۞ امام رضا (ع) :
از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حكمت است . خاموشی و سكوت ، دوستی آور و راهنمای هر كار خیری است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مقالات حقوق جزا » مقالات حقوقی

جامعه , جرم , مجازات و هدف , نوع و خصائص كيفرها

عنوان مقاله : جامعه , جرم , مجازات و هدف , نوع و خصائص كيفرها نوشته : دكتر رضا مظلومان اگر بپذيريم كه در يك گروه انساني هميشه مردماني هستند كه تحت تاثير عوامل مختلف و بدلايل گوناگون گرايشهاي بطرف اعمال ضد اجتماعي پيدا مي كنند كاملا ساده است اثبات كنيم كه اين اعمال مخصوص […]

عنوان مقاله : جامعه , جرم , مجازات و هدف , نوع و خصائص كيفرها
نوشته : دكتر رضا مظلومان

اگر بپذيريم كه در يك گروه انساني هميشه مردماني هستند كه تحت تاثير عوامل مختلف و بدلايل گوناگون گرايشهاي بطرف اعمال ضد اجتماعي پيدا مي كنند كاملا ساده است اثبات كنيم كه اين اعمال مخصوص هميشه داراي يك اصل و ريشه نمي باشند تا بعنوان جرم معرفي شوند و دليل آن باشند كه كيفرهايي براي آنها در نظر گرفته شود زيرا آنچه كه روزي نام جرم بخود مي گيرد ممكنست روز ديگر امري عادي , بي اثر و يا حتي خوب شناخته شود چون جرم در طي قرون و اعصار باشكال مختلف در مي آيد و در اثر تحول اجتماعات و پيشرفتي كه نصيب آنها مي شود در هر زمان و مكاني بصورتي جلوه گر مي گردد.
نكته مسلم آن است كه هيچگاه ميسر نيست كه جرم طوري معني و تفسير شود كه در همه جا صادق باشد و در كليه ادوار ارزش خود را حفظ نمايد اين موضوع نه تنها براي عصر حاضر كه بر تعداد جرائم افزوده شده و صور مختلف ديگري بر آنچه كه موجود بوده اضافه گشته است صادق مي باشد بلكه براي ازمنه قديم هم كه محدوديت وجود داشته و همه گونه جرم به صورت امروز يافت نمي شده است معني كردن جرم كار آساني نيست بنابراين تنها مي توان بيك نوع طبقه بندي كه سه دوره را از يكديگر مشخص مي سازد دست زد تا بتوان تحولي را كه جرم يافته است شناخت در غير اين صورت براي وقوف از جزئيات لازم است كه هر اجتماعي در زمان خود مجزا از ساير اجتماعات مورد مطالعه دقيق قرار گيرد.
اين طبقه بندي جرم در سه عصر مختلف عبارت است از :


1 _ جرم در مواجع اوليه
2 _ جرم در مواجع پيشرفته
3 _ جرم در زمان حال
الف : تحول جرم
1 _ جرم در جوامع اوليه
جرم در نزد انسانهاي اوليه به مفهوم خيلي وسيع عبارت از عملي بوده كه آشوبي در نظم اجتماعي ناشي از سنن ايجاد مي كرده است ابتدا بايد دانست كه تشكيلات طوايف اوليه از نظم و ترتيب مخصوصي برخورداري داشت و فعاليت اعضاي ايالات و قابل كاملا محدود بدستورات و احكام بسيار جدي بوده كه تخلف از آنها اجتماع را كاملا در خطر مي انداخته است بهمين جهت بسيار بزرگ و شديد , تجاوز به (منهيات) و خصوصاً ( منهيات جنسي) بالاخص (زنا با محارم) بوده است اين تجاوز كه بر حسب اين انسانها باعث مي شد كه نظم اجتماعي درهم ريخته شود وصيانش در معرض خطر انهدام قرار گيرد بطور جدي و شديد سركوب مي شد.
جادوگري غير قانوني يعني غير از آنكه جنبه رسمي و غير قانوني داشت نيز وسيله ديگري براي واژگون كردن نظم اجتماعي بود كه بطور قاطع و جدي عليه آن مبارزه مي شد.
بيحرمتي به مقدسات مذهبي نيز نوعي ديگر از اعمالي بود كه اختلال اجتماعي را بوجود مي آورد.
موس معتقد است كه واكنشهاي جزايي اوليه بعلت انتقام شخصي صورت نمي گرفت بلكه بعلت منهيات مذهبي و سنتي بود.
در جوامع اوليه در واقع دو نوع جرم وجود داشته است:
الف _ جرم داخلي
جرم داخلي عمل نابهنجار و ضد اجتماعي بوده است كه بوسيله فرد يا افراد عليه قبيله خود يا فرد و افرادي عليه قبيله خود يا فرد و افراد آن صورت مي گرفت اينگونه جرائم به دو دسته تقسيم مي شد :
1 _ جرائمي كه ارزشهاي جمعي گروه را مورد لطمه مي داد :
جرائمي كه بارزشهاي جمع زيان وارد مي كرد و احساسات گروه را جريحه دار مي نمود و در نتيجه جمع را عليه مرتكب بر مي انگيخت عبارت بود از : جنايت بگروه و اجتماع , جادوگري , بيحرمتي بمذهب و مقدسات , مسموم كردن.
اين جرائم غالباً بوجود آورنده واكنشهاي بسيار تند و شديد بود زيرا تجاوز مستقيمي باحساسات جمعي محسوب مي شد.
2 _ جرائمي كه ارزشهاي فردي را مورد صدمه قرار مي داد.
جرائمي كه به ارزشهاي فردي صدمه ميرساند دو نوع بود:
1 _ اگر جرمي در داخل خانواده به وقوع مي پيوست در اين صورت منجر بمجازاتي مي شد كه خانواده تعيين مي كرد.
2 _ اگر جرمي در قبيله رخ مي داد در اين صورت راه راه براي اجراي مجازاتي عمومي تر باز مي كرد كه جنبه وسيعتر و عامتري بخود ميگرفت.
در اين اجتماعات احساسات فردي از هر جهت قابل ملاحظه بود زيرا جريحه دار شدن آنها در واقع با لطمه زدن به ارزش اخلاقي خود رابطه مستقيم داشت بهمين واكنشي تند و بسيار سريع ايجاد مي كرد. دزدي و آدمكشي (جز آدمكشيهايي كه بسود خانواده يا قبيله بود) از اعمالي بودند كه مرتكب را بدام مجازاتي حتمي مي كساندند.
محققاً چند مثال فوق نمونه اي بيش نيست يعني فقط مي تواند مبين آن باشد كه جرائم اصلي از نظر انسانهاي اوليه عملي بوده كه بنظم اجتماعي و احساسات آنان ضربه مي زده است .
ب : جرم خارجي
گذشته از جرائمي كه در موارد فوق ذكر شده و آنها را مي توان امري داخلي دانست انواع ديگر جرم , عمل زيان بخش يك خارجي متعلق به قبيله اي عليه يكي از افراد قبيله ديگر بود اين چنين اتفاقي , واقعه و حادثه اي بزرگ و خونين ايجاد مي كرد زيرا منجر به قيام تمام افراد قبيله براي انتقام گرفتن از قبيله اي مي شد كه زيان زننده به آن تعلق داشت.
