۞ امام رضا (ع) :
از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حكمت است . خاموشی و سكوت ، دوستی آور و راهنمای هر كار خیری است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مقالات حقوق جزا » مقالات حقوقی

عنصر رواني جرم قتل در اديان الهي و ايران باستان

عنوان مقاله : بحثي پيرامون عنصر رواني جرم قتل در اديان الهي و ايران باستان نویسنده : نبي خداكرمي مقدمه پرسشي كه در اين مقاله مورد بررسي قرار مي گيرد روشنگر اين است كهآيا آنگونه كه برخي از محققين ادعا كرده اند تقسيم بندي قتل عمد و قتل غير عمد در قرن پنزدهم ميلادي بوجود […]

عنوان مقاله : بحثي پيرامون عنصر رواني جرم قتل در اديان الهي و ايران باستان
نویسنده : نبي خداكرمي

مقدمه
پرسشي كه در اين مقاله مورد بررسي قرار مي گيرد روشنگر اين است كهآيا آنگونه كه برخي از محققين ادعا كرده اند تقسيم بندي قتل عمد و قتل غير عمد در قرن پنزدهم ميلادي بوجود آمد و نيز تا پايان قرن دوازدهم عمدتاً به ميزان صدمه وارده توجه مي شد ؟ و شخص بزهكار به دليل آنكه وسيله ايراد صدمه بود مجازات مي گرديد ، يا اينكه از مدتها قبل در اديان الهي و ايران باستان عنصر رواني قتل اهميت داشت و انواع مختلف قتل عمدي و غير عمدي پيش بيني شده بود؟ و در نتيجه ، نوع قتل در مسئوليت كيفري و مجازات مرتكب قتل تأثير مهمي داشت.
با توجه به تحقيقات و بررسيهاي انجام شده بنظر ميرسد در اديان الهي ( زرتشت ، يهود ، مسيحيت و آيين مقدس اسلام ) و ايران باستان ،عنصر رواني جرم قتل اهميت زيادي داشته و بر مبناي آن انواع مختلف قتل پيش بيني شده است ، در نتيجه هوع قتل در مسئوليت كيفري و ميزان مجازات مرتكب قتل تأثير فراواني دارد.


بخش اول – بررسي عنصر رواني جرم قتل در آيين زرتشت
1-1)تاريخچه و منابع آيين زرتشت
آيين زرتشت يكي از اديان الهي و پديده هاي فرهنگي ايران باستان است كه بنا به تعاليم آن بر اساس گفتار نيك ، كردار نيك و پندار نيك مي باشد .
دين زرتشت در قرآن مجيد در رديف اديان يهود و مسيحيت تحت عنوان ، مجوس ذكر شده است ، خداوند در سوره مباركه حج مي فرمايد.
« ان الذين آمنوا و الذين هاودا و الصابئين و النصاري و المجوس و والذين اشركواان الله بفصل بينهم يوم القيمه»
ترجمه « مسلماًكساني كه ايمان آورده اند و يهود و صابئان و نصاري و مجوس و مشكران ، خداوند در ميان آنها روز قيامت داوري مي كند »
ملاحظه مي شود كه در قرآن واژه مجوس بكار رفته است مفسرين و علماي اسلامي در اين زمينه عقيد دارند ، منظور از مجوس قومي هستند كه به زرتشت گرونده و كتاب مقدسشان ، اوستا است اين قوم كتاب مقدس خود را در داستان استيلا ، اسكند بر ايران به كلي از دست دادند و حتي يك نسخه از آن نماند تا آنكه در زمان ملوك ساساني مجدد به رشته تحرير در آمد
آيين زرتشت يكي از ادياني است كه در قانون اساسي به رسمتي شناخته شده است ، اصل سيزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مقرر ميدارد .
ايرانيان زرتشتي ، كليمي ، مسيحي تنها اقليتهاي ديني شناخته مي شوند كه در حدود قانون در انجام مراسم ديني خود آزادند و در احوال شخصيه و تعمليات ديني بر طبق آيين خود عمل مي كنند و البته در امور جزائي كليه اشخاص اعم از تابعه يا مقيم تابع قانون مجازات اسلامي مي باشند.
برخي از محققان عقيده دارند زردشت به زبان سرياني نام حضرت ابراهيم است و يعضي گويند اين اسم به زبان پهلوي است.
صاحبنظران درباره تاريخ زندگي و ظهور زرتشت عقاد مختلفي دارند ، درباره عهد زرتشت اقوال مختلف است از شش هزار سال پيش از ميلاد تا قرن هفتم يا ششم پيش از ميلاد .
دين زرتشت براي راستگويي اهميت بسياري قائل است ، استفاده از سوگند براي اثبات گناه متهم يا بيگناهي او بود .
در ايران باستان ، اكثريت جمعيت كشور زرتشتي بوده اند استاد شهيد مرتضي مطهري مي فرمايد : قبل از پذيرش اسلام با آنكه پيروان ساير اديان در كشور ايران زندگي مي كردند ، اكثريت با زرتشتيان بوده است كه پيرو دين رسمي كشور بوده اند . در حال حاضر نيز عده كمي از مردم ايران در مناطق تهران ، يزد كرمان پيرو دين زرتشت هستند.
آيين زرتشت از جمله موضوعاتي است كه در اشعار شعراي گرانقدر ايراني نيز مورد توجه قرار گرفته است ، حافظ شيرازي مي فرمايد:
به باغ تازه كن آيين زرتشتي كنون كه لاله برافروخت آتش نمرود
دين زرتشت براي راستگويي اهميت بسياري قائل است استفاده از سوگند براي اثبات گناه متهم يا بيگناهي او بود .
2-1) منابع حقوقي آيين زرتشت
تعاليم زرتشت در كتاب « اوستا» بيان گرديده و داراي تفسير است . استاد علامه شادروان علي اكبر دهخدا مي نويسد « تفسيري بر اوستا نوشتند كه آنرا « زند» است سپس شرحي بر « زند» نوشتند و آنرا «پازند» ناميدند .
كتاب ونديداد قانون ضد ديوان به شمار مي آيد واژه « وستا» در لغت به معناي دانش است و «اوستا» كه در واقع حرف « الف » آن را معرفه نموده است به معناي دانش دين زرتشتي است اسناد دهخدا مي نويسد بعضي عقيده دارند وستا تفسير زند است وزند صحف ابراهيم بود.
اين كتاب داراي 21 نسك مي باشد كه جمعاً به سه بخش زير تقسيم گرديده است و هر بخش داراي 7 فصل مي باشد.
بخش اول گاتانيك باگاتايي كه به معرفي اصول دين زرتشت مي پردازد.
بخش دوم « مانتريك » كه به بيان نمازهاي لازمه براي زنده ها و مرده ها و جشن ها مي پردازد بخش سوم « داتيك»
استاد فقيد علي پاشا صالح در اين زمينه مي نويسد « استاد ممتاز ابراهيم پور داوود كه اوستا را به زبان فارسي امروز درآورده است چنين گويد كه از 21 نسك اوستاي قديم هفت نسك معرف به « داتيك» بوده كه ضمن مطالب ديگر از مسائل حقوق بحث نموده و فقط يك نسك از هفت نسك باقي مانده كه همان «ونديداد» است
«ونديدار» نزد پارسيان در حكم سفر لاويان نزد قوم يهود است و مشتمل است بر 22 فرگرد يا فصل و فقط فرگرد چهارم درباره عقود ، خلف عهد و بيداد و جزاي اعمال است.
3-1) مفهوم لغوي و اصطلاحي «ونديداد»
استاد دكتر موسي چوان در اين زمينه مي نويسد « مجموعه قوانين زرتشت در اصطلاح اوستا به نام « ونديداد » موسوم است واژه ونديداد از سه لفظ سانسكريت تركيب يافته كه به شرح زير است :
1-واژه « وي VI» به معناي « ضد دشمن » مي باشد.
2-واژه «ديو daevo» به معناي « ديو و عفريت» مي باشد.
3-واژه « داد يا داتم datem»به معناي « قانون » ميباشد.
اين سه لفظ مجموعاً «وي ديوداتم» يا ونديداد به معناي « قانون ضد ديو يا قانون ضد دشمن ديو» مي باشد واژه هاي دادگستري ، دادگاه نيز از ريشه واژه « داد datem» اقتباس گرديده است ،دادگستري محلي است كه قانون را گسترش مي دهد و دادگاه يعني محلي كه بر اساس قانون حكم صادر مي كند.
استاد دكتر پرويز صانعي در مورد « ونديداد »نوشته است « كتاب ونديداد كه در واقع مجموعه قوانين دين زرتشت در دوره ساساني است جرائم گوناگون را با تازيانه ، مجازات مي كند »
اكنون بمنظور بررسي عنصر رواني جرم قتل ، مجموعه قوانين زرتشت يا « ونديداد » را مورد بررسي قرار مي دهيم.
الف – بررسي عنصر رواني جرائم قتل ، ضرب و جرح در « ونديداد»
مطالعه و تحقيق در فرمانهاي ونديداد نشان مي دهد كه ايرانيان باستان به آزادي و حقوق فردي انسان احترام مي گذاشتند و وارد آوردن كمترين صدمه اي به تن آدمي را به شدت ناروا مي شمردند بحث جرائم عليه تماميت جسماني اشخاص از قبيل اواع ضرب و جرح و مجازات آن در بندهاي 17 تا 44 فرگرد چهارم ونديداد بيان شده است . شديدترين جرائم و مجازاتها در بندها ي42-40 ذكر شده كه ترجمه آن به شرح زير است .
بند 40 – اي آفريننده ، جهان جسماني واي مقدس بگو بدانم ، هرگاه شخصي به ديگري چنان ضربت وارد نمايد كه بيهوش شود كيفر وي چه خواهد بود.
اهورا مزدا پاسخ داد و گفت : كيفر وي بود ضربه تازيانه اسپاسه و نود ضربه تازيانه سروشه خواهد بود
بند 41 – اين جرم هرگاه در مرتبه دوم ارتكاب شود كيفر وي چه خواهد بود.
اهورا مزداد پاسخ داد و گفت : اين جرم در مرتبه دوم به پشوتن تبديل مي شود و دويست ضربه تازيانه اسپاسه و دويست ضربه تازيانه سروشه را سزاوار خواهد بود.
بند 42- هرگاه كسي به ديگري چنان ضربت زند كه او را بيهوش نمايد كيفر وي چه خواهد بود اهورا مزدا پاسخ داد و گفت : اين جرم به پشوتن و تبديل مي شود و دويست ضربه تازيانه اسپاسه و دويست ضربه تازيانه سروشه را سزاوارخواهد بود.
تا بررسي بندهاي 40 تا 42 فرگرد 4 ونديداد چنين بنظر مي رسد.
