۞ امام رضا (ع) :
از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حكمت است . خاموشی و سكوت ، دوستی آور و راهنمای هر كار خیری است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اصول فقه

تبادر

تبادر تبادر در لغت به معناي شتافتن است. « تبادر الي الذهن» يعني به خاطر آمد، به ياد آمد.[1] و در اصطلاح عبارت است از: سبقت گرفتن معني به ذهن هنگام شنيدن لفظ.[2] اگر سبقت معنی بدون كمك قرينه ديگر و از خود لفظ باشد علامت حقيقت بودن لفظ در معني خواهد بود و نشانگر […]

تبادر

تبادر در لغت به معناي شتافتن است. « تبادر الي الذهن» يعني به خاطر آمد، به ياد آمد.[1] و در اصطلاح عبارت است از: سبقت گرفتن معني به ذهن هنگام شنيدن لفظ.[2] اگر سبقت معنی بدون كمك قرينه ديگر و از خود لفظ باشد علامت حقيقت بودن لفظ در معني خواهد بود و نشانگر وضع است چون علت ديگري براي اين سبقت گيري غير از وضع وجود ندارد.


يك تطبيق:اگر مولائي به زير دستانش بگويد شيري برايم بياوريد واز كلمه شير به ذهن زير دستان او همان حيوان درنده در جنگل خطور كند نه مرد شجاع. گفته مي‌شود كه كلمه شير، حقيقت در حيوان مفترس است.[3]
 
اشكال دور در تبادر
همان طور كه بیان شد تبادر و سبقت گرفتن يك معني به ذهن علت مي‌خواهد كه آن هم علم به وضع است، دليلش هم واضح است، چون براي كسي كه معناي لغتي را نمي‌داند هيچ معنائي از لفظ به ذهن او خطور نخواهد كرد مثل كسي كه انگليسي زبان است كه اگر كلمات فارسي را بشنود چيزي به ذهن او تبادر نخواهد كرد پس اثبات حقيقت و علم به وضع با تبادر ممكن نيست چون دور لازم مي‌آيد.[4] زيرا اگر بخواهد به ذهن معناي كلمه تبادر كند بايد معناي حقيقي كلمه را بداند در حالي كه شما مي‌خواستيد با تبادر معنا به ذهن، معناي حقيقي كلمه را اثبات كنيد.
جواب از اشكال دور:
هر يك از افراد جامعه در زندگي روزمره نياز به استعمال الفاظ مختلفي براي رساندن مقاصد خود به ديگري دارند و چنين استعمالي باعث انباشته شدن الفاظ مختلف با معاني گوناگون در ذهن خواهد بود ولي انسان در هر لحظه متوجه تك تك اين الفاظ با معاني مختلف شان نيست بلكه به طور اجمال به آنها علم دارد ولي وقتي لفظي را خودش يا ديگري استعمال كند از بين آن همه الفاظ ومعاني، معناي خاصي به ذهن او خطور خواهد كرد و اين همان معناي حقيقي آن الفاظ خواهد بود خلاصه ما دو گونه علم داريم كه يكي علم تفضيلي است همان معنايي كه از تبادر بدست مي‌آيد و ديگري علم اجمالي است كه تبادر متوقف بر آن است پس دوري وجود ندارد و آنچه تبادر بدان متوقف است غير از آن چيزي است كه تبادر در صدد اثبات آن است. علم اجمالي به معاني…» علم تفضيلي.[5]
دو نكته:
1-  تبادر معني از خود لفظ فقط در زمان تبادر اثبات وضع لفظ به معنا مي‌كند اما معناي لفظ را در زمان پيشين اثبات نمي‌كند بلکه با كمك استصحاب قهقهري يعني كشيدن حكم حاضر به سابق كه سيره عقل در اعمال و زندگي روزانه خود آن را بكار مي‌گيرد و قبول دارند و شارع نيز از آن منعي نكرده است مي‌توان همين معنا را براي لفظ در زمان سابق نيز اثبات كرد.[6]
2-  تبادر از خود لفظ و نبود قرينه ديگر بايد كاملاً برايمان معلوم باشد اگر احتمال داديم كه معنا به خاطر قرينۀ خاصي به ذهن خطور مي‌كند نمي‌توان اثبات وضع و حقيقت نمود.[7]

[1] . مهيار رضا، فرهنگ ابجدي عربي، فارسي، تهران، انتشارات اسلامي، 1410 هـ ق، چاپ اول.
[2] . آخوند خراساني، محمد كاظم، كفايه الاصول، قم، موسسه آل البيت، چاپ اول، 1409، ص 29
[3] . مشكيني علي اكبر بن ملا علي، اصطلاحات الاصول، قم، نشر الهادي، چاپ 6، 1374، ص 90.
[4] . رشتي، ميرزا حبيب الله، بدائع الافكار، قم، موسسه آل البيت، (ع)، 1313 هـ ق، ص 72.
[5] . مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، انتشارات اسماعيليان چاپ پنجم، ج 1، ص 23.
[6] . خوئي، سيد ابوالقاسم، محاضرات في الاصول، قم، انتشارات انصاريان، چاپ چهارم، 1417هـ ق، ج 1، ص 114
[7] . موسوي خميني، سيد روح الله، منابع الاصول الي علم الاصول، قم، موسسه تنظيم و نشر آثار امام چاپ دوم، 1415، ج 1، ص 125.

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • در صورتی که نیاز به مشاوره حقوقی دارید از این قسمت استفاده کنید، در غیر این صورت سوال شما حذف می گردد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*