2 _ جرم در جوامع پيشرفته
انسان در اجتماعاتي كه دستخوش تحول شد و پيشرفتي حاصل نمود در يك حد نسبي آزادي هائي بدست آورد كه او را تقريباً از زنجير قوانين ايلاتي و قيد و بند سسن رهايي داد بنابراين انديشه اي كه از جرم در جوامع پيشرفته يافت مي شود تقريبا اصلاح شده است.
اين امر بديهي است كه نظم و تشكيلات اجتماعي هميشه ارزش خود را حفظ مي كند ولي بهم ريختگي آن بستگي به اعمالي ندارد كه آشوب و اختلال در نظم جوامع اوليه بوجود مي آورد.
بعنوان مثال مي توان ذكر كرد جرايم عليه مذهب كه ناشي از بي احترامي و جادوگري بود و مدتها در قوانين جايي بس بزرگ داشت قدرت خود را از دست مي دهد و از بين مي رود ولي در عين حال نبايد فراموش كرد كه گروه خاصي تعصبات مذهبي را همچنان حفظ مي كنند و آنرا گسترش مي دهند بهمين جهت قسمت عظيمي از اين عصر در برخي از جوامع نام دوره سياه بخود مي گيرد زيرا هر عملي كه مخالف مذهب قلمداد مي شود بزرگترين مجازات را بدنبال مي كشاند , نهايت بهمان نسبت كه اجتماع پيشرفت حاصل مي كند تعصبات مذهبي نيز از بين مي رود تا به دوران طلايي خود نزديك ميشود.
انحرافات جنسي نيز نوعي ديگر از جرائمي است كه در اين اجتماعات مورد سركوبي شديد قرار مي گيرد.
شارل مي نويسد كه جرائم عليه مذهب و انحرافات جنسي كه مورد مجازات و تنبيه شديد قرار مي گرفتند بسبب آن نبود كه به اجتماع زيان مي رساندند , بلكه بدان علت بود كه گناه محسوب مي شدند بهمين دليل چنين اعتقادي وجود داست كه مرتكب چنين اعمال بايد به مجازات برسد.
در جوامع پيشرفته جرم بزرگ در سو قصد به زندگي خلاصه ميشود يعني آدمكشي است كه از نظر افراد غير قابل عفو و اغماض مي باشد در كنار آدمكشي و اشكال مختلف ديگرش مانند ضرب و جرح و خونريزي و خشونتهاي جسماني , و در كنار جرمهاي جنسي مانند زنا كه هميشه موجوديت و ارزش اخلاقي خود را حفظ كرده اند ايجاد مالكيت فردي , بوجو آورنده دسته ديگري از جرائم مي شود كه ميتوان آنها را جرم عليه اموال ناميد.
با وجودي كه در برخي زمانها مجازاتهاي بسيار شديد و سنگين عليه سو قصدهاي مال اجرا مي شد بتدريج تخلفاتي از اين قبيل واكنش تند خود را از دست مي دهد بطوري كه امروز هرگز مانند قتل واكنش ايجاد نمي كند.
اين امر بخوبي نشان مي دهد كه زندگي انسان واقعاً مقدس است و داراي ارزش فراوان مي باشد بهمين دليل همه افراد اجتماع , اهميت فوق العاده اي براي آنان قائلند.
از جمله جرائم ديگر لطمه به امنيت كشور است پيناتل مي نويسد كه در يك اجتماع آزاد افكار عمومي لطمه اي را كه به امنيت خارجي وارد مي شود نوعي صدمه به امنيت داخلي نيز بشمار مي آورد.
از طرف ديگر , تغيير بزرگي كه در اجتماعات پيشرفته حاصل ميشود مربوط باحترامي است كه احساسات فردي بدست مي آورد زيرا جرايمي كه قبلاً تجاوزي به احساسات جمع محسوب مي شد و واكنش شديد ايجاد مي كرد ( جز در مورد لطمه به امنيت خارجي) سير قهقرايي طي مي كند و كمتر عكس العمل بوجود مي آورد در عوض تجاوز باحساسات فرد مرتبه اي خاص پيدا مي كند و بطور قابل ملاحظه ا توسعه مي يابد.
ضمناً جناياتي مانند مسموم كردن كه بعلت آنكه عميقاً احساسات جمع را جريحه دار مي كرد, جز جرائم خاص محسوب مي شد اين جنبه را از دست مي دهد و در رديف ساير جنايات قرار مي گيرد.
بطور كلي تحولي را كه جرم در جوامع پيشرفته مي يابد مي توان بطريق ذيل خلاصه كرد :
1 _ برخي جرائم عليه مذهب كم كم از بين مي رود و جاي خود را به برخي ديگر مي دهد و آنها نيز به تدريج حذف مي شوند.
2 _ ايجاد مالكيت فردي جرم عليه اموال را گسترش ميدهد.
3 _ لطمه به امنيت خارجي , نوعي صدمه به امنيت داخلي به شمار ميآيد .
4 _ برخي جرائم جنبه عام بخود مي گيرد و از زمره جرائم خاص خارج مي شود.
5 _ واكنش عاميه آدمكشي نسبت به ساير جرائم جنبه شديدتري بخود مي گيرد.
6 _ جرائم تجاوز باحساسات فردي جايگزين جرائمي مي شود كه تجاوز باحساسات جمعي محسوب مي شد.
3 _ جرم در زمان حال
امروز زندگاني جديد و اهميت روز افزوني كه شرايط اقتصادي كسب كرده ريشه اعمال ضد اجتماعي روزانه اي قرار گرفته است كه مي توان به جرائم حيله گرائي معني نمود.
در زمان حال دزديهايي كه به مهارت و زبردستي بيشتر از هوشمندي احتياج دارد كمتر شنيده مي شود خيانت در امانت و اقسام كلاهبردارها و اختلاسها و حقه بازيها و غيره كه سر به ميليون ها و ميلياردها مي زند به زيركي و هوشياري بسيار نيازمند است اين روشهاي جديد بزهكاري نه تنها تغييرات بزرگي در نوع جرائم ايجاد كرده بلكه در طبقات اجتماعي بزهكاران نيز تاثير بخشيده است زيرا در حالي كه جنايتكاران , آدمكشها , عاملان ضرب و جرح , نزاع كنندگان , كساني كه در ارتكاب جرم سفاكي و بيرحمي فراوان دارند… در حد بسيار وسيعي از افراد بوجود مي آيند كه استطاعت مالي زياد ندارند و در عين حال از همين افراد بدون سرمايه و تنگدست است كه دزدان , راهزنان , سارقان مسلح … نيز ساخته مي شوند هنگامي كه جرائم حيله گرانه مورد بررسي قرار مي گيرد تقريباً همه چيز عوض مي شود چون برعكس آدمكشي ها و جناياتي كه بيشتر مربوط به طبقاتي است كه اشاره شد جرائم حيله گرانه به افرادي متعلق مي باشد كه مصدر كارند از مقام و عنواني نيز برخورداري دارند معمولاً از آموزش لازم بي بهره نيستند و از يك زندگاني نسبتاً مرفهي نيز استفاده مي كنند.