1-در بند 40« جرم ايراد صدمه منتهي به بيهوشي مجني عليه » پيش بيني دشه كه مجازات آن 18 ضربه شلاق است در صورتي كه شخصي محققاً مرتكب همين جرم شود به استناد بند 41 مرتكب به مججازات 400 ضربه شلاق محكوم مي گردد بعبارت ديگر تعدد و تكرار جرم كه در حقوق جزاي امروزي يكي از عوامل تشديد مجازات مي باشد در آن دوران پيش بيني شده بود
1-2- جرم مذكور در يند 40 عيناً در بند 42 تكرار شده در صورتيكه مجازات از 180 ضربه به 400ضربه افزايش يافته است راه حلي كه براي توجيه افزايش مجازات بنظر مي رسد اين است كه تفاوت مجازاتهاي مندرج در بندهاي مذكور ناشي از نوع جرم ارتكابي بر حسب عنصر رواني مورد نظر بوده بنحوي كه جرم مذكمور در بند40 ناشي از سهل انگاري فاحش وليكن جرم مذكور در بند 42 توام با سوء نيبت يا قصد مجرمانه متهم باشد.
1-در فرگرد چهارم ونديداد پيرامون جرم قتل صراحتاً مطالب مشاهده نميشود لذا بمنظور يافتن پاسخ ابتدا ابواب ديگر ونديداد سپس نظر نويسندگان كتابهاي تاريخي و حقوقي مورد بررسي قرار مي گيرد.
با بررسي كليه ابواب ونديداد ملاحظه مي شود در زير بند چهارم آمده است :
اگر مزدا پرستان كالبد مرده را با يك سال از كته يا دخمه « گور» بيرون نبرند سزاي آنان برابر سزاي كسي است كه مرد پارسايي را بكشد كه سزاي چنين كسي « مرگ ارزاين » يعني اعدام است .
با عنايت به نحوه انشاء مطلب فوق بنظر مي رسد قتل عمد براي مرتكب آن مجازات اعدام است لذا به منظور بررسي دقيق اهميت عنصر رواني رم قتل و تأثر آن در جرم انگاري با توصيف مجرمانه انواع قنا، مسئوليت جزايي و مجازات ، نظرات نويسندگان كتابهاي تاريخي و حقوقي در اين بررسي مورد تحقيق قرار ميگرد.
ب – نظر محققين در مورد عنصر رواني جرم قتل
گروهي از محققين عقيده دارند ونديداد مجموعه اي از قواعد رسمي است كه در آن جرم انگاري انواع قتل و تأثير آن در ميزان مجازات پيش بيني شده است .
يكي از محققين در اين زمينه مي نويسد : « گناهان در دين زرتشت به سه دسته تقسيم شده اند .
1-گناهاني كه جبران ناپذير بوده به هيچ وجه قابل بخشايش نيستند . اين گناهان عبارت بوده از قتل عمد ، سقط جنين – زنا – غلام بارگي هر كس حق داشت مرتكبين اين جرائم را در حين ارتكاب به قتل برساند.
2-گناهاني كه پادافره آنها توبه و استغفار است.
3-گناهانيكه كيفر آنها انجام كارهاي نيك يا نتبيهات بدني بوده است.
همچنين پروفسور كريستن سن چنين مي نويسد :« ونديداد مجموعه اي از قواعد رسمي است و مشتمل بر مسائل مربوط به نمدي و تجاوز و قتل كه نسبت به مخلوقات اهورائي ( مانند انسان – سگ – بيدستر ) مرتكب شوند»
از تحقيقات و بررسي هائي كه محققين در زمينه تاريخ ايران باستان به عمل آورده اند معلوم مي شود كه « جرم قتل » در اوستا از اهميت بالايي برخوردار بوده و تصميم قبلي قاتل در ارتكاب جرم تهيه وسيله ارتكاب جرم و نوع قتل ازتكابي در شدت و ضعف مجازاتها تأثير به سزايي داشته و مورد نظر بوده است .
طبق قانون اوستا قاضي مكلف بود در موقع رسيدگي اين نكات را روشن نمايد و سپس حكم صادر كند.
1-جرم از روي قصد و وجدان ارتكاب شده است يا نه ؟
2-از روي اجبار اين جرم مرتكب شده يا اختيار؟
3-اولين دفعه است كه مجرم مرتكب جرم شده يا سابقه تكرار جرم دارد؟
اعدام در مورد مرتكبين قتل و … اجرا مي گشت .
بر حسب مندرجات اوستا نطفه چهارماه و يك روز بعد از انعقاد عنوان جنين پيدا مي كند اگر كسي جنيني را سقط مي كرد گناهكار شمرده مي شدو مجازاتش مجازات قتل عمد بود
همچنين گروهي از محققين و حقوقدانان در نتيجه تحقيقات و مطالعات تاريخي و حقوقي خود اظهار داشته اند كه در دوران هخامنشيان و ساسانيان به عنصر رواني جرم قتل اهميت فراواني داده مي شده است و برحسب نوع قتل ارتكابي ، مسئوليت كيفري و مجازات قاتل تفاوت داشته است ، به نحوي كه در آن دوران طبق مقررات جاري ، مرتكب قتل عمدي به مجازات اعدام و مرتكب قتل خاطايي به مجازات شلاق محكوم مي شده است.
در ايران باستان پادشان هخامنشي و ساساني قوانين و فرامين خود را طبق اصول اوستايي بيان مي كردند فرمان داريوش در زمينه جرائم عليه تماميت جسماني قابل دقت است در كتبيه نقش رستم چنين آمده است.
« داريوش بزرگ مي گويد هر كس آزاري برساند مطابق آزاري كه رسانيده است تنبيه مي كنم و هرگز اتفاق نيفتاده است كه كسي آزاري كرده است تنبيه نشده باشد»
استاد دكتر صانعي در اين زمينه مرقوم فرموده است « حقوق ايران در دوره باستان جنبه مذهبي داشت ويل دورانت در تشريع مجازاتهاي دوره هخامنشي پس از تأييد اين مطلب كه « قانون كشتن اشخاص را در برابر بزه كوچك حتي بر شخص شاه ممنوه كرده بود ه، چنين مي نويسد خيانت به وطن و هتك ناموس و كشتن و … كيفر مرگ داشت در اينگونه حالات گناهكار را مجبور مي كردند زهر بنوشد يا او را به چهار ميخ مي كشيدند يا به دار مي آويختند و سنگسارش مي كردند … هر كس ديگري را به خطا مي كشت مجازاتش 90 ضربه تازيانه بود.»
4-1) بررسي جرائم در نامه تنسر
نامه تنسر يكي از اسناد مهم درباره اوضاع سياسي ، اجتماعي ، اداري و ديني ايران در دوره ساسانيان است و نشان دهنده آن است كه « در زمان ساسانيان حقوق و قضا رابطه بسيار نزديكي با دين داشته است . در اين نامه در زمينه جرائم و مجازاتها آمده است « بدان كه عقوبات بر سه گناه است»
يكي ميان بنده و خداي عزاسمه كه از دين برگردد و بدعتي احداث كند در شريعت
يكي ميان رغيب و پادشاه ، كه عصيان كند يا خيانت و غش ( كه تمرد و عصيان و خيانت و طغيان نمايد)
يكي ميان برادران دنيا كه (يكي ) بر ديگري ظلم نمايد»
با بررسي نامه فوق كه به عنوان يكي از اسناد دوره ساسانيان در مورد حقوق و قضا مي باشد ، ملاحظه مي شود يكي از جرايمي كه پيش بيني شده است ، جرائم ميان افراد جامعه است كه جرم قتل يكي از آن جرائم محسوب مي شود بنابراين جرائم قتل ، ايراد ضرب و جرح از جمله موضوعاتي بوده است كه در دستگاه قضايي ساسانيان مورد رسيدگي قرار مي گرفت . يكي ديگر از ويژگي هاي حقوقي دوره ساسانيان توجه به سن مجرمين بود كه تأثير مهمي در مسئوليت جزائي اشخاص داشت كودكان از مسئوليت جزايي معاف بوده و نوجوانان داراي مسئوليت تخفيف يافته بودند.
يكي از محققين در اين زمينه مي نويسد : « يكي از خصوصيات قانون جزاي دوره ساساني اين بوده كه بين سن مجرمين فرق گذارده است يعني مجازات اشخاص رشيد و سغار و همچنين بين صغار 7 و 8 ساله را با صغار از 8 تا 16 ساله تفاوت قائل شده است صغار 7 تا 8 ساله مسئوليت جزايي ندارند و از 8 تا 16 سال بمجازات خفيف تر ( تأديبي ) از آنچه براي اشخاص رشيد معين شده است مي رسند قيم و ولي در مواردي كه امر در اثر تقصير آنها باشد مسئول خسارات بوده و در بعضي موارد هم مجازات مي شدند . را مطالعه مطالب مذكور استنباط مي شود كودكان زير 8 سال از مسئوليت جزايي مبري بودند و نوجوانان تا 16 سالگي داراي مسئوليت جزايي تخفيف يافته بودند افراد بالاي 16 سال ، در صورت ارتكاب جرم ، از مسئوليت كيفري كامل برخوردار بودند ، و مجازات مي شدند بنابراين هر گاه شخصي مرتكب جرم قتل مي شد . در رسيدگي هاي قضايي ، قبل از هر چيز ، به سن مرتكب جرم توجه مي شد ، در صورتي كه از رشد جزايي برخوردار بود ، مقامات قضايي درباره مجازات او تصميم مي گرفتند . البته يكي از موضوعاتي كه در اعمال مجازاتها در نظر گرفته مي شد، «شخصيت مجرم » بود كه در قسمت بعدي توضيح داده مي شود.
5-1) رعايت « اصل فردي كردن مجازاتها»
يكي از اصول پيشرفته اي كه در حقوق جزاي ايران باستان جاري بوده « اصل فردي كردن مجازاتها است در دوران معاصر به منظور تنظيم سياست جنايي جهت اصلاح جامعه ، اشخاص بزهكار و پيشگيري از وقوع جرم اصل فردي كردن مجازاتها ، از اهميت زيادي برخوردار است.
در اين زمينه استاد دكتر صانعي مي فرمايند « امروزه فردي كردن مجازاتها يكي از هدفهاي اساسي حقوق جزارا تشكيل مي دهد »
بنابراين مجازات بعنوان واكنش اجتماعي با توجه به خصوصيات و تفاوتهاي جسماني ، رواني و اجتماعي اشخاص ، به نحو متفاوتي در مورد افراد بزهكار از جمله مرتكبين قتل اجرا مي شد در هنگام رسيدگي به جرم متهم ، كارهاي نيك و خدمات او را به حساب مي آوردند.
صاحب نظران حقوقي و تاريخي در اين زمينه مي نويسند : « در اعمال مجازاتها بر افراد مجرم توجه مي كردند يعني اگر شخصي مرتكب جرمي شده بود و اعمال و كارهاي نيكي نيز قبلاً داشته ، در هنگام صدور حكم آن كارهاي نيك را نيز در نظر مي گرفتند »
هرودوت در باره اين رسم حقوقي چنين مي نويسد « پادشاه شخصاً براي يك تقصير كسي را به مرگ محكم نمي كند و هيچيك از ايرانيان نبايستي بنده اي را بر اثر يك گناه به اشد مجازات برساند ( مگر ) بعد از آنكه فكر كرده كارهاي بد بزهكار را متعددتر و مهم تر از خدمات انجام شد او يابد و ديگر .
شادروان حسن پيرنيا( مشير الدوله ) درباره كيفيت صدور حكم مجازات اعدام در ايران باستان چنين مي نويسد : « اگر كسي در مرتبه اول مرتكب جنايتي شده بود حكم اعدام صادر نمي شد و اين قاعده در عال قديم از خصايص ايران است اگر كارهاي بد او برتري دارد مجازات مي شد .
