاهد
با وجود اينکه سند، مهمترين دليل اثبات مالکيت است، از ارزش اثباتي شاهد نبايد غافل شد. چرا که در بسياري از مواقع، مي‌توان با استفاده از شاهد مالکيت خود را بر اموال ثابت کرد.  البته نبايد فراموش کرد که شهادت هر شاهد اعتبار ندارد بلکه او بايد راستگو و موجه باشد و در ظاهر نيز مشکلي که اعتبار شهادت او را خدشه‌دار سازد، نداشته باشد.
  تصرف
اماره يد يا تصرف، راه ديگر اثبات مالکيت است. منظور از قاعده يد اين است که شخصي که مالي در اختيار دارد و مانند مالک با آن رفتار مي‌کند، مالک مال است؛ مگر اينکه خلاف آن ثابت شود.
به ‌عنوان مثال کسي که اتومبيلي سوار است؛ مالک آن بوده و نبايد تصور کرد که او اتومبيل را از راه غيرقانوني و نامشروع به دست آورده است.
بنابراين تصرف در مال به‌ عنوان مالکيت، دليل مالک بودن فرد متصرف است. اماره يد تا جايي اعتبار دارد که دليل ديگري مانند سند مالکيت يا شاهد خلاف آن را اثبات نکند.
در صورتي که فردي مدعي شود متصرف، مالک مال نبوده و اين موضوع را هم با استفاده از سند يا شهود اثبات کند، مالکيت متصرف منتفي است. اگر کسي پيدا شود و سند مالکيت اتومبيل را نشان دهد، ديگر مالکيت متصرف منتفي خواهد بود.
در حال حاضر، در دست داشتن سند مالکيت، قولنامه‌ يا بنچاق نشانه تصرف دارنده آن محسوب مي‌شود؛ بنابراين تسلط مادي بر اموال، ديگر تنها معيار شناخته‌شده تصرف نيست. به عنوان مثال کسي که سند اتومبيلي را به نام خود دست دارد، مالک آن محسوب مي‌شود، بدون اينکه حتي اتومبيل را در تصرف داشته باشد.
  شرايط دعواي اثبات مالکيت
دعواي اثبات مالکيت يکي از دعاوي معمول در باب املاک است که معمولاً افراد براي اثبات حق خود در باب مالکيت نسبت به طرح آن اقدام مي‌کنند که بايد شرايطي در اين زمينه وجود داشته باشد.
  وجود قرارداد کتبي يا شفاهي
خواهان دعواي اثبات مالکيت بايد بدواً نسبت به اثبات وجود قرارداد يا ادله‌اي مبني بر انتقال مالکيت اقدام کند که معمولاً خواهان در اين مورد با ارايه سند عادي نسبت به اثبات وجود قرارداد اقدام مي‌کند؛ چرا که خواهان دعواي اثبات مالکيت بدون ترديد، داراي سند عادي يا دليلي غير از سند رسمي مانند قرارداد شفاهي است که در مورد اخير بايد وجود چنين قراردادي را با ساير ادله اثبات کند؛ اما براي طرح دعواي اثبات مالکيت صرف وجود سند يا قرارداد يا ادله‌اي مبني بر وجود قرارداد شفاهي يا عادي کافي نيست.
  اثبات اعتبار قرارداد
با اثبات وجود يک قرارداد يا اثبات طرق قانوني نقل و انتقال ملک، کار خواهان دعوا براي طرح دعواي اثبات مالکيت به اتمام مي‌رسد و خوانده دعوا بايد با ايراد به اعتبار سند عادي از دعوا دفاع کند و اگر دليلي از طرف خوانده بر بي‌اعتباري قرارداد اثبات‌شده از سوي خواهان ارايه شود، اثبات اعتبار قرارداد نيز بر عهده خواهان که مدعي اعتبار قرارداد است، خواهد بود؛ چرا که ممکن است قرارداد معتبري نيز تنظيم شده باشد اما با جهاتي قانوني بعد از تنظيم، فسخ، اقاله يا ابطال شده باشد؛ بنابراين با دفاع مؤثر از طرف خوانده، خواهان بايد اعتبار قرارداد خود را نيز اثبات کند.
  خواسته الزام به تنظيم سند در کنار اثبات مالکيت
يکي ديگر از شرايطي که در طرح دعواي اثبات مالکيت، يعني زماني که دارنده سند عادي در صدد اثبات مالکيت خود است، بايد رعايت کند، طرح خواسته الزام به تنظيم سند در کنار اثبات مالکيت است. مخصوصاً زماني که دارنده سند عادي در مقابل دارنده سند رسمي قصد اثبات مالکيت داشته باشد؛ چرا که معمولاً دادگاه‌ها در چنين مواردي دعواي اثبات مالکيت را به استناد بند ۷ ماده ۸۴ قانون آيين دادرسي مدني رد مي‌کنند با اين اعتقاد که دعوا بر فرض ثبوت داراي اثر قانوني نيست.