گرچه جرائم اين طبقه كه بنام بزهكاري يقه سفيدها معروف است كمتر بوسيله آمار قابل اثبات است زيرا به انحا گوناگون و بالاخص بوسيله قدرت روي اعمال بزهكارانه خود سرپوش مي گذارند و در نتيجه جرم ارتكابي آنان معمولاً ظاهر نمي شود ولي با وجود اين ميتوان بجراه اذعان كرد كه بزهكاري اين طبقه خيلي بيش از آن چيزي است كه ممكن است در فكر حاصل شود.
گذشته از جرائم اقتصادي و تقلب … جرم ديگري كه روز به روز بتزايد است جرم غير عمده مي باشد كه در اثر تسامح و بي توجهي بوجود مي آيد انگونه جرائم كه تقريبا تمام دنيا رقم بسيار با توجهي را تشكيل مي دهد يكي از علل بزرگ نگراني جوامع متمدن زمان حال ميباشد.
از سوي ديگر هيجانات شديدي كه معمولا مردم در قبال برخي جرائم از خود نشان مي دادند از بين مي رود بهمين جهت هنگامي كه پليس اعلام مي كند كه 25% دزديهاي ارتكابي جنبه عادي داشته و 30% با كيفياتي مخصوص صورت گرفته است در افكار عمومي واكنشي ايجاد نمي شود و هيجاني بچشم نمي خورد.
از بيت رفتن مجازاتهاي خانوادگي كه قبلاً وجود داشت يكي ديگر از تحولاتي است كه بوجود مي آيد در زمان حال , مجازات جنبه عمومي دارد و قانون است كه حكم مي كند .
بطور كلي تحول جرم را در زمان حال مي توان بطريق ذيل خلاصه كرد :
1 _ ظهور جرمهاي جديد كه بصورت حيله گري, حقه بازي و كلاهبرداري صورت مي گيرد كه غالبا توسط طبقه خاصي بنام يقه سفيدها انجام ميشود.
2 _ ظهور جرائم غير عمد.
3 _ وجود جنايات خيلي سنگين و شديد كه متعلق به طبقه نيازمند و تنگدست است.
4 _ از بين رفتن هيجان در قبال برخي جرائم .
5 _ معدوم شدن مجازاتهاي خانوادگي.
ب : تحول كيفر
كيفر چيست ؟
همانطور كه روشن است اولين توجهي كه در مورد امور جنايي صورت گرفت در روي جرم بود كه بعدها تحقيقات به بزهكار نظرها را به خود جلب كرد و آنگاه عوامل اجتماعي مورد توجه واقع شد و عوامل سازنده جرم مورد بررسي قرار گرفت.
مرل وويتود مي نويسد كه حقوق جزاي كلاسيك تنها يك امر توجه داشت و آن از بين بردن جرم بوسيله مجازات بود اين راه حل قديمي ترين و با دوام ترين و عمومي ترين كليه راه حلهايي است كه ممكن است براي مبارزه عليه جرم در نظر گرفته شده باشد.
از زماني كه جرم در روي زمين پيدا شد واكنش شديد و خشونت آميزي بصورت مجازات مجرم براي نابودي زندگي او اموال و هستي او و بالاخره حقوق او نيز تظاهر پيدا كرد.
بقول سالدانا پيدايش بزه فقط كيفررا آفريد زيرا ديگر كسي بجستجوي علت جرم و شناخت بزهكار نپرداخت بلكه هدف فقط كيفر دادن قرار گرفت.
استفاني , لواسور , ژامبومرلن ضمن اشاره به همين موضوع مي نويسند كه تجاوز به مقررات و انضباط زندگي اجتماعي باعث صدمه و ضرر به اجتماع مي شد بهمين جهت اجتماع هم عليه مقصر قيام مي كردو با تعقيب دو هدف جبران به مثل مي نمود و بدي اعمال شده بوسيله بزهكار را با بدي كردن باو پاسخ مي گفت.
بنابراين مجازاتهايي كه بصورت سنتي اعمال مي شدند و حتي كيفرهايي كه دستخوش تحول شده اند بيان كننده واكنش سركوب كننده اجتماعي مي باشند.
گين برگ مي نويسد كه جرم از دير زمان به منزله يك گناه به شمار ميآيد بزهكار بعلت عمل ضد اجتماعيش تعادل روشها و اصول اخلاقي موجود را كه بايد مورد احترام و رعايت همه قرار گيرد بهم ميزد و در آن اختلال و بي نظمي ايجاد مي كرد .
برقراري اين تعادل با اجراي مجازات درباره جرم كه مي بايست متناسب با درجه گناه او باشد عملي مي شد.
مجازات و شكنجه اي كه بزهكار تحمل مي كرد براي توصيه توقعاتي بود كه عدالت پاداش دهنده مصراً خواستار بود اينسان حل كردن مساله جرم از موضوعات متافيزيكي و مذهبي الهام مي گرفت بهر طريق موضوع قابل اهميت , عمل بزهكارانه بود و در حالي كه فرد كه عامل جرم بشمار مي آيد در درجه دوم اهميت قرار داشت.
اسزره مي نويسند كه مجازات واكنشي بود كه در قبال اشتباه , تظاهر پيدا مي كرد و هدفش هم پديد آوردن رنجها و دردهاي جسماني و رواني بود.
و وثن ولئوته معتقدند كه كيفر رنجي است بعلت خطا و اشتباهي كه بزهكار مرتكب شده است درباره او اعمال مي گردد.
عقيده استانسيو ولگنل لاواستين درباره مجازات نيز تقريبا با نظر محققان فوق الذكر مظابقت مي كند زيرا اين دو جرم شناس هم مجازات را شكنجه اي مي دانند كه بعامل جرم اعمال مي شود تا او را در دام رنج و درد مبتلا سازد.
دونديودووابر استاد حقوق جزا نيز بصورتي ديگر به موضوع مجازات و شكنجه اشاره مي كند و مي نويسد كه مفهوم رنج و عقوبت هيچ گاه از انديشه مجازات جدا نيست.
لوي برول معتقد است كه مجازات يك قانون تنبي اجتماعي است كه جرم بوجود آورنده آن است سنگيني و سبكي آشفتيكها و اختلالات ناشي از برخي اعمال در وجدان عمومي بوسيله مجازات تخمين زده ميشود بسخني ديگر هر قدر جرم ارتكابي سنگين تر باشد كيفر تحميلي شديدتر است.
بهر ترتيب جمله معروف لاتين كه مي گويد :
_ بزهكاران مجازات مي شوند زيرا مرتكب گناه شده اند.
به خوبي اين انديشه را بيان مي كند كه اشتباه و خطا بايد بوسيله اعمال مجازات از ميان برود.
استفاني , لواسور و ژامبومرلن مي نويسند كه طبيعت مجازات داراي خصوصيتي رنج دهنده است بزهكار مجازات را يك شكنجه يك عذاب و يا حداقل يك محروميت يك رنج و ناراحتي بزرگ بشمار مي آورد و احساس مي كند كه به علت اعمال نادرست و زشت خود سزاوار چنين عقوبتي بوده است.
همين محققان مي افزايند كه اين خصوصيت مجازات به هيچ وجه نبايد از بين برود ولي در عين حال نبايد آنچنان شديد باشد كه سازگاري اجتماعي و بازسازي بزهكاري را كه مطمح نظر است بخطر بيندازد.
بهرحال هر جامعه اي پديد جرم را بمنزله عصياني عليه افراد و اجتماع و نظم موجود آن تلقي مي كرد بهمين جهت واكنشهايي كه عليه آن نشان ميداد بصورت مجازات بدكاران و انتقام از آنان متجلي مي شد.