نتيجه :
1-مجموع تحقيقات و بررسي ها نشان مي دهد كه در آيين زرتشت و ايران باستان « عنصر رواني جرم قتل « اهميت زيادي داشت.
2-بر مبناي عنصر رواني ، جرم انگاري با توصيف مجرمانه انواع قتل شامل « قتل عمد » و « قتل خطائي » پيش بيني شده و سياست جنائي بين مرتكبان جرائم عمدي و غير عمدي تفاوت قائل شده بود.
3-هر يك از انواع قتل ، مجازات جداگانه اي داشت ، به نحوي كه براي ارتكاب قتل عمدي توسط اشخاص مسئول ، مجازات اعدام و براي ارتكاب قتل غير عمدي 90 ضربه شلاق پيش بيني شده بود .
4-كودكان كمتر از 8 سال از مسئوليت جزائي مبري و از مجازات معاف بودند ، نوجوانان تا 16 سال داراي مسئوليت جزايي تخفيف يافته بودند و افراد بالاي سن 16 سال داراي مسئوليت جزائي كامل بودند .
5-در اعمال مجازاتها بسيارياز اصول پيشرفته حقوق جزاي معاصر از جمله بنام « فردي كردن مجازاتها» رعايت مي شد لذا شخصيت مرتكب جرم در اعمال مجازاتها نقش تعيين كننده اي داشت .
بخش دوم – بررسي عنصر رواني جرم قتل در آيين يهود
1-2)منابع حقوقي آيين يهود
حضرت موسي (ع) يكي از پيامبران اولوالعزم است كه چندين قرن قبل از پيامبر اسلام (ص) از سوي خداوند متعال به پيامبري مبعوق شد و احكام شريعت حضرت موسي (ع) در كتابي بنام تورات بر او نازل شد كه به اني موضوع در آيات مختلف قرآن كريم تصريح شده است .
كتاب تورات پس از مدتي از بين رفته است ، امروزه براي پي بردن به احكام شريعت موسي (ع) از جمله بررسي عنصر رواني جرم قتل و تأثير آن در مسئوليت كيفري و ميزان مجازات به كتابهاي عهد عتيق و « تلموذ» مراجعه مي شود كه توسط علماء يهود نوشته شده است.
پيروان آيين موسي (ع) « يهود» ناميده مي شوند ، مرحوم دهخدا به نقل از نفانس الفنون مي فرمايد : « ايشان هفتاد و يك فرقه اند »
كتاب تلموذ ، به اسارت ملت يهود به دست بخت النصر دوم اشاره مي نمايد و از او به نام رئيس جلادان نام مي برد و همين منبع يادآورد مي شود در تنظيم توراتي كه عرزاسوفر در تدوين آن بيشترين خدمت را كرده مجموعه قوانين حمورابي اثر داشته است . دانشمندان درباره اين مسئله كه كبيسه ها در زمان اسارت در بابل تأسيس يافته اند اتفاق نظر دارد.
از تلموذ يعني مهمترين كتاب تشكيلات دين يهود به خوبي مي توان استنباط كرد كه بعد از اسارت ملت يهود در بابل و حتي قبل از آن هم كتابي كه مستقيماً از موسي (ع) به ملت يهود رسيده باشد وجود نداشته و تورات تحقيقاً بعد از فتح بابل بدست كوروش كبير تنظيم گرديده است . در تنظيم اصول مقرر به كتاب تورات از اصول منشور حمورابي كه در آن زمان يكي از منابع مسلم علماي يهود بود نهايت درجه استفاده به عمل آمده است .
كتاب عهد عتيق داراي قسمتهاي مختلفي است كه مطالب اصلي احكام يهود در اشعار زير بيان گرديده است .
1- سفر بيدانس 2- سفر خروج 3- سفرلاويان 4- سفر اعداد
5- سفر تشنه
2-2) نخستين قتل ناحق در تاريخ بشر
كتاب « عهد عتيق» در مورد اولين قتل ناحق چنين مي نويسد « قائن (قابيل ) فرزند آدم (ع) هديه اي نزد خداوند آورد كه قبول نشد ولي هابيل برادر كوچكترش هديه اي نزد خداوند آورد و خداوند آن را پذيرفت قائن از اين واقعه به شدت ناراحت شد و سپس هابيل را در صحرا كشت .علامه فقيد سيد محمد حسين طباطبائي مفسر كبير قرآن ، اين واقعه را به بيان ديگر از تورات عربي به شرح زير عنوان مي كند.
« قائن از ميوه هاي زمين قرباني براي خداوند تقديم نمود هابيل هم از گوسفندان جوان و فربه تقديم نمود ، خداوند به هابيل و قرباني اش نظر افكند ولي به قائن و قرباني اش نگاه نكرد قائن سخت ناراحت شد ، اگر نيكي كني آيا بالا نمي روي ، و اگر نيكي نكني در گناه مستقر … قائن را برادرش هابيل سخن گفت و چنين اتفاق افتاد كه وقتي آن دو در مجلسي بودند قائن بر برادرش هابيل قيام كرده او را كشت .
با توجه به مطالب مذكور دو نكته به نظر مي رسد .
1-اولين قتل ارتكابي در تاريخ بشريت قتلي است كه توسط فرزند حضرت آدم ابوالبشر واقع شده است .
2-قتل مذكور از نوع قتل عمد همراه با تصميم قبلي بود كه قاتل در اثر ناراحتي و دشمني نسبت به برادرش وي را كشت .
3-2) ممنوعيت ارتكاب قتل به ناحق
كشتن انسانهاي بيگناه و ارتكاب قتل از جمله جرائمي است كه از ديدگاه شريعت موسي (ع) مورد نهي قرار گرفته و به عنوان عمل ممنوعي شناخته شده است.
در اين زمينه در سفر خروج آمده است « قتل مكن ، زنا مكن ، دزدي مكن ، بر همسايه خود شهادت دروغ مده ، به خانه همسايه خود طمع مورز…»
كشتن به ناحق هر شخصي ، در حكم كشتن همه انسانهاي جهان بيان شده و تلاش براي حيات نجات يك نفر از مرگ ، در حكم نجات جان همه اشخاص بيان شده است در كتاب تلموذ آمده است « ادم ابوالبشر در آغاز خلقت به صورت يك فرد تنها آفريده شد ، تا اين درس را به ما تعليم دهد ، كه هر كس جان انساني را تباه سازد و او را هلاك كند ، تورات در حق او چنين حكم مي كند كه گويي همه جهانيان را نابود كرده است و هر كس جان انساني را از نابودي نجات بخشد ، تورات درباره او چنين حكم كرده كه گويي همه جهانيان را نجات داده است . شما بگويي ( از آنجا كه مسئوليت اين قدر سنگين است ) پس چرا اين دردسر را براي خود بسازيم.
4-2) انواع جرم قتل بر حسب عنصر رواني
كتاب تورات انواع قتل را در « سفر اعداد » به اين شرح آورده است . اين شش شهر براي شما ملجا باشد (14) هر كه شخصي را سهواًكشته باشد و به آنجا فرار كند و اگر او را با آلت آهنين زد و مرد او قاتل است (17) و قاتل البته كشته شود و اگر او را با دست خود به سنگي زد كه از آن (18) كسي كشته شود بزند تا بميرد وقاتل البته كشته شود (19) و اگر او را به چوبدستي كه با آن كسي كشته شود ، بزند تا بميرد وقاتل است و قاتل البته كشته شود(20) ولي خون ،خود قاتل را بكشد هرگاه با او برخورد او را بكشد و اگر از روي بغض (21) او را با تيغ زد كه مرد آن زنده چون كه قاتل است البته كشته شود(22) هر كه شخصي را بكشد پس قاتل به گواهي شاهدان كشته شود، و هيچ فديه به عوض جان قاتل كه مستوجب قتل است مگيريد بلكه ا و البته كشته شود (30)
با دقت در نقل قول مذكور ملاحظه مي شود كه در كتاب عهد عتيق موضوعات زير پيش بيني شده است:
1-انواع قتل شامل الف – قتل عمدي و ب – قتل خطايي
2-مجازات قصاص براي ارتكاب قتل عمدي
3-ممنوعيت دريافت ديه در قتل عمدي
همچنين در اين مورد در كتاب تلموذ آمده است هنگامي كه وقوع قتل براي دادگاه ثابت شود ، يكي از اين دو مجازات را درباره شخص محكوم اجرا مي كنند تبعيد به شهر پناهگاه ( سفر اعداد فصل 35) در صورتي كه قتل سهواً و بر اثر تصادفي كه در نتيجه سهل انگاري و تقصير متهم است رخ نداده باشد و يا اجراي حكم اعدام در موردي كه آدم كشي عمدي بوده ، يا در نتيجه سهل انگاري با نيت جنايتكارانه اتفاق افتاده باشد
با دقت در مطالب مذكور استنباط ميشود:
1-بر اساس كتاب تلموذ به اعتبار عنصر رواني ، سه نوع قتل پيش بيني شده است كه عبارتند از :
الف : قتل عمدي
ب : قتل در اثر سهل انگاري با نيت جنايتكارانه كه بار مرتكب آنها، مجازات اعدام پيش بيني شده است .
ج- قتل خطايي
اين قتل در اثر خطاي مرتكب و بدون سهل انگاري فاحش و همراه با نيت جنايتكارانه است كه براي مرتكب آن مجازات تبعيد پيش بيني شده است .
2-طبق كتاب تورات جرم قتل بر مبناي عنصر رواني به دو نوع تقسيم شده است كه عبارتند از
الف – قتل عمدي
ب – قتل خطايي
در قسمت بعدي بعضي از مصاديق مهم و برجسته هر يك از انواع قتل به عنوان نمونه از كتابهاي عهد عتيق و تلموذ بيان ميگردد.
5-2) مصاديق مهم قتل عمدي
هرگاه شخصي به يكي از روشهاي زير مرتكب قتل شده باشد در اين صورت قتل عمدي محسوب مي شود :
1-ايراد صدمه منتهي به مرگ با وسيله آهنين
2-ايراد صدمه منتهي به مرگ با پرتاب سنگ
3-ايراد صدمه منتهي به مرگ با چوبدستي كه غالباً كشنده باشد
4-ايراد صدمه منتهي به مرگ با تيغ يا شيء برنده
5-اداي شهادت دروغين منتهي به صدور حكم اعدام
6-سهل انگاري در نگهداري گاوي كه عادت به شاخ زدن دارد و در اثر شاخ زدن شخصي را كششته باشد ، در اين صورت گاو سنگسار مي شود و صاحبش نيز كشته مي شود.
6-2) مصاديق مهم قتل خطايي :
بعضي از موارد مهم و برجسته قتل خطايي به عنوان نمونه در زير بيان مي شود
1-قتل ناشي از ايراد صدمه غير عمدي منتهي به مرگ بدون دشمني قبلي
2-قتل ناشي از افتادن بام غلتان بر روي عابر
3-قتل ناشي از اصابت قطعه چوب كه در حين كار بر اثر ضربه به تير جدا شده است .
4-قتل ناشي ازاصابت آهن تيري كه در حين كار از دسته اش جدا شده است .
