۞ امام رضا (ع) :
از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حكمت است . خاموشی و سكوت ، دوستی آور و راهنمای هر كار خیری است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » حقوق مدنی

خسارت معنوی چیست؟

خسارت در جوامع اوليه بشري خسارات وارده به افراد منحصر به خساراتي بود كه قابل سنجش بودند، به بيان ديگر مادي بودند و مي شد آنها را اندازه گرفت. ولي به مرور زمان و با پيشرفت جوامع دامنه خسارات حاصله از يك عمل نيز وسعت بيشتري يافت، در گذشته خسارات صرفاً براي ترميم ضرر و […]

0001

خسارت
در جوامع اوليه بشري خسارات وارده به افراد منحصر به خساراتي بود كه قابل سنجش بودند، به بيان ديگر مادي بودند و مي شد آنها را اندازه گرفت.
ولي به مرور زمان و با پيشرفت جوامع دامنه خسارات حاصله از يك عمل نيز وسعت بيشتري يافت، در گذشته خسارات صرفاً براي ترميم ضرر و زيان مالي و مادي بود، ولي كم كم خسارات ديگري نيز به اين نوع خسارات افزوده شد كه از آن جمله خسارتهاي ممكن الحصول و حتمي الحصول بود، اوج تكامل حمايت قانون از افراد در الزام متهم و يا مجرم براي جبران خسارات معنوي زيان ديده بود.هر چند شاهد چنين دعاويي در محاكم نيستيم، ولي قانون چنين حقي را براي زيان ديده قايل شده است.

تعريف خسارت معنوي
مرحوم دكتر سيدحسن امامي از نويسندگان برجسته حقوقي كشور در تعريف خسارات معنوي مي نويسد: ضرر معنوي عبارت است از صدمات روحي و كسر حيثيت و اعتبار شخص كه در اثر عمل بدون مجوز قانوني، ديگري باعث آن شده است.

تعريف ديگري كه در برخي قوانين آمده، مي گويد: ضرر معنوي عبارت است از كسر حيثيت يا اعتبار اشخاص يا صدمات روحي. همچنين ماده يك قانون مسؤوليت مدني مصوب 1339 با يك عبارت عام و كلي اين تعريف را كامل كرد كه مي گفت: “هر حق ديگري كه به موجب قانون براي افراد ايجاد گرديده” بنابراين ضررهاي معنوي ممكن است ناشي از لطمه زدن به يكي از حقوق مربوط به شخصيت، حيثيت و شرافت افراد و يا در نتيجه صدمات روحي باشد.يك حقوقدان معتقد است: بنابر تعاريف ارايه شده مي توان خسارات معنوي را به دو دسته كلي تقسيم كرد، دسته اول صدمات وارده به يكي از حقوق مربوط به شخصيت، شرافت و آزاديهاي فردي مي باشد و دسته دوم صدمات روحي و به طور كلي زياني كه به عواطف افراد وارد مي شود.دكتر موسوي افزود: معمولاً خسارات و زيانهايي كه در مواقع غيرواقعي از طريق رسانه ها به افراد وارد مي گردد خسارات معنوي هستند كه موجب كسر حيثيت افراد مي شود.

تاريخچه خسارات معنوي
در گذشته ضرر و خسارت معنوي را غيرقابل جبران مي دانستند، و تنها استناد آنها اين بود كه چون كسر اعتبار و حيثيت افراد و صدمات روحي قابل اندازه گيري نيست در نتيجه قابل جبران هم نمي باشد.

موسوي اظهار داشت: البته اين تفكر به مرور زمان از بين رفت و كم كم علماي حقوقي به اين نتيجه رسيدند كه اگر به اعتبار فردي صدمه اي وارد شود بايد به گونه اي اين اعتبار و حيثيت او دوباره در بين مردم به او بازگردانده شود.يكي از نويسندگان حقوقي در اين خصوص مي نويسد: “لازمه ترميم يك زيان هميشه آن نيست كه آنچه را كه منهدم شده از نو بنا كند، بلكه اغلب آن است كه به مجني عليه امكان داده شود تا معادل آنچه را كه از دست داده به دست آورد و از اين رهگذر رضايت خاطرش فراهم شود.
امروزه تئوري جبران خسارت معنوي به طور گسترده اي تكامل يافته و در بسياري از كشورها در خصوص آن، مقرراتي از جمله مواد 222 قانون مدني مصر، ماده 134 قانون الزامات و عقود لبنان، 49 و 47 قانون تعهدات سوئيس و 1382 و 1383 قانون مدني فرانسه پيش بيني شده است.
در ايران نيز براي نخستين بار در ماده 212 مكرر قانون مجازات عمومي سابق آمده بود كه: “… هر كس مرتكب يكي از جرمهاي مذكور در مواد 207، 208 و 209 گردد علاوه بر مجازات مقرر به تأديه خسارت معنوي مجني عليه كه در هر حال كمتر از پانصد ريال نخواهد بود، محكوم مي شود…”.در سال 1335 با تصويب ماده 9 قانون آيين دادرسي كيفري خسارات معنوي و قابل جبران بودن آن به صراحت بيان شد. در بند 2 اين ماده آمده است: “ضرر و زيان معنوي كه عبارت است از كسر حيثيت يا اعتبار اشخاص يا صدمات روحي” و با تصويب قانون مسؤوليت مدني در سال 1339 مسأله پرداخت خسارت معنوي طي چند ماه پيش بيني و مقرر كرد هر كس بدون مجوز قانوني عمداً و يا در نتيجه بي احتياطي به جان يا سلامتي يا مال يا آزادي يا حيثيت يا شهرت تجاري يا به هر حق ديگر به موجب قانون براي افراد ايجاد گرديده، لطمه اي وارد نمايد كه موجب ضرر مادي يا معنوي ديگري شود، مسؤول جبران خسارت ناشي از عمل خود مي باشد.”در قوانين ديگر نيز اين نوع از خسارات ذكر شد، از جمله در قانون چك مصوب 1355 و قانون مطبوعات مصوب 1364 كه انتشار هر نوع مطلب مشتمل به تهمت، افترا، فحش، الفاظ ركيك و نسبتهاي توهين آميز و نظاير آن را به اشخاص ممنوع دانسته و متضرر از اين موارد را مستحق دريافت خسارت قلمداد كرده است.
دكتر موسوي علاوه بر موارد فوق اضافه كرد: در قانون اساسي كه منشور ملي هر حكومتي به حساب مي آيد در اصل 171 اين قانون آمده است “هرگاه بر اثر تقصير يا اشتباه قاضي در موضوع يا در حكم و يا در تطبيق حكم بر مورد خاص ضرر مادي يا معنوي متوجه كسي گردد در صورت تقصير، مقصر طبق موازين اسلامي ضامن است و در غير اين صورت خسارت به وسيله دولت جبران مي شود و در هر حال از متهم اعاده حيثيت مي گردد.وي افزود: بهترين استناد قانوني خسارات معنوي همين اصل قانون اساسي است، اما در عمل هم از سوي مردم چنين شكاياتي مطرح نمي شود و همين اين كه محاكم در صدور چنين احكامي با جديت لازم عمل نمي كنند.