عمر كيفر
ريموند شارل مي نويسد كه تاريخ حقوق جزا بخوبي اثبات مي كند كه افكار و انديشه هاي زمان ما داراي ريشه هاي بسيار كهن است و بهزاران سال قبل و به دوران هاي قديم وابسته مي باشد قانون تكرار جرم , از سه هزار سال پيش در زمان پادشاهي چو ها كه در چين سلطنت مي كردند وجود داشته است.
شارل معتقد است كه حقوق جزا از اصل بصورت عادي و طبيعي موجود بوده است زيرا بررسيها بخوبي نشان مي دهد كه حقوق جزاي موجود تحت تاثير برخي نيازهاي مادي واكنش هاي مذهبي و روحاين كه به همه اجتماع وابسته بودند قرار داشت و فرمانها و دستورات آنها را بمورد اجرا در مي آورد.
شارل طبيعي بودن حقوق را نيز رد مي كند و طرفداران اين طرز فكر را متهم مي نمايد كه قصدشان از پذيرفتن حقوق بصورت طبيعي توجيه كردن ستمگريهاي كيفرهايي است كه در طول تقليد هاي مسخره آميز داوريها و دادگريها بوسيله عواطف طرفدار آنها آفريده ميشود.
اين محقق ضمناً وابسته بودن حقوق را به امور ماورا طبيعه رد ميكند و مي نويسه كه طرفداري از اينگونه انديشه يك حدس نادرست بيش نيست تمام پيغمبران از صورت افسانه اي خارج شده اند و بخوبي ميتوان پي برد كه آنان دانشمنداني بوده اند كه توانسته اند در رسوم و سنتها تغييراتي پديد آورند و قوانين قابل توجهي تدوين نمايند.
بررسي روشهاي قضايي بخوبي اثبات مي كند كه حقوق قسمتي از تمدن است كه در طول دوره هاي تحول پيشرفت يا بازماندگي و يا طي سير قهقرايي سياسي و اجتماعي , دچار تغييرات و دگرگونيهايي ميشود.
گارو مي نويسد كه به هيچ وجه باور كردني نيست كه جامعه اي هر قدر اوليه باشد يا در قبيله اي هر قدر وحشي گري و عقب ماندگي به چشم بخورد در آنها مجازات خواه به منزله يك واكنش اجتماعي عليه اعمال ضد اجتماعي و خوه مانند يك سزاي عمل بدكارانه بوسيله روش هاي سركوب كننده وجود نداشته باشد.
مرل و ويتو معتقدند كه از زماني كه فرد زهكار در روي زمين پيدا شد مجازات هم بوجود آمد و در همه ازمنه بعنوان يك سلاح موثر عليه جرم شناخته شد و بكار رفت.
لئوته در همين مورد اشاره مي كند كه به همان نسبت كه اجتماعات انساني قديمي هستند حقوق جزا هم عمر دارد اگر تاريخي دقيقاً مورد مطالعه قرار گيرد بخوبي مشاهده مي شود كه از زماني كه انسانها بصورت اجتماع با يكديگر بزندگي كردن پرداختند حقوق جزا نيز بوجود آمد.
گرچه تحقيقاتي كه سومرمن انگليسي و لويس مورگان آمريكايي انجام دادند امررا باثبات مي رساند ولي بررسي هاي مالينووسكي مخصوصاً در جزايز ملانزي در زمان جنگ جهاني نشان مي دهد كه در برخي از جوامع اوليه مجازات و سركوبي بمعناي واقعي وجود نداشته است زيرا مردان اين جوامع ترديد داشتند كه واقعاً ترس و رعب از مجازات بتواند يك عامل اساسي افراد را وادار كند تا نظم اجتماعي را رعايت كنند و به آن احترام گذارند شباهت افراد بهم و ميل به تبعيت از يكديگر در اعمال و رفتار خود يكي از عوامل سازنده هم آهنگي و هم نواختي رفتارها بود اثر ترس از مجازات براي برقراري تعادل بهم ريخته بعلت جرم ارتكابي بسيار كم بود و عوامل و واكنشهاي گوناگون ديگر بمراتب بهتر از اعمال كيفر قادر بود كه نظم از دست رفته را برقرار نمايد مثلا يك نوع عامل پيشگيري از نتايج وحشتناك تجاوزات بود , زيرا سرنوشتهاي بد مورد جادوگري قرار ميگرفت بطرف اعمال زشت نراند.
به ترتيب يكي از مشكلات بزرگ آن است كه واقعاً نمي توان تمام تاريخ جوامع را از نظر مجازاتها و واكنش اجتماعي مورد بررسي قرارداد زيرا از قسمت اعظم اجتماعات اوليه اطلاع چنداني در دست نيست و تاريخ محض مي باشد ولي در حدودي كه اطلاعاتي در دست است هدف , نوع و خصائص كيفرها بخوبي روشن مي كند بهمين جهت براي پي بردن بچگونگي مجازاتها و علت تحميل آنها بررسي و مطالعه اي تاريخي ولو هر قدر كوتاه باشد , ضروري بنظر مي رسد ولي نيايد فراموش كرد كه اين تحقيق روي اعمال كيفرهاي مختلف صورت مي گيرد كه وابستگي كامل با انديشه ها و اجساسات و عواطفي دارد كه در گروههاي اجتماعي مورد نظر يافت ميشود موضوع مسئوليت كاملا به افكار اين گروههاي اجتماعي وابسته ميباشد.
هدف از اجراي مجازات
1 _ اجتماعات اوليه
در اجتماعات اوليه هرگونه لغزش و تجاوزي كه بمنهيات صورت ميگرفت هر چند كه بدون منظور خاصي و بدون آنكه اراده مدخليتي داشته باشد انجام شده باشد باز به شديد ترين صورت مسكن ممكن سركوبي قرار مي گرفت و مقصر به مجازاتهاي بسيار سنگين محكوم مي شد. مسئوليت جزايي حقيقي بود كه بر پايه مادي بودن عمل انجام شده بنا گشته بود.
هدفهايي را كه از اجراي در اجتماعات اوليه وجود داشت مي توان بطريق ذيل خلاصه كرد:
الف : ترضيه خاطر زيان ديده يا خانواده او
هنگامي كه فردي مورد اهانت آزار و لطمه قرار مي گرفت بعلت دگرگوني هاي تحريك آميزي كه در طبيعت انسان پديد مي آيد هيجان زده مي شد و بلافاصله مي كوشيد تا بدي اعمال شده را به كسي كه او يا خانواده اش را مورد تجاوز قرار داده است برگرداند و بدي را بدي پاسخ گويد و با بيرون ريختن حقد و كينه از نهاد خود بصورت مقابله بمثل و زيان زدن به دشمن و حتي همه خانواده او بتواند ترضيه خاطر خود را فراهم سازد و آرامش فكري از دست رفته را باز يابد و احساسات لطمه خورده را النيام و راحتي بخشد.
بنابراين يكي از هدف هاي مجازات زدودن دغدغه خاطر و عصيان از نهاد زيان ديده و خانواده او و فراهم نموون راحتي خيال و انديشه آنان بود.
