۞ امام رضا (ع) :
از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حكمت است . خاموشی و سكوت ، دوستی آور و راهنمای هر كار خیری است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » حقوق بین الملل

صلح Peace

صلح Peace كلمه صلح (به‌ضم صاد و سكون لام) یك واژه عربی است. معنای فارسی آن عبارت از سازش و آشتی[1] می‌باشد. صلح در لغت به‌معنای مسالمت، سازش و آشتی آمده است.[2] راغب می‌گوید: این كلمه نقطه مقابل فساد و تباهى است و بیشترین كاربردش در افعال و كارها می‌باشد.[3] از نظر اهل‌لغت «اَلْصُلْحُ» اسمى […]

صلح Peace

كلمه صلح (به‌ضم صاد و سكون لام) یك واژه عربی است. معنای فارسی آن عبارت از سازش و آشتی[1] می‌باشد. صلح در لغت به‌معنای مسالمت، سازش و آشتی آمده است.[2] راغب می‌گوید: این كلمه نقطه مقابل فساد و تباهى است و بیشترین كاربردش در افعال و كارها می‌باشد.[3] از نظر اهل‌لغت «اَلْصُلْحُ» اسمى است كه از واژه «مصالحه» گرفته شده و در مذكر و مؤنث یكسان بكار برده مى‏شود. این كلمه در اصطلاح سیاسى به معناى پایان جنگ بر مبناى شروطى است كه آن‌ را «شُرُوط الصُّلْح» می‌نامند.[4]
از نظر ترمینولوژی Terminology[5] این كلمه معانی مختلفی دارد. گاهی به «حالتی كه بر اثر پایان گرفتن یا نبودن جنگ و نا آرامی پدید می‌آید» گفته می‌شود و گاهی «عمل یا فرایند پایان بخشیدن به‌جنگ یا اختلاف»[6] را صلح می‌گویند.


صلح اصطلاحی است که در روابط بین‌المللی كاربرد بيشتر دارد. بنابراین از رفتارهای خصمانه داخلی میان نهادها و ارگان‌ها به‌صلح تعبیر نمی‌آورند. اما به‌‌پایان مخاصمات مشخص، مانند صلح وستفالی یا صلح ورسای، یا به‌مفهومی وسیع‌تر، به‌فقدان مخاصمات، یا دوستی و مودت فعال و نهادهای معینی که توانسته‌اند روابط بین دو یا چند کشور، یا کشورها به‌طور اعم را به‌نحوی موفقیت آمیز تحت نظم در آورد صلح می‌گویند. به عقیده برخی صلح واقعی صرفاً فقدان مخاصمات فعال نیست، بلکه وجود «آرامش در نظام» است.[7]
صلح در عرف سیاسی به‌حالت عدم مخاصمه بین کشورها اطلاق می‌شود. بین کشورهایی که در حال جنگ هستند، صلح در حالی برقرار می‌گردد که بین آن‌ها پیمان صلح به‌امضاء برسد. لذا از آتش بس در جنگ و حالت ترک مخاصمه نظیر وضعی که بین کشورهای عربی و اسرائیل (غیر از مصر) وجود دارد صلح تلقی نمی‌شود؛ زیرا این کشورها، هر ‌آن ممکن است بدون اخطار قبلی وارد جنگ شوند.[8]
 
تصمیم به‌صلح
در حالی که آتش بس متارکه جنگ یا تسلیم تنها منتهی به تعلیق یا خاتمه عملیات می‌شود، تصمیم به‌صلح پایان و ضعیت مخاصمه مسلحانه را در پیش دارد. تصمیم آتش بس متارکه جنگ یا تسلیم ضرورتاً به پایان وضعیت جنگی منتهی نمی‌شود. اما هر کدام از این امال می‌تواند تأثیر خاتمه یک مخاصمه مسحانه را داشته باشد و اگر طرف‌ها بخواهند می‌توانند وضعیت جنگی را خاتمه دهند. تصمیم به صلح عموماً با انعقاد معاهده صلح نمایان می‌شود. انعقاد یک معاهده تنها توسط سران دولت‌ها یا نمایندگان قانونی حکومت یک دولت انجام می‌شود. یک معاهده صلح مقررات ذیل را در مورد حوزه‌هایی خاص در بردارد:
–     پایان همه عملیات
–     ایجاد دو باره روابط صلح آمیز میان دولت‌های متخاصم.
–     حل و فصل اختلافاتی که منجر به‌شروع عملیات جنگی شده‌اند.
–     حل اختلافات ارضی.
–     محدودیت سازی سلاح‌ها یا تکلیف به‌خلع سلاح.
–     استراداد زندانیان و اسرای جنگی طرفین.
–     پرداخت غرامت برای خسارات جنگی.[9]
 