دعواي جبران خسارت معنوي
در هر دعوايي قبل از اين كه چگونگي و كيفيت طرح دعوا مطرح شود، اولين سؤال اين است كه چه كسي مي تواند اقامه دعوي نمايد؟

دكتر موسوي در پاسخ به اين سؤال گفت: همان گونه كه در فلسفه پرداخت خسارت معنوي ذكر شد اين خسارات براي تسكين روحي افراد زيان ديده پرداخت مي شود لذا مطالبه آن قائم به شخص بوده و قابليت انتقال ندارد يعني اين كه فرد زيان ديده بايد خودش طرح دعوا نمايد.
وي اظهار داشت: در كشورهايي نظير فرانسه و مصر به نزديكان مجني عليه اين اجازه داده شده است كه از طرف وي اقامه دعوا نمايند.
اما در خصوص اين كه آيا با فوت مجني عليه اين حق به ورثه منتقل مي شود يا خير نيز اختلاف نظراتي وجود دارد؛ عده اي اعتقاد به عدم انتقال دارند و عده اي نيز معتقدند چون هدف از جبران خسارات معنوي اعاده حيثيت افراد است حتي در صورت فوت مجني عليه ورثه او مي توانند براي بازگرداندن آبروي وي دعواي جبران خسارتهاي معنوي را طرح نمايند.

خسارات معنوي شخص حقوقي
در بيان انواع شخصيت، شخص حقوقي در كنار شخص حقيقي قرار گرفته و داراي حقوقي مي باشد كه شخص حقيقي داراي آنهاست.

در قانون تجارت آمده است: شخص حقوقي مي تواند داراي تمام حقوق و تكاليفي شود كه قانون براي افراد قايل است مگر حقوق و وظايفي كه بالطبيعه فقط انسان ممكن است داراي آن باشد مانند حقوق و وظايف پدر و فرزندي .با بيان اين نكته به طور حتم مي توان نتيجه گرفت كه اشخاص حقوقي نيز مي توانند در قبال خسارات معنوي كه به آنها وارد مي شود اقامه دعوا نموده و حيثيت خود را بازگردانند.
البته بايد به اين نكته اشاره كرد كه اشخاص حقوقي فقط نسبت به قسمي از خسارات معنوي مانند كسر حيثيت و شهرت و اعتبار مي توانند اقامه دعوا نمايند و خسارات معنوي كه مربوط به صدمات روحي و عواطف و احساسات است، در مورد آنها منتفي مي باشد.
به بيان ساده تر، اگر بر اثر فعل زيانبار فردي شهرت و اعتبار شركت يا مؤسسه اي لكه دار شود حق مطالبه خسارات معنوي را دارد.

چگونگي جبران خسارات معنوي
در بيان اين كه نحوه جبران صدمات معنوي چگونه است بايد قايل به تفكيك شد. در برخي از خسارات معنوي پرداخت جريمه الزامي است، ولي در برخي ديگر از آنها اعاده حيثيت شخص مورد حكم قرار مي گيرد و در برخي موارد هر دو مجازات يعني هم پرداخت جريمه و هم اعاده حيثيت مقرر مي گردد.براي مثال، اگر بر اثر فعل مجرم فردي زيبايي خود را از دست داده باشد مي تواند به اين خاطر (علاوه بر ديه) مبلغي را تحت عنوان خسارت معنوي مطالبه كند و آن را صرف هزينه پزشكي براي بازگرداندن زيبايي خود نمايد.ولي در برخي موارد فرد مجرم مي بايست از طريق انتشار آگهي يا اعلاميه يا به هر نحوي كه اقتضا مي كند اقدام به كسب اعتبار از دست رفته فرد مقابل نمايد.

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • در صورتی که نیاز به مشاوره حقوقی دارید از این قسمت استفاده کنید، در غیر این صورت سوال شما حذف می گردد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*