بعدها در اينگونه عملكرد كه بسيار خونين انجام مي شد تغييرات و تحولات پديد آمد و با سازمان يافتن اجتماعات و گسترده شدن قدرتهاي مركزي قصاص جايگزين زدو خوردهاي دسته جمعي شد.
همانطور كه مرور ويتو مي نويسد حقوق جزاي كينه توزانه عاري از هرگونه انديشه و فكر پيشگيري بود زيرا انتقام بعلت ارعاب اجتماعي يا فردي بمنظور كاهش دادن جرم صورت نمي گرفت . انتقام در حقيقت قيمت طبيعي اهانت و زيان را داشت و هيچ هدف ديگري را تعقيب نمي كرد مفهوم مجرميت كاملا ناشناخته بود و سركوبي يك خصوصيت كاملا نا انديشيده و واكنش آني را بيان مي نمود و مسئوليت عمل مجرمانه , سنگيني خود را در روي جمع يعني در روي تمام نزديكان عامل مي انداخت.
ب : حمايت از اجتماع
در اجتماعاتي كه ابتدايي يا قديمي گفته مي شود واحد اجتماعي فرد نيست بلكه جمع است جاويدان نگهداشتن اين جمع و در صيانت و حفظ اجتماع كوشيدن و سعي در پايدار داشتن سنن و آداب گروه , وظيفه هريك از اعضا است بهمين جهت جرائم بسيار شديد و سنگين همانطور كه قبلاً ذكر شد آنهايي است كه صدمه اي به تعادل طايفه وارد سازد اين چنين انديشه اي از جرم عمل مجازات را بخوبي بيان و روشن مي كند زيرا اين اسلحه ايست كه بايد نظم بهم خورده اجتماع را مجدداً برقرار نمايد و تعادل از دست رفته را از نو زنده كند.
بنابراين اساس مجازات در واقع حمايت از منافع اجتماع و دفاع از جامعه است بسختي ديگر , همانطور كه فوكنه مي نويسد , مجازات فقط بزهكار را هدف قرار نمي دهد بلكه عليه جرم هم بكار مي رود.
ج _ جلب رضايت خدا
در اجتماعات اوليه اعتقاد با آنكه جرم باعث بر انگيخته شدن خشم خدايان مي شود بشدت رايج بود و در نزد برخي از اين اجتماعات اصولاً بعضي تجاوزات و بدكاريها توهين بزرگي بدستگاه خداوندي تلقي مي شد بهمين دليل براي جلب رضايت خداوند و كاهش دادن خشم و نفرت او مقصر مورد مجازات قرار مي گرفت اين عمل در واقع براي حفظ جامعه از شعله هاي غضب الهي انجام مي شد زيرا اجتماع از انتقام او وحشت داشت.
مرل و يتو مي نويسند كه رنج و شكنجه اي كه بيد كار تحميل ميشد تنها جنبه جلب رضايت خاطر زيان ديده را بهمراه نداشت بلكه به برقراري تعادل لازم در روابط بشر با قدرتهاي آسماني كه بر جهان حكومت مي كند نيز كمك مي كرد.
د . حفظ قدرت فرمانروا
رئيس قبيله يا گروه اجتماعي نيز به نوبه خود براي حفظ فرماندهي و قدرت خود كساني را كه ممكن بود خدشه اي بحكومت و تسلطش وارد سازنده و يا خطراتي ايجاد كنند كه از نفوذش كاسته شود به يك نفر مي رساند در حقيقت او از افرادي كه تا آن حد گستاخ وجسور بودند كه بخود اجازه مي دادند كه قدرت فرمانروا را در معرض خطر قرار دهند انتقام مي گرفت.
ه_ تهذيب اخلاقي گناهكار
مهذب كردن بدكار از آلودگي كه ناشي از ارتكاب اعمال زشت و تبهكارانه بود و زدودن زنگار گناهكاري از روح گناهكار او وصون نگهداشتن از هر گوه لغزش و خطاي مجدد يكي ديگر از هدفهاي اساسي اعمال مجازات بشمار مي رفته است لذا كسي كه مرتكب عمل خلافي مي شد و دست خود را به اعمال ضد اجتماعي آلوده مي كرد مي بايست كيفرهاي گوناگوني را كه براي مهذب كردن روح آلوده و گناهكارش باو اعمال مي گرديد تحمل نمايد.
تهذيب اخلاقي مقصر همان است كه بعدها مورد نظر مكتب عدالت مطلق قرار مي گيرد.
زيرا پايه گزاران اين مكتب معتقد بودند كه اجراي مكافات بهر قيمتي كه شده ضروري و لازم است و گرنه روح بزهكار براي هميشه آلوده باقي مي ماند.
2 _ اجتماعات پيشرفته
از لحظه اي كه قدرت مركزي شكل گرفت و بر همه افراد اجتماع مسلط شد دگرگوني چشمگيري هم در حقوق جزا پديد آمد و جرم مفهوم جديدي يافت يعني بصورت يك پديده اجتماعي درآمد كه نظم اجتماعي را مورد لطمه قرار مي دهد بهمين جهت نه تنها هدف انتقام گرفتن تعقيب شد تا مجرم تصور نكند كه عمل شايسته اي انجام داده و يا عمل نادرست و زشتش بدون مكافات مانده است بلكه جنبه پيشگيري از جرائم آينده نيز مورد نظر قرار گرفت. بنابراين هدف از مجازات تنها انتقام جويي نبود بلكه توبه مجرم و ايجاد ارعاب در او و در اجتماع هم به آن افزوده شد.
فرق اين مرحله با آنچه كه قبلا ذكر شد در آن است كه در گذشته هرگونه مسئوليت شخصي نفي شده بود و تنبيه بمنظور برقراري نظم مختل شده بوسيله جرم ارتكابي بمرحله عمل در مي آمد در حالي كه در نظام جديدي ك بوجود آمد مجازات فقط شخص مجرم را هدف قرار مي داد بدين معني كه حدود مجرميت بزهكار ارزيابي مي شد و اندازه مسئوليش در عمل ارتكابي مورد نظر قرار مي گرفت و آنگاه تنبيه لازم درباره اش به مورد اجرا در مي آيد.
اين نظام در حقيقت همان است كه از زمان قديم شروع شده و تا عصر رنسانس و حتي تا دوره هاي بسيار نزديك ادامه داشته است.
هدف تحميل مكافاتهاي گوناگون را در اجتماعات پيشرفته مي توان بطريق ذيل خلاصه كرد :
الف : اصلاح مجرم
اولين مرحله مربوط به صلاح مجرم بوسيله مجازات است لوي برول معتقد است كه منظور از اينگونه عمل كردن و هدف از اصلاح فقط وادار كردنبزهكار بكفاره پس دادن و توبه نمودن مي باشد كه پايه هاي آن بدون شك بسيار قديمي است ولي مخصوصاً توسط كليسا منتشر تبليغ و آموخته شد.
مرل وويتو مي نويسند كه تحولاتي كه در كليسا پديد آمد باعث شد كه انديشه و افكاري هم كه نسبت به مجازات وجود داشت دچار تغيير و تحول شود لذا هدفي كه مورد تعقيب كليسا قرار گرفت هم بيشتر جنبه واقع بينانه داشت و هم مفيد تر بود مجازات در واقع بعنوان وسيله اي انتخاب شد كه براي اصلاح بزهكار بايد بكار رود بنابراين براي اولين بار آينده محكوم نيز مورد توجه واقع شد يعني بجاي طرد و نابودي مجرم , كوشش بعمل آمد تا مجازات به او اجازه دهد كه خود را اصلاح كند و قادر شود به زندگي شرافتمندانه اجتماعي برگردد.