برقراری صلح: Paecemaking
براساس تعریفی كه پطروس غالی (دبیر کل پیشین سازمان ملل متحد) می‌كند، عبارت از اقدامی است که به‌منظور ایجاد تفاهم و توافق بین طرف‌های دیگر و اساسا از طرق صلح آمیز به‌نحو پیش‌بینی شده در فصل ششم منشور، انجام می‌گیرد. برقراری صلح وقتی در دستور کار سازمان ملل قرار می‌گیرد که از تکنیک‌ها و تاکتیک‌های دیپلماسی پیشگیرانه ‌کاری برنیامده و درگیری مسلحانه بین طرفین مناقشه آغاز شده باشد. از این تعریف چنین بر می‌آید که در چارچوب «برقراری صلح» عمدتا استفاده از ابزار صلح آمیز مد نظر است اما ظاهراً به‌کارگیری شیوه‌های قهر آمیز نظیر انواع تحریم‌ها و اعمال زور را نیز می‌توان از آن مستفاد کرد. این در حالی است که دبیر کل بعدا به‌موازات تعدیل نظریات خود در برخی زمینه‌ها در مورد برقراری صلح بر رضایت همه طرف‌ها تأکید کرده و در این چارچوب اعمال زور را منتفی اعلام می‌کند. وی در گزارش سالانه خود در سال 1996م «برقراری صلح»‌ را چنین تعریف کرد:
منظور سازمان ملل از این اصطلاح «استفاده از ابزار دیپلماتیک جهت متقاعد کردن طرف‌های درگیر به‌قطع جنگ و مذاکره برای حل مسالمت آمیز اختلاف است. سازمان ملل تنها در صورتی می‌تواند در این رابطه نقش ایفاء کند که طرف‌های مناقشه در مورد لزوم ایفای چنین نقشی از سوی سازمان ملل متحد توافق کرده باشند. بنابراین استفاده از زور علیه یکی از طرف‌های مناقشه با هدف خاتمه دادن به‌جنگ مطرح نیست. اقدامی که در فرهنگ سازمان ملل از آن با عبارت‌ اعمال صلح یاد می‌شود. به‌این ترتیب در گزارش سالانه 1996م هرگونه توسل به‌اعمال فشار و زور در چارچوب «برقراری صلح» منتفی اعلام شده است.[10]
 
معاهده صلح Treaty Peace
هر جنگی در نهایت به‌صلحی منتهی می‌گردد. در عرف بین‌الملل با امضای معاهده صلح، الزامات بعدی قابل پیگیری است. معاهده صلح به‌طور قانونی و رسمی به‌حالت جنگ بین دولت‌ها خاتمه می‌بخشد. پیمان صلح روش عادی اعاده شرایط صلح بین‌دول متخاصم است. آتش بس و سایر تدابیر مربوط به‌تعلیق مخاصمات دارای چنین آثاری نیست، مگر این که بر خلاف اسامی آ‌ن‌ها مقرر نمایند که به‌کشمکش یا جنگ نیز علاوه بر ختم مخاصمات فعال پایان یابد. برای نمونه قرارداد آتش بس هند و پاکستان مورخ 1965م و قرارداد 1973م آتش بس در ویتنام مبنی بر ختم جنگ و اعاده صلح بود. معاهده صلح معمولا علاوه بر پیش بینی خاتمه حالت جنگ و اعاده شرایط صلح دارای موادی در خصوص رفع آثار جنگ مثل عودت اموال، تبادل اسراء، اعتبار معاهدات پیش از جنگ، مسائل منطقه‌ای و نظامی و امثالهم است.
از نظر حقوقی معاهده صلح، حقوق و تکالیف عادی زمان صلح را بین طرف‌های مخاصمه اعاده می‌نماید. چنانچه خود معاهده به‌ترتیب دیگری مقرر نکرده باشد، وضعیت اموال عمومی منقول تابع اصل حفظ هرچیزی که در زمان ختم مخاصمه در اختیار هر طرف بوده است می‌باشد. حقوق غیر مرتبط با امول اعاده می‌شود و کلیه ممنوعیت‌های مربوط به اتباع دشمن سابق بر اساس اصل ناشی از حقوق روم موسوم به «حقوق بعد از مخاصمه» رفع می‌گردد. آزادی اسراء و زندانیان به‌طور سنتی اثر مهمی از جمله آثار معاهده صلح محسوب می‌شده است.
گرچه معاهده صلح روش عادی خاتمه دادن به حالت جنگ است، ولی روش‌های دیگری مثل توقف مخاصمات و به‌دنبال آن اعاده تدریجی روابط صلح آمیز نیز کاربرد خاص خود را دارد. مثل فرانسه و مکزیک در سال 1868م و روابط دول امریکای لاتین در قرن 19. راه دیگر خاتمه جنگ اعلام ختم یک جانبه حالت جنگ و قبول آن توسط طرف دیگر است. برای نمونه جنگ جهانی دوم فقط بین چند دولت توسط معاهده صلح 1948 صورت گرفت و آمریکا و انگلیس فقط با ایتالیا، بلغارستان، مجارستان، رومانی و فنلاند معاهداتی منعقد کردند و هیچ معاهده‌ای با آلمان که موجودیت آن در زمان جنگ از بین رفت امضاء نشد. حالت جنگ با آلمان با اعلامیه‌های یک جانبه دول متفق پایان یافت. مثل اعلامیه ایالات متحده امریکا و انگلستان در سال 1951. اعلامیه مشابهی در خصوص اتریش در سال 1947 منتشر شده بود. معاهده صلح با ژاپن (1951) به‌امضای شوروی، لهستان، چکسلواکی و هندوچین نرسیده بود. هر کدام از این دولت‌ها سرانجام خود معاهداتی با ژاپن به‌طور دو جانبه منعقد کردند که شرایط صلح ‌بین ‌آن‌ها را اعاده نمود.[11]
از نظر حقوقی بعد از خاتمه جنگ باید، صلحی برقرار شود که مبتنی بر عدالت باشد، نه بر انتقام. پس از جنگ دولت فاتح در صورتی که حکومت مغلوب را خطر ناک برای امنیت خود تشخیص دهد، می‌تواند آن را تغییر داده و حکومت جدید جانشین آن کند. قرارداد صلح نیز تنها شخص سلطان را مکلف نمی‌کند، بلکه وراث و جانشینان او را هم مقید می‌سازد. در باره ارزش قرارداد صلح می‌گوید با این که انعقاد آن در شرایط غیر متساوی نسبت به‌طرفین بسته شده ، مع ذالک معتبر است و نمی‌توان این نوع قرار داد را به علت آن که تحت فشار یا از روی ترس امضاء شده است باطل فرض کرد، ولی در هر حال خدعه و اشتباه موجب فساد آن می‌باشد. هم چنین در این باره می‌گوید: قرار صلح غیر قابل تقسیم و تجزیه است. یعنی اگر قسمتی باطل باشد تمام آن باطل می‌شود جنتیلیس در پیمان صلح مانند سایر قرارداها شرط عدم تغییر وضع را مضر و مستتر می‌داند.[12]
 