5-قتل ناشي از ضربات شلاق اضافي مأمور اجراي حكم
( حتي اگر مأمور اجراي شلاق يك ضربه زيادتر از حد لزوم بزند و محكوم عليه در اثر آن بميرد )
7-2) مصداق قتل در اثر سهل انگاري با نيت جنايتكارانه :
همان طور كه در بحث انواع جرم قتل بر مبناي عنصر رواني بيان شد ، ملاحظه مي شود در آيين يهود به استناد كتاب تلموذ نوعي قتل در اثر سهل انگاري با نيت جنايتكارانه پيش بيني شده كه براي مرتكب ، مجازات اعدام در نظر گرفته شده است با تحقيق در مصاديق قتل به نظر ميرسد « قتل دشمن از روي سهو» تنها موردي كه براي اين نوع قتل ذكرشده به شرح زير است :
ربي يوسه مي گويد « يك دشمن ( كه دشمن خود را ظاهراً از روي سهو كشته باشد ) اعدام مي شود . زيرا اون به عنوان شخصي كه علاقه به صدمه زدن به دشمن خود دارد شناخته شده است . ربي شيمعون مي گويد : دشمن ( اگر دشمن خود را كشته باشد )، گاهي تبعيد مي شود و گاهي نمي شود قاعده كلي چنين است هر گاه بتوان گفت كه او دشمن خود را عمداً كشته است تبعيد نمي شود ولي اگر بتوان گفت كه او از روي سهو مرتكب قتل شده است تبعيد مي گردد.
با عنايت به مطالب مذكرو به نظر مي رسد كه در زمينه مجازات مرتكب قتل در اثر سهل انگاري يا نيتجنايتكارانه ، دو نظريه وجود داشته است.
نظريه اول – هر گاه شخصي به دشمن خود صدمه زده و او را از روي سهو كشته باشد هر چند قصد كشتن وي را نداشته ولكن در اثر سهل انگاري يا نيت جنايتكارانه مرتكب قتل شده است به مجازات اعدام محكوم مي شود.
نظريه دوم – هرگاه شخصي ، دشمن خود را از روي سهو كشته باشد به مجازات تبعيد محكوم مي شود.
8-2) ضابطه تشخيص تحقق قتل عمد
با مطالعه مطالب مندرج در كتاب تورات – « سفر اعداد» و كتاب تلموذ بنظر مي رسد براي تحقق قتل عمدي وجود يكي از شرايط زير پيش بيني شده است :
1-در صورتي كه قاتل قصد كشتن مجني عليه را داشته باشد ، به عبارت ديگر قاتل در ارتكاب قتل سوء نيت داشته باشد.
2-قاتل ، قصد ايراد صدمه داشته و با وسيله كشنده از قبيل آهن يا سنگ صدمه اي وارد نمايد كه منجر به مرگ مجني عليه شود و بدين ترتيب عمل نوعاً كشنده مرتكب شده باشد.
3-در نگهداري و مراقبت از حيوانات صدمه زننده مانند گاو سهل انگاري فاحش نموده كه در نتيجه اين حيوانات با ايراد صدمه كسي را بكشند.
9-2) – مجازات قتل عمدي
با بررسي در ميزان مجازاتها در آيين يهود ، ملاحظه مي شود كه دو نوع مجازات براي ارتكاب قتل عمدي پيش بيني شده است ، كه عبارتند از الف – قصاص ب – حبس ابد
الف – قصاص
سفر اعداد مجازات قاتل عمدي را قصاص ذكر نموده و در اين زمينه آمده است « صاحبان خون و مجني عليه تكليف دارند كه فديه يا خون بها نگيرند بلكه هرجا قاتل را بيابند وي را بكشند ، به عبارت ديگر آيينيهود حق سازش و بخشش قاتل را از صاحبان خون سلب نموده است و تكليف را كشتن قاتل مي داند.
همچنين در سفر خروج آمده است « هر كس انساني را بزند و او بميرد ، يا هر كس از روي عمد و مكر شروع در قتل كسي كند يا پدر و مادر كسي را بزند ، او كشته خواهد شد.
اصل قصاص نفس در شريعت موسي (ع) پذيرفته شده و احكام آن در تورات بيان شده و سنگيني مجازات قتل ناشي از جلال و عظمت مقام انسان و ويژگيهاي خلقت وي ذكر شده است در اين زمينه در سفر تكوين آمده است .
« انتقام جان انسان را از دست برادرش خواهم گرفت ،هر كه خون انسان ريزد خون وي به دست انسان ريخته شود ، زيرا خداوند انسان را به صورت خود ساخت.
ب – مجازات حبس ابد
به استناد كتاب تلموذ براي مرتكب قتل عمدي در يك مورد مجازات حبس ابد تعيين شده و در اين زمينه آمده است :
« در اين مورد يك قاتل عمد محكوم به حبس ابد مي شود كسي كه مرتكب قتل عمد شده باشد لكن هنگام ارتكاب در صحنه جنايت شاهدي ناظر بر اين قتل نباشد او را در زندان مي كنند و به وي نان ضيق و آب محنت ،(اشعياء 30 :20) مي دهند ،ميشنا سنهدرين ، 9 : 5) گمارا اين نكته را اين طور مورد بحث قرار مي دهد : از كجا مي دانيم ( كه او مجرم است ، در صورتي كه گواهان ناظر بر جنايت او نبوده اند ؟) راو گفت : اين براي موردي است كه ( گواهان شهاد جرم او بوده اند لكن ) گواهي آنان از هم گسيخته است شموئل گفت : اين براي موردي است كه گواهاني شاهد جنايت بودهاند لكن در حين ارتكاب قتل اخطار لازم را به قاتل يادآوري نكرده باشند دانشمند ديگري مي گويد : اين براي موردي است كه در بازجوئي از شهود ، تضاد و تناقض بين اظهارات ايشان مشاهده شود ولي در هفت پرسش اصلي ( درباره زمان و مكان جنايت) پاسخهاي آنان با هم مطابق باشد.
10-2) مرجع صالح رسيدگي كننده به جرم قتل عمد
در آيين يهود تصميم گيري درباره تشخيص قتل عمدي و صدور حكم محكوميت بر عهده دادگاهي متشكل از 23 قاضي بوده است كه اتفاق نظر اكثريت آنها يعني حداقل 13 نفر براي صدور حكم محكوميت ضرورت داشت و مرتكب قتل عمدي به مجازات گردن زدن با شمشير محكوم مي شد.
11-2) لزوم اخطار شهود قبل از ارتكاب قتل
همچنين در تلموذ بيان شده كه شهود حاضر در سحنه قتل بايد قاتل را متوجه ارتكاب قتل نموده و وي را از وقوع قتل منصرف كنند، در غير اين صورت قاتل قصاص نمي شود.
در اين باره آمده است : « طبق قانون تلموذ ، واجب است كه گواهان به شخصي كه مي خواهد مرتكب جنايتي شود اخطار كنند كه عملي كه او در شرف انجام دادن آن مي باشد يك جنايت است ، و مجازات آن چنين و چنان خواهد بود مقصود از اين اخطار اين است كه تفاوت گذاشته شود بين شخصي كه از روي سهو عمل مي كند و كسي كه جنايتي را عمداً مرتكب مي شود.
بنابر اين در آيين يهود براي ارتكاب قتل عمدي دو نوع مجازات پيش بيني شده است كه حكم آن توسط دادگاه صادر مي شود :
1-مجازات اعدام از طريق گردن زدن با شمشير
2-مجازات حبس ابد
با توجه به مطالب مذكور استنباط مي شود مجازات حبس ابد وقتي براي مرتكب قتل عمدي تعيين مي شود كه دو نفر شاهد در صحنه وقوع قتل حضور نداشته باشند تا به قاتل تذكر دهند و يا شهود فاقد شرايط و خصوصيات لازم براي اداي شهادت باشند.
12-2) ضابطه تشخيص قتل خطا
يكي ديگر از انواع قتل كه در آيين يهود پيش بيني شده ، قتل خطايي است در اين زمينه در سفر تتيه آمده است :
-كسي كه صاحب و همراه خود را بدون علم بزند در حال يكه با او دشمني نداشته است نه از ديروز و نه پيش از آن و كسي كه با همراه خود به صحراي دشوار و ناهموار براي فراهم آوردن هرم برودو تبر را پائين آورد تا هيزم را بكند و آهن تبر از چوب آن جدا شده به رفيق او بخورد و او بميرد بر او لازم مي شود به يكي از آن شهرها كه موسي ( براي قاتلان ) احداث و بنا كرده است بگريزد ، تا صاحب خون ( ولي دم ) از پشت سر او ( به دنبال او ) بدود تا هنگامي كه راه دور است و قلب او را داغي و طپش خسته شده به چنگ ولي دم افتد و به دست او كشته شود.
بنابراين بنظر ميرسد با توجه به مطالب مذكور و مصاديق مهم قتل غير عمدي شرايط اين قتل عبارتند از :
1-مرتكب قصد ايراد ضربه به مجنيعليه را نداشته باشد
2-مرتكب دشمني با سوء نيت قبلي يا مجني عليه نيز نداشته باشد.
بنابراين هرگاه شخصي بدون قصد كشتن و سوء نيت قبلي صدمه اي به ديگري وارد آورد يا بي آنكه قصد ايراد صدمه اي را داشته باشد ، از روي سهو به ديگري صدمه اي بزرند كه منجر به قتل وي شود ، همان طور كه قبلاً گفتيم ، اين جرم قتل مستقلي از نوع قتل خطايي يا غير عمدي محسوب مي شود.
13-2) مجازات قتل خطايي
در آيين يهود هرگاه شخصي مرتكب قتل خطايي مي گرديد ، بايد به يكي از شهرهاي حرام كه محل امني بوده ، پناه ببرد و براي مدتي از آنجا خارج نشود تا صاحبان خون ، قاتل را مشاهده نكنند در غير اين صورت ولي دم حق داشت از قاتل انتقام بگيرد.
در اين زمينه در سفر خروج آمده است « كسي كه تعمد نداشته باشد بلكه خدا مرگ را به دست او واقع ساخته باشد ، براي او مكاني را قرار مي دهيم كه به سوي آن بگريزد»
همچنين « بر او لازم مي شود يكي از آن شهرها كه موسي (ع) ( براي قاتلان ) احداث و بنا كرده است بگريزد تا صاحب خون از پشت سر او ندود تا هنگامي كه راه دور است و قلب او از دغي و طپش خسته شده به چنگ ولي دم افتد و به دست او كشته شود.
كتاب تلموذ در اين زمينه مي نويسد : « پدر به خاطر 0 قتل سهو) پسرش محكوم به تبعيد مي شود و به همين نحو پسر را نيز به خاطر قتل غير عمد پدرش تبعيد مي كنند همه كس به خاطر قتل سهو يك يهودي تبعيد مي شود ، و يهودي نيز براي قتل غير عمد آنان تبعيد مي گردد به استثنا ء « گرتوشاو» – وقتي كه « گرتوشاو» سهواً كشته شود ، قاتل او تبعيد نمي شود شايد بدين جهت كه خون خواهي كه انتقالم مرگ از را بگيرد وجود ندارد ، و در نتيجه احتياجي نيست كه قاتل در شهر پناهگان بست بنشيند – يگ گرتوشاو به خاطر قتل غير عمد گرتوشاو ديگر تبعيد مي شود .