بهمين دليل كليسا مجازات مرگ و شكنجه هاي جسماني را نفي كرد و كار كردن هاي اجباري و زندانهاي مجرد را ستود.
در اين مرحله , مجازات مبين يك خصوصيت كاملاً اخلاقي است كه اشتباه بزهكار را نشان مي دهد بعبارت ديگر مسئوليت كاملا شخصي است.
ب : ارعاب بزهكار
مرحله ديگر كه با آنچه گفته شد كاملا فرق دارد مرحله اي است كه قصد از مكافات مرعوب كردن و درس عبرت دادن به مجرم است تا بدين وسيله امنيت اجتماعي و نظم و انضباط جامعه حفظ گردد زيرا اعتقاد بر آن است كه اعمال مجازات بيزهكار باعث مي شود كه مجرم از بيم تحمل مجازات مجدد ديگر گرد بزه نگردد و خود را آلوده اعمال ضد اجتماعي نسازد و از سوي ديگر بقبح عمل خود واقف شود و احساس نمايد كه تحمل مجازات بعلت آن بوده است كه گاهي برخلاف شئون اجتماعي برداشته است.
ج : ارعاب در اجتماع
هدف ديگر اعمال كيفرهاي مختلف بيزهكاران ايجاد ارعاب در اجتماع و بيم و هراس در نهاد افرادي است كه امكان دارد در دام بزهكاري دچار شوند.
گارسون مي نويسد كه تحميل شكنجه و عذاب به بزهكار دو هدف كاملا مشخص داشت كه عبارت است از :
1 _ وادار كردن مجرم باصلاح شدن بوسيله توبه اي كه مي كند.
2 _ ايجاد كردن اعاب در اجتماع بدين صورت كه عقوبت باعث ميشود كه تمام كساني كه مي كوشيند تا راه او را انتخاب نمايند از آن دست بردارند و براه راست بر گردند.
بنا بر اين توبه و ارعاب دو كلمه اي بودند كه هدف كلي حقوق جزاي جوامع پيشرفته را كاملا مشخص مي كردند.
ووئن و لئوته مي نويسند كه دستگاه عدالت تا پايان قرن هيجدهم تنها عملي را كه انجام مي داد مجازات مقص بمنظور درس عبرت دادن به ديگران و ايجاد ارعاب در اجتماع بود زيرا تصور مي شد كه شكنجه و عذاب افراد مي تواند خوف و وحشت در دل اجتماع پديد آورد و در نتيجه مانع ارتكاب جرم ديگران گردد اين گونه سياست پيشگيري از جرم توام با انتقام در ملاعام بود كه همراه با تبليغات و توام با خشونت بسيار در برابر ديدگان مردم انجام مي گرفت.
3 _ زمان حال
در زمان حال , بزهكار و اجتماع هر دو مورد توجه مي باشند و مانند گذشته صورت افراط و تفريط ندارد تا يكي بطور كامل مطمح نظر قرار گيرد و ديگري بكلي بدست نسيان سپرده شود.
از سوي ديگر تمام توجه بگذشته معطوف نمي گردد بلكه آينده نيز مورد نظر مي باشد بهمين جهت مي توان هدف از مجازات را در زمان حال به طريق ذيل طبقه بندي نمود:
الف _ توجه به گذشته بزهكار
منظور از توجه به گذشته بزهكار در دو اصل خلاصه ميشود : توبه و تاديب
1 _ توبه
اولين هدف كه به هيچ وجه تازگي ندارد و در واقع يادگار قرو گذشته است توبه دادن بزهكار از عمل زشت و نادرست ارتكابي بهمين جهت كيفري كه به جرم اعمال مي گردد براي وادار كردن او به اصتغفار از گناهان و تعهد به دوري و اجتناب از اعمال ضد اجتماعي و نا شايست مجدد است.
گرچه در ظاهر امر توبه بزهكار جزو هدفهاي مجازات نيست ولي در حقيقت اين مر هميشه مطمح نظر بوده است هم چنانكه هنوز هم يكي از هدفهاي اصلي را تشكيل مي دهد.
2 _ تاديب
دومين هدف از تحميل مجازات تاديب بزهكار بعلت آلوده شدن او به اعمال ناهنجار اجتماعي و دست زدن به بزهكاري است.
برعكس توبه كه در هيچ ماده اي به چشم نمي خورد و هيچ جابدان اشاره اي نمي شود كه مبين هدف مجازات باشد تاديب جايي بس بزرگ در قوانين دارد و در واقع مي توان اذعان كرد كه هدف اساسي مكافات را تشكيل مي دهد.
منظور از تاديب در مكافاتهاي تحميلي آن است كه كسي با ارتكاب عملي ناهنجار كه قانون آن را جرم شناخته است صيانت و نظم جامعه دار در معرض خطر قرار مي دهد بايد سزاي عمل نادرست خود را بوسيله مجازات دريافت كند تا بقيح عمل خود پي ببرد و ديگر خود را آلوده اعمال ضد اجتماعي نكند و در واقع همانطور كه معروفست اشتباهي را كه بزهكار مرتكب شده است بايد بوسيله تحميل مجازات به او از ميان برود.
ب _ توجه به آينده بزهكار :
مجازات تنها گذشته را در بر نمي گيرد بلكه به آينده مجرم هم توجه دارد زيرا بوسيله كيفر تحميلي , بازسازي اجتماعي را در مجرم ايجاد مي كند بزشتي برخي اعمال و جرم بودن آنها آگاه مي سازد و بالاخره باعث مي شود بعلت ترس از مجازات مجدد از ارتكاب جرمي ديگر احتراز ورزد.
بنابراين مي توان اين توجه به آينده مجرم را به طريق ذيل خلاصه كرد:
1 _ آگاهاندن بزهكار بنادرستي عمل ارتكابي :
يكي از مسائلي كه سخت مورد توجه مي باشد و يكي از هدف هاي اصلي مكافات را تشكيل مي دهد واقف نمودن مجرم به رفتارهاي ضد اجتماعي خود آشنا ساختن او به كردارهاي مجرمانه و آگاندن او بروشي است كه برخلاف مصالح و موازين اجتماعي انتخاب كرده است.
اين آشنايي بزشتي اقدامات انجام شده و اعمال بزهكارانه دو سود بزرگ دارد :
يكي آنكه زماني كه بزهكاري بنادرستي عمل خود و ضد اجتماعي بودن آن واقف شد ساده تر و سريعتر مي تواند بازسازي اجتماعي را در او ايجاد كرد و دوم آنكه در نتيجه اين وقوف مي توان مانع كردارهاي زيان بخش او شد و اجتماع را از آسيب اعمال نادرست و سومش مصون نگهداشت و از گزند جرمهاي ارتكا بيش حفظ كرد.
بنابراين يكي از هدف هاي كيفرهاي تحميلي آگاهاندن بزهكار از راه و روش غلط و ناهنجار انتخابي اوست كه باعث صدمات بزرگي به پيكر اجتماع وارد گردد.