پي نوشت :
روزنامه حمايت – شنبه – 10/11/1394/س

[quote bgcolor=”#eeee22″]برای دریافت مشاوره حقوقی اینجا کلیک کنید[/quote]

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • در صورتی که نیاز به مشاوره حقوقی دارید از این قسمت استفاده کنید، در غیر این صورت سوال شما حذف می گردد.

۶ دیدگاه

  1. با سلام به کارشناسان محترم
    اگر در دادگاه ، شخصی را الزام به قسم کنم و او قسم دروغ بخورد و من قسم بخورم که این کار را کرده و دروغ می گوید ، با توجه به اینکه هیچ مدرکی وجود ندارد که کدام یک راست می گوییم دادگاه حرف کدام را قبول میکند؟

    • احسان نصوحی

      سلام
      با قسم طرف مقابل نوبت به قسم شما نمیرسد مگر اینکه با دلیلی قوی تر اثبات کنید که خلاف واقع سوگند یاد کرده اند

  2. با سلام و درود به کارشناس محترم
    به شخصی رسید پولی را داده بودم که دستخط خودش بوده و 3 ماه بعد دادگاه مرا خواست و به من اعلام داشت . با توجه به رسید امضا شده توسط شما ، باید پول قرض داده شده را فوراٌ به این شخص پس بدهید . بنده به قاضی عرض کردم که این امضا بابت رسید پول بوده و متاسفانه شخص شاکی در رسید قرض را اضافه و وصول فوراٌ آن را نوشته و متاسفانه دادگاه توقیف اموال به نفع شاکی داده و در مزایده از آن خود کرده …. حال سوال اینجاست اگر من درخواست کارشناسی بدهم کارشناس دادگستری می تواند زمان دقیق خط اضافه شده به نوشته رسید را حتی در کمتر از چند دقیقه تشخیص دهد ؟

  3. با سلام***
    سند عادی دست نویس زمین بنده چند سال پیش مفقود شد.برای تنفیذ سند اقدام کردم ، ولی فروشنده فوت کرده بود . برای من فقط کپی برابر اصل مانده بود ، در ضمن در آن سال یک قرارداد عادی دست نویس کشاورزی با یک شخص به عنوان زارع دارم که ، شخص فروشنده زمین در آن ، به عنوان شاهد قرار داد اثر انگشت دارد که ثابت می کند بنده مالک زمین می باشم با این حال برای اثبات مالکیت در دادگاه اقدام کردم که متاسفانه دادگاه بدوی و تجدید نظر و کمسیون ماده 18 رای به رد اثبات مالکیت داده و اثبات مالکیت را با شرط داشتن اصل سند عادی گذاشته … آیا راه دیگری وجود دارد برای اثبات مالکیت زمین؟ یا باید قید زمینم را بزنم؟ خواهشن راهنماییم کنید.

    • احسان نصوحی

      سلام
      به استناد همان کپی برابر اصل شده و قرارداد میتوانید به طرفیت وراث فروشنده دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی بدهید و یا اینکه به صورت توافقی وراث بدون رجوع به دادگاه به اداره ثبت بیایند و امضا بدهند . خودتان میتوانید از اداره ثبت اسناد تقاضای سند رسمی بکنید فقط اگهی میدهند که اگر کسی اعتراضی دارد عنوان کند بعد آن اگر اعتراضی نشد سند صادر میشود