البته مواردي وجود دارد كه ايراد صدمات وارده منجر به وقوع مرگ شود ، وليكن مرتكب ، فاقد مسئوليت كيفري و به مجازات تبعيد محكوم نمي شود ، كه آن موارد عبارتند از :
الف – بدري ، پسر خود را به منظور تأديب بزند
ب- معلمي شاگرد خودرا تنبيه كند
ج – مأمور اجراي احكام مجازات شلاق را بر طبق حكم دادگان اجرا نمايد ( اگر در موارد فوق مضروب در هنگام ضرب بميرد ، ضارب ) تبعيد نمي شود .
با بررسي موارد مذكور ملاحظه مي شود در هر سه مورد فاعل قصد كشتن مجني عليه را نداشته است و عمل انجام شده نيز كار مشروع و قانوني بوده است وليكن منجر به سلب حيات مجني عليه شده كه اين نتيجه مورد نظر فاعل نبوده است در اين صورت فاعل ، هيچ گونه مسئوليت كيفري و
مجازات ندارد
به نظر مي رسد علي رغم اين اصل كه هيچ كس براي كاري كه بدون قصد انجام مي دهد مسئوليت كيفري و مجازات ندارد و ليكن دين يهود ، استثنائي بر اين اصل قائل شده و در صورت وقوع قتل خطايي ، براي مرتكب آن ، مسئوليت كيفري و مجازات قتل خطايي يكي از موارد زير بوده است .
الف – تبعيد قاتل از محل وقوع قتل به محل امن با پناه بردن وي به يكي از شهرهاي امن.
ب – هدر بودن خون قاتل ، تا زماني كه مرتكب قتل به شهر امن نرسيده يا زودتر از موعد از شهر امن خارج شود صاحب خون حق دارد در خارج از شهر امن از جاني انتقام گرفته او را بكشد.
نتيجه :
1-به نظر مي رسد بر مبناي عنصر رواني سه نوع قتل پيش بيني شده است كه عبارتند از : الف – قتل عمدي ب – قتل در اثر سهل انگاري فاحش با نيت جنايتكارانه
ج – قتل خطايي
2-ضابطه تشخيص تحقق قتل عمدي عبارت است از « الف – در صورتي كه قاتل ، سوء نيت يا قصد كشتن مجني عليه را داشته باشد . ب – قاتل ، قصد ايراد صدمه به مجني عليه را داشته و با وسيله اي نوعاً كشنده از قبيل آهن يا سنگ به مجني عليه صدمه اي وارد نمايد كه منجر به مرگ وي شود
3- ضابطه تشخيص قتل در اثر سهل انگاري با نيت جنايتكارانه هر گاه شخصي به دشمن خود صدمه زده و او را از روي سهو كشته ، هر چند قصد كشتن وي را نداشته باشد.
4-ضابطه تشخيص قتل خطا عبارت است از ال – مرتكب ، قصدايراد ضربه به مجني عليه نيز نداشته باشد .
5-اوليت قتل در تاريخ بشريت از نوع « قتل عمدي توأم با تصميم قبلي » بود كه توسط فرزند آدم (ع) واقع شد.
6-آدمكشي آنچنان عمل شنيعي شناخته شده كه كشتن يك نفر به منزله كشتن همه افراد جامعه معرفي شده است .
7-از ديدگاه آيين يهود ، عنصر رواني جرم قتل در مسئوليت كيفري و ميزان مجازات مرتكب قتل تأثير مهمي دارد.
8-مصاديق مهم هر يك از انواع قتل هاي مذكور كه مي توان بر اساس آن ، ضوابط و شرايط تحقق هر نوع قتل را تعيين كرد ، بيان شده است .
9-براي قتل عمدي و قتل در اثر سهل انگاري با نيبت جنايتكارانه مجازات اعدام پيش بيني شده كه حكم محكوميت مي بايست توسط دادگاهي شامل 23 عضو با اكثريت آراء( نصف به علاوه 2) صادر شود
10-پس از صدور حكم اعدام ، قاتل به وسيله شمشير گردن زده مي شود
11-حق هر گونه صلح و سازش و دريافت خون بها از صاحبان خون سلب مي شود و قصاص قاتل به عنوان تكليف معرفي شده است.
12-براي قتل خطايي مجازات تبعيد به يكي از شهرهاي امن پيش بيني شده است كه قاتل مي بايست به يكي از آن شهرهاي امن پناه ببرد البته صاحبان خون مي توانند درخارج از شهرهاي امن مرتكب قتل خطايي را بكشند.
بخش سوم – بررسي عنصر رواني جرم قتل در آيين مسيحيت
1-1) تاريخچه و منابع آيين مسيح
آيين مسيحيت يكي از اديان بزرگ آسماني قبل از آيين مقدس اسلام است ، خداوند متعال در 10 قرن قبل احكام شريعت اين دين را در كتاب مقدس انجي بر حضرت عيسي عليه السلام بعنوان چهارمين پيامبر اولوالعزم نازل فرموده كه اين موضوع در آياتي از قرآن كريم به تأئيد رسيده است امروزه مسيحيان به گروههاي پروتستان و كاتوليك تقسيم مي شوند براي يافتن احكام شريعت حضرت مسيح عليه السلام از جمله اهميت عنصر رواني جرم قتل و تقسيم بندي انواع قتل و تأثير آن در مسئوليت كيفري و مجازات قاتل بايد به كتاب مقدس « عهد جديد » شامل الف – انجيل مسي ب – انجيل مرقس ج- انجيل لوقا د- انجيل يوحنا مراجعه گردد
پيروان آيين مسيحيت از جمله اقليتهاي ديني هستند كه قبل از ظهور آيين مقدس اسلام تا كنون كه در كشور ايران زندگي مي كنند.
قانون اساسي ايرانيان مسيحي را به عنوان يكي از اقليتهاي ديني شناخته است كه آنها حق دارند در احوال شخصيه و تعليمات ديني بر طبق آيين خود عمل كننند و ليكن در امور جرائم و مجازاتها از جمله جرائم قتل ، ايراد ضرب و جرح ، تابع قانون مجازات اسلامي هستند و طبق قوانين جزايي كشور محاكمه و مجازات مي شوند .
ما در اين قسمت به منظور بررسي دقيق اهميت عنصر رواني جرم قتل و تأثير آن در مسئوليت كيفري و مجازات قاتل ابتدا كتاب انجيل سپس نظريات محققين را در اين زمينه مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهيم .
2-3) ممنوعيت ارتكاب قتل از ديدگاه آيين مسيح (ع)
در شريعت عيسي عليه السلام يكي از اعمالي كه تحريم شده ارتكاب قتل است لذا در اين زمينه مطالبي كه در كتاب مقدس عهد جديد آمده است مورد بررسي قرار مي گيرد .
در كتب مقدس آمده است كه حضرت مسيح (ع) فرمود : « آنچه از آدم بيرون مي آيد آنست كه انسان را ناپاك مي سازد زيرا كه از درون دل انسان صادر مي شود خيالات بد و فسق و قتل و دزدي و طمع و خيانت و مكر و شهوت پرستي و خشم بد و غرور و جهالت تمام اين چيزهاي بد از درون انسان صادر مي گردد و آدم را ناپاك مي گرداند .»
بنابراين ملاحظه مي شود كه ارتكاب قتل بعنوان عمل زشت و شنيعي معرفي شده كه ارتكاب آن سبب ناپاكي و آلودگي انسان مي شود.
حضرت عيسي (ع) به جنبه هاي اخلاقي و معنوي زندگي اهميت زيادي مي داد و گذشت و چشم پوشي از بديهاي مردم را كار نيكويي مي دانست لذا پرهيز و خودداري از ارتكاب جرائم در مسيحت يه عنوان يكي از شرايط رسيدن به حيات جاودانه شناخته شده است .
كتاب مقدس در اين زمينه چنين مي گويد : « حضرت مسيح به راه مي رفت شخصي دوان دوان پيش او زانو زده سؤال نمود كه اي استاد نيكو چه كنم تا وارث حيات جاودانه شوم ؟ عيسي بدو گفت چرا مرا نيكو گفتي و حال آنكه نيكو نيست جز فقط خدا، احكام را مي داني قتل مكن … شهادت دروغ مده ، دغا بازي مكن ، پدر و مادر خود را حرمت بدار»
با بررسي مطالب فوق استنباط مي شود كه ارتكاب قتل در شريعت مسيح تحريم شده است و خودداري از ارتكاب قتل به عنوان يكي از اعملا نيك و از جمله شرايط رسيدن به حيات جاودانه است .
3-3)مسئوليت قاتل و صاحبان خون در آيين مسيح (ع)
هر گاه شخصي مرتكب ايراد ضرب و جرح عمدي منتهي به نقص يا قطع عضو ديگر شود ، مجني عليه حق انتقالم و خونخواهي ندارد ، بلكه دستور دادهشده كه ميان جاني و مجني عليه صلح و سازش داده شود . در كتاب مقدس آمده است :« شنيده ايد كه گفته شده است چشمي به چشمي و دنداني به دنداني و ليكن من به شما مي گويم تا شرير مقاومت مكنيد بلكه هر كه به اشاره ] گونه يا رخساره [راست تو تپانچه] سيلي [زند ديگري ]گونه چپ صورت [را نيز به سوي او بگردان
شنيده ايد كه گفته شده است همسايه خود را محبت نما و با دشمن خود عداوت كن اما من به شما مي گويم كه دشمنان خود را محبت نماييد ون براي لعن كنندگان خود بركت طلبيد و به آناني كه از شما نفرت كنند احسان كنيد و هر كه به شما فحش دهد و جفا رساند دعاي خير كنيد .
4-3) بررسي نظريه برخي از محققين
دكتر عوض احمد ادريس يكي از محققين كشور مصر چنين مي نويسد دعوت حضرت مسيح به عفو و گذشت و چشم پوشي از بديهاي مردم به معني لغو و نسخ احكام قصاص نيست … و آنچه از محروم شدن مجني عليه از اقدام به خوانخواهي و قصاص فهميده مي شود و آنچه از محبوبيت سازش ميان مجني عليه و جاني استفاده مي گردد اين است كه معمولاً اين مصالحه و سازش با مقداري از مال تحقق مي يابد زيرا اين منطق قابل قبولي نيست كه انسان را هم از عين حق او و هم از عوض محروم گرداند .
همچنين انديشمندان حقوقي عقديه دارند كه آيين مسيحيت در پيشرفت حقوق جزا تأثير مهمي داشته است كه در قسمت بعدي مورد مطالعه قرا ميگرد .
بر اساس مطالب مذكور به نظر مي رسد اين محققين عقيده دارند الف – دعوت حضرت مسيح (ع) به عفو و گذشت به معناي نسخ احكام قصاص نيست
ب – آنچه از محبوبيت سازش ميان متضرر از جرم و جاني استفاده مي شود اين است كه معمولاً در اين مصالحه و سازش ،جاني مقداري مال را به متضرر از جرم پرداخت مي كند تا زا خونخواهي انتقام جويي خودداري كند.
ج – آيين مسيحيت در پيشرفت حقوق جزا تأثير زيادي داشته است .