2 _ ايجاد ارعاب در بزهكار :
هدف ديگري از تحميل مجازات مورد نظر مي باشد ايجاد رعب و هراس در نهاد بزهكار براي جلوگيري از آلودگي مجدد او به اعمال ضد اجتماعي است زيرا اعتقاد بر آن است كه اگر خطا كاري سزاي عمل نادرست خود را ديد و كيفري كه مناسب جرمش بود باو تحميل شد و تلخي زجر مكافات لازم را چشيد از ترس مجازات مجدد ديگر مرتكب جرم نمي شود و همه قواي خود را بكار مي برد تا در دام بزهكاري دچار نگردد زيرا مي داند كه در صورت تكرار جرم به مكافات هاي گوناگوني كه در انتظارش مي باشد خواهد رسيد.
استفاني , لواسور و ژامبومرلن مي نويسند كه مجازات باعث مي شود كه محكوم بهتر بتواند اهميت ارتكابي خود را ارزيابي كند و در نتيجه در آينده از دست زدن مجدد به آن خودداري ورزد.
3 _ بازسازي اجتماعي بزهكار :
يكي ديگر از هدفهاي مجازات تغيير دادن بزهكار بيك انسان شرافتمند است .
بازسازي اجتماعي بزهكار كه از اساسي ترين واصولي ترين هدفها ميباشد امروز مورد نظر اكثر قوانين كشورهاي مختلف مي باشد زيرا در حال حاضر ديگر اين واقعيت اثبات شده است كه مجرم نبايد مورد انتقام و قصاص قرار بگيرد و با او مانند يك حيوان رفتار شود.
به همين جهت كوشش در آن است كه كينه جويي از ميان برود و نفت و انز جار از مجرم جاي خود را بدلسوزي و غم خواري بدهد و در نتيجه بجاي تحميل آزاد و شكنجه راه هاي اصلاحي در نظر گرفته شود تا بدينوسيله بتوان بدكاران را شفا داد و آنان را كاملاً سازگار به آغوش اجتماع برگرداند.
انديشه اصلاح كردن مجرم را نمي توان فقط به زمانهاي اخير محدود كرد بلكه همانطور كه قبلا ذكر شد با مروري در طول قرون بخوبي مشاهده مي شود كه كسان ديگري هم بودند كه داراي انديشه عالي بوده و روشن بازسازي اجتماعي بزهكار را بر ساير امور رجحان
داده اند.
از جمله فلاسفه اي كه معتقد به اين امر بوده اند مي توان افلاطون را ذكر كرد نهايت همانظور كه اشاره خوهد شد عقيده او در مورد نحوه اصلاح مجرم با ساير مصلحان قرون بعد فرق ميكند زيرا تكيه او بيشتر بر اجراي مجازات بود و آنرا تنها وسيله تهذيب اخلق بدكار و زدودن آلايش و ناپاكي از روح او بشمار مي آورد.
مابيلن كشيش نيز اواخر قرن هفدهم از اين طرز فكر طرفداري كرد بهمين جهت اصرار داشت كه روح تعادل و مهرباني با مجرم در مجازاتها معمول گردد و بدكاران مورد شكنجه و عذاب قرار نگيرند زيرا بدين وسيله از يك سو مي توان آنان را اصلاح كرد و از سوي ديگر مقام و رتبه سابق اجتماعي را به آنان باز گرداند.
بر مبناي حمايت از طرز تفكر بازسازي اجتماعي بزهكار بود كه در ابتداي قرن هيجدهم ساختن زندانهاي مجرد و تفكيك مجرمان از يكديگر آغاز شد تا بدين طريق نحوه اصلاح بهتر و صحيح تر انجام بگيرد.
ژن هوارد انگليسي نيز بعدها از اين روش طرفداري كرد و آن را ستود.
متاسفانه عليرغم نظرات اصلاحي ارزنده اي كه در مورد سازگاري كردن مجرمانه داده شد عملا آنچه كه انجام مي گرفت صرفاً اجراي مجازات كه بر مبناي ايجاد ارعاب در اجتماع و تنبيه بدكار كه از هدف هاي سنتي بشمار مي آمد قرار داشت بزهكار هيچگاه از طرف دستگاه عدالت مورد ياري و كمك قرار نمي گرفت تا بتواند خود را اصلاح و سازگار نمايد.
بديهي است كه اين طريقه عمل به هيچ وجه صحيح نبوده زيرا هيچگاه بزهكار اصلاح نمي شد بعدها سالي با نوشتن كتاب مشهود خود در سال 1898 زير عنوان تفريد مجازاتها و تدريس آن در مدرسه علوم اجتماعي بين سال هاي تمام كوشش خود را در راه اثبات تقدم اصلاح بزهكار بر ساير هدفها بكار برد سعي او هم چنان كه از عنوان كتابش بر مي آيد در تعديل مجازاتها و نرم كردن آنها به سود اجتماع و مجرم بود زيرا در نوشته خود مخصوصاً به اين امر اشاره مي كرد كه براي اصلاح بدكار قبل از توجه به جرم ارتكابي بايد شخصيت او را مورد نظر قرارداد و بايد آن را آن چنان كه لازم است شناخت تا بتوان بطريقي صحيح در سازگار كردن و اصلاح او اقدام كرد.
ح _ توجه به اجتماع
به عقيده كيفر دهندگان تحميل مجازات به تبهكار و اجراي كيفرهاي گوناگون از نقطه نظر اجتماعي حاوي چهار هدف بزرگ است.
1 _ عليه جرم مبارزه مي كند تا آن را نابود سازد.
2 _ از اجتماع دفاع مي كند تا نظمش را محفوظ نگهدارد.
3 _ از وقوع جرائم جلوگيري بعمل مي آورد.
4 _ عدالت را اجرا مي كند.
1 _ مبارزه عليه پديده بزهكاري
بزهكاري يكي از انزجار آور ترين پديده هاي اجتماعي است كه بعلت صدمات مالي , جاني , اخلاقي … كه بوجود مي آورد هميشه در زمره بدترين و كريه ترين آفت ها بشمار مي آيد محققاً هر كس كه در اجتماع نياز كامل دارد كه در كمال آسايش بسر برد و در سايه آرامش از مواهب زندگاني برخورداري حاصل نمايد و هيچگاه ميل نيست كه عاملي آنها را دستخوش اغتشاش و آشفتگي سازد و آرامش خاطر او را در هم بريزد بهمين جهت اين پديده كه از زيان آورترين دشمنان انسان محسوب مي شود بعلت تشويق و نگراني كه ايجاد ميكند و صدمات و لطماتي كه فرود مي آورد , اجتماع را در لزوم سركوبي و انهدامش مصمم ساخته است.
بنابراين به كيفر رساندن تبهكار روش مناسب و لازمي تشخيص داده است كه مي تواند عليه پديده آفت زاي جرم مبارزه كند و اين عامل ناراحتي و اضطراب افراد اجتماع را از ميان بردارد لذ از هدفهايي كه به مجازات ها نسبت داده مي شود مبارزه اي است كه علي بزهكاري مي كند و كوششي است كه در راه نابودي آن بعمل مي آورد تا بدين وسيله اجتماع را از گزند هايش مصون نگهدارد و نگراني و تشويق را از خاطر افراد مرتفع سازد.
