آبان ۲۸, ۱۳۹۶
lawgostar [@] gmail.com
ad

مطالب مشابه

4 Comments

  1. 4

    حسین پور.کارشناس ارشد حقوق جزا

    باتوجه به اینکه ماده۲۱۱ علم قاضی را به صورت عام در تمامی جرایم قابل استفاده دانسته این امر خود برخلاف نظام فقهی و اسلامی هست چون از نظر فقها این علم درجرایم حدود جایگاهی ندارد همچنین در آخر ماده ماده ۲۱۲گفته که چنانچه اگر قاضی با توجه به اسناد مدارک به علم اقناعی نرسد بازهم مجبور هست صرفا مطابق اسناد ابرازی در پرونده رای صادر کند .به مثال قاضی یقین دارد که متهم قاتل نیست ولی مدارک دال بر برائت ندارد و کاملا علیه متهم پرونده سازی شده است.یعنی قاضی به عینه دیده که قاتل کسی دیگراست ولی مجبوراست رای صادر کند.

    [پاسخ]

  2. 3

    زهرا

    با سلام،
    زهرا دانشجوی دکتری مطلبی را عرض مینمایم که عنوان مینماید، علم قاضی در مورد اثبات مستقیم حدود الهی از جمله زنا منتفی است و صرفا زمانی که طرق و احکام شرعی و بینه شرعی بر طبق شارع مقدس مرتب گردد(۴ شاهد یا ۴ اقرار)، علم قاضی وارد عمل میشود تا صحت و صدق گفتار ۴ شاهد یا ۴ بار اقرار را مشخص نماید و در غیر اینصورت منتفی است. چرا که اثبات حدود الهی راههای مشخصی دارند و بینه در اثبات هر جرمی از قبل مشخص شده است.
    بر طبق قانون مجازات اسلامی جدید نیز در ماده ۲۱۱ عنوان شده است که علم قاضی میبایست یقین حاصل از مستندات بین باشد. “بین” در هر جرمی مشخص میباشد و بر طبق راههای اثبات تعریف میگردد، بینه در مورد حدود به خصوص زنا در مورد راه های اثبات شرع (اقرار و شهود با مراتب خاص) میباشد ولاغیر! در واقع در مورد حدود الهی علم قاضی میبایست جمع امارات قضایی و شرعی باشد. بنابراین قانونگذار محترم با اشاره به کلمه بینه فی مابین جرایم مختلف از قبیل قتل و سرقت و حدود فرق قائل شده است و با توجه به کلمه بینه میتوان راه اثبات هر جرم را احراز سپس به آن استناد نمود. راه اثبات زنا و حدود هم تعریف شده است (طرق شرعی) نه ۲ یا ۳ نفر شاهد و نه هیچ قرائن و شواهد دیگر! حدود جنبه وضوعیت داشته و عرضی هستند و بنابراین اصل عدم جواز حکم حاکم است. آیا نعوذ بلله ما از خدا و قرآن و اسلام و پیغمبر (ص) و علی (ع) و مجتهدین معظم له بالاتریم، که راه اثبات دیگری بدون در نظر گرفتن بینه شرعی بیافزاییم؟ شارع مقدس کاملا به طرق شرعی تاکید دارد و علم قاضی را صرفا جهت صدق گفتار طرق شرعی آنهم حضور ۴ شاهد معتبر شرط میداند و نه احراز علم بدون وجود احکام شرعی.

    [پاسخ]

    احسان نصوحی

    احسان نصوحی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۶ ب.ظ:

    باسلام و تشکر از دیدگاه شما

    [پاسخ]

  3. 2

    مینا

    با سلام و احترام و سپاس از شما.

    پی بردن به مفهوم علم قاضی در رابطه با حدودالهی(حق الله) زیاد مشکل نیست!!

    علم قاضی در حدودالهی صرفا و فقط در رابطه با راستی آزمایی و “صدق” گفتار شهود و اقرار جایگاه دارد و در مورد اثبات حقیقت حدود مثلا زنا به صورت مستقیم، کاملا منتفی و کان لم یکن خواهد بود.