5-3) تأثير آيين مسيحيت در پيشرفت حقوق جزا
برخي از حقوقدانان عقيده دارند حقوق جزا در تحولات خود تحت تأثير آيين ميحيت قرار گرفته است يكي از استاتيد محترم در اين زمينه مي نويسد : « تأثير مهم مسيحيت در امور كيفري را مي توان مخالفت با شكنجه ، ورود مفهوم مسئوليت در امور كيفري و بالاخره طرحهاي اوليه اصلاح مجرمين دانست يكي از اصول مذهب مسيحيت رذفت و عشق به همنوع است مبناي دين بر دوستي گذشت ، ترحم و رأفت برقرارشده است . آقاي مارك انسل در كتاب دفاع اجتماعي نوين به نقل از مايبون در مقايسه هدف از قضاوتهاي مذهبي با قضاوتهاي عرفي مي نويسد : در قضاوت عرفي و غير مذهبي هدف حفظ نظم و ايجاد ترسو وحشت در بدكاران و مجرمين است در صورتيكه در حاكمات و قضاوتهاي شرعي همه جنبه هاي امور ، خاصه نجات روح مجرمين مورد نظر است .
با توجه به مطالب فوق استنباط مي شود آيين مسيحيت تأثيرات مفيدي در پيشرفت حقوق جزا داشته است كه مهمترين آنها عبارتند از :
1-مخالفت با شكنجه
2-ورود مفهوم مسئوليت در امور جزايي
3-طرحهاي اوليه براي اصلاح مجرمين
از آنجائيكه اين مفاهيم با عقل و منطق بشر سازگار است لذا نتايج مذكور مورد توجه بعضي از حقوقدانان قرار گرفته و در قوانين و مقررات قانوني كشورها تدوين شده است بنيان گذاران و طرفداران مكاتب حقوقي معاصر نيز همواره اهداف و نظريات خود را اصلاح مجرم و جامعه بيان مي كنند .
با مطالعه كتاب مقدس بنظر مي رسد كه شريعت عيسي عليه السلام شامل تعليمات اخلاقي است تعلميات اخلاقي هر چند تحولي عميق در رفتار انسانها و پيشرفت خوبي در حقوق جزا بوجود مي آورد و ليكن به تنهايي نمي تواندآدمكشي ، تجاوز و ستم به حقوق افراد جامعه را كمترل نمايد، لذا به همين دليل بود كه پيروان آيين مسيح از تعليمات مسيحيت شانه خالي كردند و به مرحله قانونگذاري كليسا روي آورند ، و مسئولي كليسا تحت تأثير عرف ، حقوق مردم ، مصالح و منافع خود، قانون وضع كردند . متاسفانه سختگيريهاي زيادي رواج يافت و مجازاتهايي از قبيل زندان ابد ، زندان موقت ، كفاره هاي ديني ، راندن و طرد از كليسا قانوني شد.
نتيجه :
بادقت و تعمق در مطالب مذكور در زمينه بررسي عنصر رواني جرم قتل در آيين مسيحيت نتيجه مي گيريم .
1-سياست جنايي آيين مسيحيت طبق كتاب انجيل ، بر مبناي جنبه هاي اخلاقي و معنوي زندگي استوار است و ارتكاب قتل ، عمل ممنوع و ضد اخلاقي شمرده شده ، هر چند كليسا قرون وسطي ، در مرحله قانونگذاري ،سياست جنائي جداگانه اي داشت .
2-تقسيم بندي انواع قتل بر مبناي عنصر رواني و تأثير آن در مسئوليت كيفري و مجازات قاتل بطور صريح بيان نشده است ، گر چه با توجه به نحوه انشاء مطالب بنظر مي رسد بحث پيرامون ارتكاب قتل ارادي و عمدي است ، زيرا انسان مي تواند از ارتكاب اعمال ارادي و عمدي خودداري كند. اجتناب از اعمال غير ارادي امكان پذير نيست ، خودداري از وقوع قتل خطايي غير ارادي ، خارج از اراده و قدرت انسان است رفتارهاي غير ارادي سبب نيم شودكه انسان به دليل آنها مسئوليت جزائي داشته باشد مرتكب تقصير ندارد و مجازات نمي شود .
3-در صورت وقوع جرم قتل به صاحبان خون دستور داده شده كه از قاتل حق قصاص و خونخواهي ندارند ، بلكه بايد با يكديگر صلح وسازش نمايند .
4-به نظر مي رسيد بحث لغو مجازاتهاي اعدام و قصاص كه امروزه در بين حقوقدانان دنيا مطرح مي باشد،با افكار و عقايد مسيحيت مطابقت داشته باشد.
بخش چهارم – بررسي عنصر رواني جرم قتل در آيين مقدس اسلام
1-2) تاريخچه و منابع آيين مقدس اسلام
ايين مقدس اسلام آخرين دين الهي است كه احكام شريع آن در 14 قرن قبل در كتاب قرآن در مكه معظمه بر پيامبر اسلام ، حضرت محمد(ص) به عنوان خاتم النبيين نازل گرديد. آن حضرت پس از بعثت دوران زندگي خود را در مكه و مدينه گذارند.
جزئيات و شرح احكام اسلام در كتابهاي فقهي مورد بحث و بررسي قرار گرفته است لذا بمنظور بررسي دقيق عنصر رواني جرم قتل انواع آن و نأثير آن در مسئوليت جزايي و ميزان مجازات مرتكب قتل بايد به منابع معتبر فقهي مراجعه شود .
از آنجائيكه حقوق جزاي ايران در زمينه جرم قتل از نظريات مشهور فقهاي اماميه اقتباس شده است . لذا ديدگاه فقهي در مقالات بعدي به طور مشروح مورد بحث وبررسي قرار مي گيرد . در اينجا ، جرم قتل را از ديدگاه قرآن و بطور مختصر از ديدگاه فقها مورد تحقيق و بررسي قرار مي دهيم.
4-4) بررسي جرم قتل از ديدگاه قرآن
در آيات الهي قرآن كريم واژه قتل 12 مرتبه و با مشتقات آن جمعاً 170 مرتبه بكار رفته است كه برخي از آيات مربوط به تشريع مقررات جرم قتل نفس مي باشد همچنين بعضي از مقررات در ذيل واژه هاي نفس و قصاص تشريع شده است . آيات قرآن كريم كه در زمينه نخستين قتل ناحق در تاريخ بشر انواع قتل بر مبناي عنصر رواني ، حرمت ارتكاب قتل عمدي و مجازات قتل عمدي است بيان مي گردد.
3-4) انواع قتل بر مبناي عنصر رواني از ديدگاه قرآن
با بررسي آيات شريفه قرآن كريم در زمينه « عنصر رواني جرم قتل » ملاحظه مي شود دو آيه وجود دارد كه در ذيل بيان مي گردد :
1-« قتل عمدي » در آيه شريفه 93 از سوره مباركه نساء باين گرديده و احكام مربوط از جمله در ذيل آيات 178سوره مباركه بقره و 45 سوره مباركه مائده تصريح شده است به دليل اهميت موضوع متن و ترجمه آيه شريفه 93 سوره مباركه نساء بيان مي گردد:
« و من يقتل مومنا متعمدا فجز اوه جهنم خلدا فيها و غضب الله عليه و لعنه و اعدله عدايا عظيما»
ترجمه : و هركس فرد با ايماني را از روي عمد به قتل برساند ،مجازات او دوزخ است ؛ در حالي كه جاودانه در آن مي ماند ؛ و خداند بر او غضب مي كند و او را از رحمتش دور مي سازد ؛ و عذاب عظيمي براي او آماده ساخته است .
با دقت در اين آيه ملاحظه مي شود كه تعريفي از قتل عمدي ارائه نشده بلكه مجازات اخروي ، غضب الهي و دور شدن از رحمت الهي بيان شده است علامه فقيد سيد محمد حسين طباطبائي در تفسير اين آيه مي فرمايد :
تعمد عبارت است از اينكه انسان قصد كاري كند به همان عنوانيكه آن فعل دارا است و چون فعل اختياري خالي از قصد عنوان نيست و همچنين اتفاق مي افتد كه يك فعل بيش از يك عنوان داشته باشد لذا ممكن است كه يك فعل ، از يك جهت عمدي باشد و از جهت ديگ رخطايي مثلاص كسي كه به يك شيخ تيراندازي مي كندبه خيال اينكه شكار است در حاليكه در واقع انسان است ، اگر آن انسان را بكشد نسبت به قتل و صيد و شكار ، عامدو نسبت به قتل انسان خاطي است و همچنين اگجر انساني را به قصد تأديب با عصا بزند ولي آن ضربت ، انسان مزبور را بكشد باز هم قتل ، قتل خطا است ، بنابر اين ، كسيكه مومني را از روي عمد مي كشد كسي خواهد بود بوسيله كاري كه انجام مي دهد قصد قتل مومني را دارد با علم به اينكه آن كار ، قتل است و اين مقتول مؤمن است.
خداوند متعال با غلظت تمام ، به كسيكه مؤمن را از روي عمد بكشد وعده آتش جاويدان داده است .
2-قتل خطايي و پاره اي از احكام آن در آيه شريفه 92 سوره مباركه نساء بيان شده است ، متن و ترجمه آيه شريفه عبارتند از :
و ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمنا الا خطا و من قتل مؤمنا خطا فتحرير رقبة مؤمنة و دية مسلمة ال اهله الا ان تصدقوا فان كان من قوم عدو لكم و هو مومن فتحرير رقبة مؤمنة و ان كان من قوم بيئكم و بينهم ميثاق فديه مسلمة الي اهله و تحرير رقبة مؤمنة فمن لم يجد فصيا م شهرين متتابعين توبةمن الله و كان الله عليما حكيما. هيچ فرد با ايماني مجاز نيست كه مؤمني را به قتل برساند ، مگر اينكه اين كار از روي خطا و اشتباه از او سر زند و ( در عين حال ) كسي كه مؤمني را از روي خطا به قتل رساند بايد يك برده مؤمن را آزاد كند و خونبهايي به كسان او بپردازد ، مگر اينكه آنها خوبيها را ببخشند و اگر مقتول از گروهي باشد كه دشمنان شما هستند ( و كافرند ) ولي مقتول با ايمان بوده ( تنها) بايد يك برده مؤمن را آزاد كند ( و پرداختن خونبهاي او را به كسان او بپردازد ، و يك برده مؤمن ( نيز ) آزاد كند وان كس كه دسترسي ( به آزاد كردن برده ) ندارد ،دوماه پي در پي روزه مي گيرد اين ( يك نوع تخفيف ،و ) توبه الهي است و خداوند دانا و حكيم است .
در اين آيه تعريفي از قتل خطائي بيان نشده است بلكه مسئوليت و تكليف مرتكب قتل پيش بيني نشده است لذا به منظور فهم بيشتر بايد به كتابهاي تفسير ، آيات الاحكام و فقهي مراجعه نمود علامه فقيد سيد محمد حسين طباطبائي در تفسير اين آيه مي فرمايد :
مراد از خطا در اين آيه مقابل عمد است يعني بعد از آنكه كسي در حريم ايمانداخل شد اقتضاء قتل مؤمن ديگر يكه در ايمان مثل خود اوست در او پيدا نمي شود ، هر قتلي مي خواهد باشد ، مگر آنكه خطا باشد.