2_ دفاع از اجتماع
محقق است كه حفظ نظم و صيانت جامعه از گزند آفت بزهكاري و برقراري روابط صحيح ميان افراد و پايدار نگهداشتن موازين اخلاقي و مصالح اجتماعي و از گزند مصون داشتن كساني كه بايد در كنار هم در يك اجتماع بدون دغدغه و تشويق زندگي كنند بستگي كامل باسلحه برنده و قاطعي دارد كه قادر باشد اين وظيفه بزرگ را بعهده بگيرد و در كمال قدرت و توانائي آن را عملي نمايد.
يكي ديگر از هدفهايي را كه امروز به مجازاتها نسبت مي دهند دفاع از اجتماع است زيرا اعتقاد بر آن است كه اگر بدكاران مورد مجازات قرار مي گيرند بعلت آن است كه در نظم اجتماع اختلال ايجاد كرده و وضع و آرامش را دچار آشفتگي نموده اند بهمين جهت براي برقراري مجدد نظم بهم ريخته و جلوگيري از تعرضات تازه كه از نو پديد آورنده پريشانيها و ناراحتي هاي ديگر اجتماع مي باشد تبهكاران و افرادي كه بدون توجه به وظايف خود در حفظ انضباط و نظام موجود در جامعه , خود را آلوده به بزهكاري مي نمايند و مرتكب اعمالي ميشوند كه مغاير اصول و موازين اجتماعي است به مجازات مي رسند و متناسب با جرم ارتكابي خود به كيفرهاي مناسب محكوم ميشوند.
كين برگ مي نويسد كه از ديدگاه براي برقراري تعادل از دست رفته اجتماع و حقوق جامعه در برابر تعرضات , مجازاتي كه متناسب با جرم ارتكابي گناهكار بود به او تحميل ميگرديد.
بهمين جهت دفاع از اجتماع كه از هدفهاي مكافاتهاي عصر حاضر به شمار مي آيد تازگي ندارد و از دير زماني وجود داشته است.
پيشگيري
از سوي ديگر واضعين قوانين مجازات معتقدند كه اجراي كيفرها درباره بدكاران و كساني كه مرتكب اعمال ضد اجتماعي شده اند كه از نظر قانون جرم است بعلت رعب و وحشتي كه ممكن است كه در اجتماع بوجود مي آورد و بدين طريق مانع بزرگ در راه تبهكاري ساير افراد كه ممكن است اجتماع را بسوي فساد و آلودگي بكشانند ميشود زيرا به آنان هشدار مي دهد كه در صورت تخطي و تجاوز به كيفرهاي گوناگوني كه در انتظارشان مي باشد محكوم خواهند شد و سزاي اعمال ناهنجار خود را به طريقي سنگين دريافت خواهند كرد نتيجه آنكه افراد با توجه به مجازاتهايي كه وجود دارد و ناظر شاهد اجراي آنها درباره كساني نيز مي باشند كه خود را آلوده اعمال بزهكارانه نموده و اجتماع را بسوي تباهي و فساد كشانده اند ديگر بدون واهمه و تشويق و فارغ از هرگونه نگراني و اضطراب و دلهره بهر عملي كه مايل باشند دست نمي زنند و به خود اجازه نمي دهند كه موازين و مصالح اجتماعي را به خطر اندازند.
استفاني , لواسر , ژامبومرلن در همين مورد مي نويسد كه يكي از هدفهاي تحميل كيفرها به بزهكاران آن است كه در نهاد اجتماع رعب و وحشت ايجاد مي كند تا سايرين اعمال بزهكارانه مجرمان را مورد تقليد خود قرار ندهند مضافاً به آنكه با آشنايي با كيفرهاي پيش بيني شده در قوانين و اعمال آنها بوسيله قاضي , مردم به وظايف خود در قبال اجتماع واقف مي شوند و به ارزش هاي اجتماعي كه بوسيله كيفرهاي گوناگون مورد حمايت قرار دارد احترام مي گذارند.
مونتگني نيز ضمن اعتقاد به اين اصل وطرفداري شديد از آن مينويسد كه هنگامي كه كسي را به پاي چوبه دار مي برند تا او را نابود سازند به قصد اصلاح او اين عمل را انجام نمي دهند بلكه با اعدام او ديگران را اصلاح مي كند.
بنابراين عقيده كيفر دهندگان آن است كه تنبيه بدكار مجازات بزهكار بهترين طريقه پيشگيري از وقوع ساير جرائم است زيرا ديگران با مشاهده آنچه در مورد سايرين گذشته است دچار بيم و وحشت مي شوند و از دست زدن به جرم خودداري مي ورزند.
_ اجراي عدالت
يكي ديگر از هدفهاي بزگ مكافاتهاي تحميلي , اجراي عدالت است زيرا عقيده بر آن است كه تنها بوسيله اسلحه مجازات مي توان عدالت واقعي را حفظ كرد و جلوي تجاوزات و تعديت را سد نمود. بهمين جهت هنگامي كه تعرضي مجرمانه به وقوع مي پيوندد و فردي خود را آلوده بزهكاري مي كند و بدين وسيله افراد اجتماع را مورد گزند قرار مي دهد و حقوق حقه آنان را تضييع مي كند به اجتماع ظلم روا ميدارد و نظمش را دستخوش اختلال ميسازد براي ا بين بردن آشفتگي هاي ايجاد شده و برقراري نظم در هم ريخته و ترضيه خاطر فرد يا افراد زين ديده يا خانواده آنان و رفع اجحاف و ظلم كساني كه مورد تجاوز و تعدي قرار گرفته اند و رساندن حق به حق دار و بالاخره ايجد تعادل از دست رفته اجتماع بايد بد كار به كيفر برسد طالم مجازات شود و متجاوز سزاي عمل نادرست خود را دريافت دارد و بخاطر برقراري عدالت , بار كيفري كه به او تحميل مي گردد به دوش هموار سازد در غير اين صورت چنانچه تبهكار از تحمل مجازات لازم مصنون بماند بيدادگري و تعدي بوسيله جرم سراسر اجتماع را در بر مي گيرد و همه افراد مورد آسيب هاي دردناك اين آفت قرار ميگيرند و تعادل اجتماع به كلي بهم مي خورد و انضباط آن در هم ميريزد.
بر مبناي اين اصل است كه امروز به محض آنكه كسي بعمل ضد اجتماعي مبادرت كرد بلافاصله بنام اجراي عدالت كيفري كه متناسب با جرم ارتكابي او باشد به او تحميل مي گردد تا با تحمل آن به سزاي عمل بزهكارانه خود برسد و در نتيجه تعادل اجتماعي برقرار گردد و همه افراد واقف بشوند كه اجراي عدالت حتمي است و همگان ميتوانند در سايه آن با آرامش و بدون تشويق و دغدغه خاطر از زندگاني پر صلح و صفايي برخورداري حاصل نمايند و در امنيت كامل بسر برند.
تذکر : استفاده از مقالات و مطالب سایت ، فقط با ذکر منبع اینترنتی www.LawGostar.com مجاز است . 

نوشته های مشابه
مستندات رای قاضی کدامند
حقوق غیرمالی زن در خانواده
مفهوم عدالت در حقوق کيفري در انديشه امام خامنه اي
نقش طلاق در وقوع جرم
قواعد حاکم بر تشدید و تخفیف مجازاتها
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • در صورتی که نیاز به مشاوره حقوقی دارید از این قسمت استفاده کنید، در غیر این صورت سوال شما حذف می گردد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*