 
 
 

[1] . عمید، حسین؛ فرهنگ فارسی عمید، تهران، مؤسسه انتشارات امیر كبیر، چاپ مكرر 1365، ص 702.  
[2] . روحی‌البعلبكی؛ فرهنگ عربی ـ فارسی المورد، مترجم: محمد مقدس، تهران، مؤسسه انشتارات امیركبیر، 1385، چاپ اول، 666.
[3] . راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، دمشق ـ بیروت‏، دارالعلم الدار الشامیة، 1412 هـق، چاپ اول، ص 490.
[4] . مهیار رضا؛ فرهنگ أبجدی عربی – فارسی، ‏تهران،انتشارات اسلامی، 1410 هـق، چاپ اول.ص 557.
[5] .  Oxford collocations dictionary، تهران، انشتارات راهنما، 1386، چاپ چهارم، ص 796.
[6] . صدری افشار، غلامحسین، حكمی، نسرین، حكمی، نسترن؛ فرهنگ معاصر فارسی، تهران،‌ مؤسسه فرهنگ معاصر 1381، چاپ سوم، ص 862.
[7] . علی بابایی، غلامرضا؛ فرهنگ روابط بین‌الملل،‌ تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات امور خارجه،‌ 1377، چاپ دوم، ص 174.
[8] . طلوعی، محمود؛ فرهنگ جامع سیاسی، تهران، نشر علم، 1385، چاپ سوم، ص 665.
[9] . دیتر فلک؛ حقوق بشردوستانه در مخاصمات مسلحانه، مترجم: زمانی، سید قاسم و دیگران، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های حقوق شهردانش، 1387، چاپ اول، ص 98.
[10] . علی‌بابایی، غلامرضا ؛ پیشین، ص 82.
[11] . جک سی پلنو-روی آلتون؛ فرهنگ روابط بین‌الملل، مترجم: ابوالفضل رئوف، هران، تهران، انتشارات سرای عدالت، 1387، چاپ اول، ص 571.
[12] ذوالعین، پرویز؛ مبانی حقوق بین‌الملل عمومی، تهران، مرکز انتشارات وزارت امور خارجه،‌ 1386 چاپ پنجم ص 384.

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • در صورتی که نیاز به مشاوره حقوقی دارید از این قسمت استفاده کنید، در غیر این صورت سوال شما حذف می گردد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*