استثناي قتل خطاء ، استثناي متصل است و معني كلام اينست : مؤمن هيچوقت نمي خواهد مؤمني را از آن جهت كه مؤمن است بكشد يعني با آنكه ميداند مؤمن است در صدد كشتن او برآيد معذلك ( عين با وصف اينكه مراد از اين آيات نفي اقتضا است ولي براي كنايه از تكليف يا نهي تشريعي آورده شده باين معني كه خداوند متعال هيچگاه مباح نكرده و هرگز مباح نميكند كه مؤمني ، مؤمن ديگر را بكشد خداوند ، قتل مؤمن را حرام كرده مگر در قتل خطا چون در قتل خطا قاتل قصد قتل مؤمن نكرده و يا اصلاً قصد كشتن نداشته و يا قصد كشتن داشته ولي به گمان آنكه مقتول كافر و جائز القتل است او را كشته است و نبابر اين در اين مورد حرمتي جعل نشده است . تشخيص معناي خطا و عمد و تحرير و ديه و اهل قتيل و ميثاق و چيزهاي ديگري كهدر آيات ذكر شده در عهده سنت است هر كس ميخواهد برآن واقف گردد بايد به فقه مراجعه كند.
بنابراين با تحقيق و بررسي آيات قرآن كريم ملاحظه مي شود از نظر عنصر رواني دو نوع قتل بيش بيني شده است كه عبارتند از :
1-قتل عمدي
2-قتل خطايي
4-4) انواع جرم قتل بر مبناي عنصر رواني از ديدگاه فقها
گروهي از فقهاي اهل سنت از جمهل مالك بن انس مؤسس مذهب ماليكه و اين جزم اندلسي انواع قتل بر مبناي عنصر رواني را منحصر به همين دو نوع قتل دانسته اند و اقسام ديگري را قبول ندارند و مستند آن را نصوص قرآني بيان كرده اند.
ابن جزم اندلسي در اين زمينه مي نويسد « قتل بر دو قسم است الف – قتل عمد
ب – قتل خطا
دليل بر اين تقسيم بندي دو آيه قرآن هستند كه بيان شد خداوند قسم سومي را وضع نكرده است گروهي قسم سوم را بنام عمد خطا ادعا كرده اند كه اين قول فاسدي است و نصي بر اين مطلب وجود ندارد.
بسياري از فقهاي اسلامي اعم از سيعه و سني – هر چند در تطبيق برخي از مصاديق آن با يكديگر اختلاف نظر دارند انواع قتل را برحسب عنصر رواني را به سه نوع كلي تقسيم كرده اند كه اين سه نوع قتل عبارتند از :
الف – قتل عمد
ب – قتل شبه عمد
ج – قتل خطئي يا خطاي محض
در اين زمينه يكي از اساتيد دروس حقوي و اسلامي مكه مكرمه مي نويسد جمهور فقهاي معاصر عقيده دارند قتل بر سه نوع است كه عبارتند از
1-قتل عمد 2- قتل شبه عمد 3- قتل خطاء
ابو حنيفه نيز انواع قتل را بر حسب عنصر رواني بر 5 نوع تقسيم كرده است كه عبارتند از 1 –قتل عمد 2- قتل شبه عمد 3- قتل خطا 4- جاري مجري خطا5- قتل بالنسيب
بعضي از فقها انواع ديگري از قتل را ذكر فرموده اند كه مشروح آن در مقالات بعدي بيان مي گردد.
5-4) نخستين قتل ناحق در تاريخ بشر
خداوند متعال در قرآن كريم حكايت فرزندان حضرت آدم (ع) را به عنوان يكي از حوادث ناگوار تاريخ بشر و اولين قتل ارتكابي ذكر مي كند . در اين واقعه قابيل برادر بزرگتر به دليل قبول نشدن قرباني اش نسبت به هابيل حسادت ورزيده و وي را تهديد به قتل كرد و مدتي مراقب و در انتظار بود سرانجام هنگامي كه پدر حضور نداشت قابيل را به قتل رساند متن آيات وارده و ترجمه آن عبارت است از :
و اتل غلبهم ننا ابني ادم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر قال لا قتلئك قال انما يتقبل الله من المتقين
و داستان دو فرزندآدم را بحق برآنها بخوان هنگامي كه ره كدام ، كاري براي تقرب ( به پروردگار) انجام دادند ، اما از يكي پذيرفته شد و از ديگري پذيرفته نشد ( برادري كه عملش مردود شده بود به برادر ديگر ) گفت به خدا سوگند تو را خواهم كشت ( برادر ديگر ) گفت من چه گناهي دارم؟ زيرا خدا تنها از پرهيكاران مي پذرد اگر تو براي كشتن من دست دراز كني من هرگز به قتل تو دست نمي گشايم ، چون از پروردگار جهانيان مي ترسم من مي خواهم تو با گناه من و خودت ( از اين عمل ) باز كردي ( و بار هر دو گناه را به دوش كشي ) و از دوزخيان گردي و همين است سزاي ستمكاران نفس سركش كم كم او را به كشتن برادرش ترغيب كرد ؛ ( سرانجام ) او را كشت و از زيانكاران شد به همين جهت ،در بني اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس انساني را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روي زمين بكشد چنان است كه گويي همه انسانها را شكته و هر كس انساني را از مرگ رهايي بخشد چنان است كه گويي همه مردم را زنده كرده است و روسلان ما ، دلايل روشن براي بني اسرائيل آوردند ، اما بسيراي از آنها ، پس از آن در روي زمين تعدي و اسراف كردند.
در تفسير آيات فوق آمده است « اين آيات از قصه پسر آدم خبر مي دهد و بيان مي كند كه جسد چه بسا آدميزاده را بجايي مي رساندكه از روي ستم برادر خود را مي كشد و در نتيجه از زيانكاران شده به پشيماني بي فايده اي مي رسد .جمله لا قبنلتك تهديد به قتل بعلت حسادتي بود كه از قبول قربان مقتول و مردودي قرباني او ( قاتل ) پيدا شده بود . بسط بد ( دست گشودن ) كنايه از تهيه مقدمات قتل و بكار بردن اسباب آن است .
در تفسي رعباسي از هشام بن سالم از حبي سجستاني از حضرت ابوجعفر امام باقر (ع) نقل كرده است .
هنگامي كه پسران آدم قرباني را پيش بردند و از يكي قبول و از ديگري قبول نشد فرمود : از هابيل قبول شده بود و از قابيل قبول نشده بوداز اينجهت حسادت سختي پيدا كرده بر او ستم نمود و هميشه مترصد و مراقب وقت تنهايي او بود تا وقتي او را دور از آدم يافت ،ناگهان بر او جست و او را كشت .
مؤلف :قابيل بطور ناگهاني هابيل را كشته ، نه اينكه هابيل خود را در اختيار او بگذارد توجه داشته باشيد كه روايات نام آن دو فرزند آدم را هابيل و قابيل نوشته اند ولي در تورات فعلي هابيل و قابين ضبط شده است .
با توجه به تفسير آيات فوق بنظر مي رسد اولين قتل ارتكابي در تاريخ بشر قتل عمدي توأم با انديشه و تصميم قبلي بود به نحوي كه قابيل به دليل حسادت برادرش هابيل را تهديد به قتل كرد ، تصميم به ارتكاب قتل وي گرفت ، اسباب ومقدمات لازم را فراهم كرد و منتظر فرصت مناسب شد تا نهايتاً هابيل را غافلگير كرد و او را به ناحق كشت .
6-4) حرمت ارتكاب قتل عمدي
خداوند متعال در زمينه حرمت ارتكاب قتل عمدي در قرآن كريم مي فرمايد :
من قتل نفسا بغير نفس اوفساد في الارض فكانما قتل الناس جميعاً و من احياها فكانما احيا الناس جميعا
هر كس نفسي را بدون حق قصاص و يا بي آنكه فساد و فته اي در روي زمين كند بقتل رساند مثل آن باشد كه همه مردم را كشته و هر كه نفسي را حيات بخشد ( از مگر نجات دهد ) مثل آنست كه همه مردم را حيات بخشيده ( كه يكتن منساء حيات خلقي تواند شد )
و من يقتل مؤمنا متعمدا فجز اوه جهنم خلدافيها و غصب الله عليه و لعنة و اعدله عذابا عظيما
هر كس مؤمني را بعمد بكشد مجازات او آتش جهنم است كه در آن جاويد معذب خواهد بود خدا بر او خشم و لعن كند و عذابي بسيار شديد مهيا سازد
7-4) مجازات قتل عمدي :
خداوند متعال در زمينه مجازات قتل عمدي در قرآن كريم مي فرمايد :
يا ايها الذين امنو كتب عليكم القصاص في القتل الحر بالحر و العبد بالعبد و الا نئي بالانئي لمن عن له من اخيه شيء فاتباع بالمعروف و اداء اليه باحسن ذلك تخفيف من ربكم و رحمة فمن اعتدي بعد ذلكت فله عذاب اليم
اي افرادي كه ايمان آورده ايد حكم قصاص در مورد كشتگان بر شما نوشته شده است آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده ، و زن در برابر زن ، پس اگر كسي از سوي برادر ( دني ) خود ، چيزي به او بخشيده شود ، ( و حكم قصاص او ، تبديل به خونبها گردد ، ) بايد از راه پسنديده پيروي كند ( و صاحب خون ، حال پرداخت كننده ديه را در نظر بگيرد .) و او = قاتل نيز به نيكي ديه را ( به ولي مقتول ) بپردازد ( و در آن مسامحه نكند) اين تخفيف و رحمتي است از ناحيه پروردگار شما او كسي كهبعد از آن تجاوز كند عذاب دردناكي خواهد داشت.
8-4) فلسفه قصاص :
خداوند متعال در زمينه فلسفه قصاص مي فرمايد : « و لكم في القصاص حيوة يا اولي الالباب لعلكم تتقون .
و قصاص براي حفظ حيات شما است اي خردمندان تا مگر از قتل يكديگر بپرهيزيد .
نتيجه :
1-با تحقيق و بررسي آيات شريفه قرآن كريم به نظر مي رسد بر مبناي عنصر رواني دو نوع قتل پيش بيني شده است كه عبارتند از :
الف – قتل عمدي
ب – قتل خطايي
2-فقهاي اسلام انواع مختلفي از قتل را بر مبناي « عنصر رواني » بيان كرده اند طبق قول مشهور انواع قتل عبارتند از :
الف – قتل عمدي ب – قتل شبه عمد يا شبه خطا ج – قتل خطا يي
2-ضابطه تشخيص قتل عمدي عبارت است از :
الف – در صورتي كه قاتل ، سوء نيت يا قصد كشتن مجني عليه را داشته باشد ب- قاتل قصد ايراد صدمه به مجني عليه را داشته و يا كار نوعاً كشنده ، به مجني عليه صدمه اي واردنمايد كه منجر به مرگش شود.
4-ضابطه تشخيص قتل شبه عمد عبارت است از مرتكب قصد ايراد صدمه يا انجام كاري بر مجني عليه را دشاته باشد وليكن قصد كشتن مجني عليه را نداشت نو كار يا صدمه وارده نوعاً كشنده نباشد .
5- ضابطه تشخيص قتل خطا عبارت است از مرتكب قصد انجام كاري يا ايراد صدمه به مجني عليه را نداشته باشد .