    بهترین دلیل برای این گفتار شیوه عمل به علم علی(ع) و امام صادق (ع) در مورد جرایم مربوط به حدودالهی است، که حتی با حصول علم یقین به انجام زنا باز هم تا احکام شرعی آن مرتب نمیشد حکم صادر نمینمودند و ثانیا تفسیر صحیح آیه ۱۵ سوره شریفه نساء است که تاکید میکند الزاما و حتما میبایست ۴ شاهد وجود داشته باشد تا زنا اثبات گردد(آنهم با احکام خاص، مثلا همگی صحنه دخول را دیده باشند، عادل باشند، صحنه وقوع را به مانند هم تعریف نمایند و بدانند صرفا لخت خوابیدن دونفر در آغوش هم زنا محسوب نمیشود!)[و در نهایت باید ثابت گردد که همسر مرتکب همواره و هر وقت میخواسته تمکین داشته و در مسافرت نبوده یا بیماری نداشته است]

    بر اساس گفته آیه ۱۵ سوره نساء:
    حاکم نمی تواند به استناد علم خویش زن زناکار و همجنس باز را کیفر دهد!!
    [علم قاضی در احراز احصان منتفی است چرا که در مورد حدود و زنا احکام خاص آن باید مرتب گردد(طرق شرعی) و گرنه علم قاضی در این مرحله کان لم یکن خواهد بود]

    و الّتی یأتین الفاحشه … فان شهدوا
    مفهوم جمله «فان شهدوا» این است که در صورت نبودن چهار شاهد، کیفر (حبس ابد) نخواهد بود،
    هر چند حاکم به آن علم پیدا کند!!
    زیرا غالباً حاکم با شهادت دو یا سه نفر شاهد عادل هم علم پیدا می کند!!!! اما نباید حکم صادر نماید زیرا احکام زنا یعنی ۴ نفر شاهد محقق نشده است!!

    یعنی بر فرض شهادت حتی ۳ نفر عالم بزرگ دین و عادل و عاقل، یا هر چیز دیگری بدیهی است به راحتی علم بر زنا پیدا میگردد!! اما قاضی نباید با حصول علم بر زنا، حکم دهد چرا که آیه شریفه بر ۴ نفر شهود تاکید دارد..

    و همچنین علم قاضی در اینجا صرفا جهت صدق گفتار شهود و اقرار است و دقیقا زمانی که احکام آن یعنی ۴ بار اقرار و یا ۴ عدد شهود حاظر باشند!! نه اینکه به محض شهادت ۳ نفر و یا وجود قرائن دیگر مانند یک فیلم ویدیویی و یا امثالهم، علم به زنا حاصل و رای صادر گردد!!!

    بنابراین منظور کلی آیه و خداوند متعال اینطور استنباط میگردد که:
    بر اساس مجازات سنگین شرع، شخصی را باید مجازات نمود که اولا آنقدر وقیح بوده است که با داشتن همسری که در مسافرت نبوده است و هر وقت که میخواسته به وی دسترسی و تمکین داشته است و ثانیا با این وجود، در مقابل چشمان ۴ نفر عاقل، عادل و قابل قبول از لحاظ شهادت، عمل دخول را انجام داده است!!

    در آخر، عنوان میگردد که احکام اثبات زنا (طرق شرعی) میبایست رعایت و مرتب گردد تا زنا اثبات گردد و قاضی با علم خود باید نهایت سعی خود را در حصول علم یقین در صدق گفتار از ۴ شاهد یا ۴ بار اقرار بدست آورد و با توجه به شیوه علی (ع) سعی در تبرئه مرتکب داشته باشد و او را همواره به توبه در خفاء دعوت نماید. نه اینکه مستقیمابا وجودمثلا ۳ نفر شاهد عالم یا دیدن یک فیلم ویدیویی یا هر نوع قراین و شواهد دیگری علم به زنا حاصل و حکم دهد، چرا که اولا ممکن است با وجود حتی ۲ نفر شاهد عالم عادل، علم به زنا حاصل گردد که در این صورت با تاکید قرآن بر لزوم وجود ۴ نفر شاهد، تناقض دارد و ثانیا اگر قرار بود علم قاضی مستقیما برای اثبات زنا به کار رود، خداوند متعال هرگز به لزوم وجود ۴ شاهد تاکید نمیکرد! [کتاب آیت الله دستغیب جلد ۱ در مورد بازجویی قاضی توضیح داده است]

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق این سایت برای حقوق گستر محفوظ است