6-اولين قتل ارتكابي در تاريخ بشر قتل عمدي توأم با انديشه و تصميم قبلي بود به نحوي كه قابيله به دلي حسادت برادرش هابيل را تهديد به قتل كرد ، تصميم به ارتكاب قتل وي گرفت ، اسباب و مقدمات لازم را فراهم كرد و منتظر فرصت مناسب شد تا نهايتاً هابيل را غافلگير كرد و او را به ناحق كشت .
7-قتل عمدي عمل بسيار شنيعي شناخته شده كه شكتن يك نفر به منزله كشتن همه انسانها جامعه تلقي شده است
8-عنصر رواني جرم قتل در مسئوليت كيفري و ميزان مجازات مرتكب قتل ، تأثير مهمي دارد
9-بر اساس اقوال فقهاي عظام شرايطي براي صدور حكم مجازات پيش بيني شده است كه خصوصيات و ويژگي هيا قاتل و مقتول مورد توجه قرار مي گيرد.
10-براي مرتكب قتل عمدي مجازات قصاص پيش بيني شده كه حكم محكوميت مي بايست توسط حاكم دادگاه صادر شود.
11-صاحبان خون مي توانند حق قصاص را به قاتل صلح كنند و خون بها دريافت كنند
12-براي قتل شبه عمد وقتل خطايي ديه ياخون بهاء پيش بيني شده است كه بايد به صاحبان خون پرداخت شود.

منابع:
پاورفي :
1- Clarkson C.M.V Understanding Criminal Law Glasgow.1987.p.15
كلاركسون ، سي.ام.وي، تحليل مباني حقوق جزا ، ترجمه دكتر حسين مير محمد صادقي ، تهران ، معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي شهيد بهشتي ، 1371، صفحه 17.
2-قران مجيد سوره حج (22) آيه 17
3-ناصر مكارم شيرازي ، ترجمه فارسي قران مجيد ، 1373،ص334
4- سيد محمد حسين طباطبايي ،‌الميزان جلد 4 ص 538 تا 532 الشيخ محمد بن الحسن الر العاملي ، وسائل الشيعه جلد 19 ، ص 163 – مرتضي مطهري ، حدمات متقابل اسلام ايران چاپ هشتم قم دفتر انتشارات اسلامي .1362-ص178-177
5- مجموعه قوانين و مقرراات روزنامه رسمي زير نظر حسين كريمي چاپ اول 1373ص14
6-علي اكبر دهخدا ، فرهنگ دهخدا چاپ اول دانشگاه تهران 1372 جلد … ص 11292و11294
7-علي پاشا صالح ، فرهنگ نامه صالح جلد 3 زير نظر دكتر پرويز صانعي ، چاپ اول دانشگاه تهران 1376،ص 432.
8-پرويز صانعي حقوق جزاي عمومي جلد 1 چاپ پنجم گنج دانش ،1372،ص82.
9- مرتضي مطهري پيشين ص 171
10- پرويز صانعي حقوق جزاي عمومي جلد 1 چاپ پنجم گنج دانش ،1372،ص82.
11- علي اكبر دهخدا ،پيشين جلد 3 ص 3125.
12- همان جلد 14 ص 20496
13- در هر جا اين لغت بكار رفته منظور اجزاي كتاب مقدس است .
14- جليل . دوستحواه ، اوستا كهن ترين سرودهاي ايرانيان ، چاپ اول 1370 انتشارات مرواريد ص675
15- علي پاشا صالح ، پيشين ، ص 197-195.
16- همان ، ص 432، به نقل از كلدنر (K.F Geldner) چاپ اشتوتگارت 1922 ميلادي .
17- Vi Datem
18- موسي ، جوان ، مجموعه قوانين زردشت يا ونديداد اوستا ، چاپخانه رنگين 1342 ص3
19- پرويز صانعي ، پيشين ص 87.
20- موسي ، جوان ، مجموعه قوانين زردشت يا ونديداد اوستا ، چاپخانه رنگين 1342 ص3
21- هاشم رضي ، پيشين ، جلد 2 فرگرد 5 صفحه 551.
22- ارسطو افلاطوني . حقوق در ايران باستان شركت سهامي طبع كتاب سال 1324 صفحه 49-47
23- آرتو كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، مترجم رشيد ياسمي ، چاپخانه سپهر سال 1332 ، صفحات 47-45 اشرف احمدي قانون و دادگستري در شاهنشاهي ايران باستان ص242
24- اشرف احمدي ، پيشين ص242
25- مرتضي محسني ، دوره حقوق جزاي عمومي ، كليات حقوق ، چاپ دوم گنج دانش 1375 جلد اول ص 147
26- پرويز صانعي ، پيشين جلد اول ص88و85و82 ويل دورانت ، تاريخ تمدن ، ترجمه احمد آرام – جلديك صفحه 419- مرتضي راوندي تاريخ اجتماعي ايران تهران 1374 ص692تا684
27- اشرف احمدي ، پيشين ص91
28- مجتبي مينوي ، نامة تنسربه گشتسب شركت سهامي انتشارات خوارزمي سال 1354 ص 18-16
29- اشرف احمدي ، پيشين ص135
30-پرويز صانعي ، پيشين ، جلد 2 ص137
31- ا.ج .اوانس،‌تاريخ هر و دوت وحيد مازندراني ، انتشارات =بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، سال 1343، ص 109109و108- كلي يو ، تاريخ هرودوت ترجمه دكتر هادي هدايتي جلد اول – بهمن1336 انتشارات دانشگاه تهران ص220-219
32- ا.ج.اوانس پيشين ، ص109-108- كلي يو پيشين ص220-219
33- حسن پيرنيا ، پيشين ، صفحات 1488و1487- مرتضي محسني ، پيشين جلد 1، صفحات 150 تا 143 .ا.ج.اوانس ، پيشين، صص 109109و108- كلي يو صص 220-219
34- قرآن مجيد ، مائده (5) / آيات 11و68و67و46و43
35- علي اكبر ، دهخدا ، پيشين ، ج 14، صفحه 21146
36- كيخسرو مقدم ،‌رسالة دكتري ……… دانشكده حقوق دانشگاه تهران ؟ 134، ص 120- ويل دورانت . پيشين ، جلد 1 ،ص 395- 383- راب ، كهن ، گنجينه‌اي از تلمود ، ترجمة امير فريدون گرگاني به اهتمام امير حيبن صدري پور ، كتابخانة‌ملي ، بي‌جا ، بي‌تا ، ص 301-300
37- Old teste ment
38- عهد عتيق ،‌سفر پيدايش ، ترجمه ولئن گلن ، انجمن پخش كتب مقدسه بين الملل مختلفه باب چهارم – شماره 1-26
39- محمد حسين طباطبائي ، پيشين ، جلد 5، ص 492 به نقل از تورات عربي طبع كامبوريج سال 1935
40- به منظور مقايسه و تطبيق با ديدگاه آيين مقدس اسلام به آيات شريفه 32-27 سوره مباركه مائده كتاب مقدس قرآن كريم مراجعه شود .
41- عهد عتيق ، سفر خروج ، پيشين ، ص
42- تلمود ص414
43- عهد عتيق ، پيشين سفر اهداد بند 3-16ص…
44- تلمود ص317
45- عهد عتيق ، سفر اعداد بند 17
46- همان بند 18
47- همان، بند 19
48- همان ، بند 22
49- تلمود ص311
50- همان صفحه 304/عهد عتيق ، سفر خروج 29:21
51- عهد عتيق ، سفر تثنيه
52- تلمود ص317
53- همان ص318
54- همان ص 317
55- همان ص 324
56-تلمود ، صفحه 318
57- جهت مطالعه تطبيقي به بندهاي الف و ب ماده 206 قانون مجازات اسلامي مراجعه شود .
58- جهت مطالعه تطبيقي به بندهاي الف و ب ماده 206 قانون مجازات اسلامي مراجعه شود .
59- همان ، عهد عتيق سفر اعداد ، شماره‌هاي 21-17
60- همان ،‌سفر خروج ، شماره 21
61- همان ، سفر تكوين ، باب نهم ،‌شماره 5
62- تلمود ص322
63-تلمود صص32-316
64- تلمود ، ص315
65- همان ، سفر تثنيه و سفر خروج
66- عهد عتيق ،سفر خروج – سفر تثنيه
67- عهد عتيق ، سفر خروج – سفر تثنيه
68- تلمود ص318
69- تلمود ص318
70-Gospel
71- قرآن كريم ، مائده (5)/43
72-New test ment
73- اصل سيزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .
74- انجيل مرقس باب 7، انجيل لوقاباب 18
75- دغابازي : دغل بازي ، مكر و فريب
76- انجيل مرقس ، باب 10 شماره 20-17- انجيل لوقاءباب 18
77- انجيل متي – باب 5 شمارة 44-38
78- علي رضا فيض ، پيشين ، ص81
79- همان ص151
80- همان ص151
81- علي رضا ، فيض – مقارنه و تطبيق در حقوق جزاي عمومي اسلام چاپ سوم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي 1373، ص25-24
82- منابع فقه در مذاهب مختلف اسلامي اعم از شيعه ،‌سني (اعم از حنفي ، شافعي ، مالكي ، حنبلي)
83- قرآن مجيد ، نساء (4)آيه 93
84- ناصر ، مكارم شيرازي پيشين ص93
85- سيد محمد حسين طباطبايي پيشين جلد 5 ترجمه محمد جواد حجتي كرماني بنياد علمي و فكري علامه طباطبائي سال …،ص66
86- سوره 4 نساء /آية 92
87- ناصر مكارم شيرازي ، پيشين ، ص 93
88-سيد محمد حسين طباطبايي ، پيشين ، ص 65-63
89- عبدالرحمن جزايري ، كتاب الفقه لي المذهب الاربعه جلد 5 چاپ اول . بيروت احياء التراث العربي ص277-275 محمد علي صابوني پيشسن ص498
90- ابن حزم اندلسي المحلي ج1/دارالجيل 1352 ه.
91- ابوالقاسم محقق حلي شرائع الاسلام جلد 4 چاپ دوم بيروت منشورات دارالاضواسال 1403ه.ق ص245 محمد حسن نجفي ، جواهر الكلام ج43-چاپ سوم تهران .
92- محمد علي ، صابوني ، روائع البيان تفسير آيات الاحكام من القرآن ج1 دمشق مكتبه الغزالي 1400 ه.قص502-498
93- عبدالرحمن الجزيري ، پيشين ص275. وذهب جمهور فقها الامصار الي ان القتل علي ثلاثه قسام (عمد و خطا و شبه عمد )
94- قرآن مجيد مائده (5)/30-27
95- ناصر مكارم شيرازي ، پيشين ، ص 113-112
96-سيد محمد حسين طباطبايي ، پيشين ، ص 485-460-459-456
97- سوره مائده آيه 32
98- ناصر مكارم شيرازي ، پيشين ، ص 93
99- سوره نساء ، آيه 93
100-ناصر مكارم شيرازي ، پيشين ، ص 93
101- سوره بقره آيه 178
102- ناصر ، مكارم شيرازي ترجمه فارسي قرآن مجيد ، دارالقران الكريم ، 1373.ص27
103- سورة بقره آيه 179
تذکر : استفاده از مقالات و مطالب سایت ، فقط با ذکر منبع اینترنتی www.LawGostar.com مجاز است .

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • در صورتی که نیاز به مشاوره حقوقی دارید از این قسمت استفاده کنید، در غیر این صورت سوال شما حذف می گردد.