۞ امام رضا (ع) :
از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حكمت است . خاموشی و سكوت ، دوستی آور و راهنمای هر كار خیری است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مقالات حقوق جزا

نقش طلاق در وقوع جرم

فصل اول  مبحث اول تاريخچه و تعاريف طلاق و ابعاد مختلف آن  گفتار اول: تعاريف طلاق طلاق چيست؟ طلاق از نظر لغوي به معني رها شدن و در اصطلاح عبارت از پايان دادن زندگي زناشويي به وسيله زن و شوهر مي باشد. طلاق را اغلب راه حل رايج و قانوني عدم سازش زن و شوهر […]

فصل اول  مبحث اول تاريخچه و تعاريف طلاق و ابعاد مختلف آن

 گفتار اول: تعاريف طلاق طلاق چيست؟ طلاق از نظر لغوي به معني رها شدن و در اصطلاح عبارت از پايان دادن زندگي زناشويي به وسيله زن و شوهر مي باشد. طلاق را اغلب راه حل رايج و قانوني عدم سازش زن و شوهر ـ فرو ريختن ساختار زندگي خانوادگي، قطع پيوند زناشويي و اختلال ارتباط والدين با فرزندان تعريف کرده اند. در حقيقت همان گونه که پيوند بين افراد طبق آيين و قراردادهاي رسمي و اجتماعي برقرار مي شود. چنانچه طرفين نتوانند به دلايل گوناگون شخصيتي، محيطي، اجتماعي و … با يکديگر زندگي کنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطي از هم جدا مي شوند. از اين نظر خانواده همچون عمارتي است که زن و شوهر ستون هاي آن را تشکيل مي دهند و فروريختن هر ستون استحکام و استواري عمارت را دچار تزلزل و گسستگي مي کند. طلاق با اين ديد يکي از غامض ترين پديده هاي اجتماعي، ارکان خانواده را درهم ريخته و بيشتر آثار مخرب خود را بر روي فرزندان برجاي مي گذارد. بنابراين طلاق گسستن و فروپاشيدن و نابودي کانون گرم و آرامش بخش زندگي است که اثرات جبران ناپذيري بر اعضاء خانواده مي گذارد.

 گفتار دوم: تاريخچه اجمالي در زمينه طلاق تاريخچه طلاق به تاريخچه ازدواج برمي گردد به همان علت که بشر بنا به درخواست طبيعي خود پيوند ازدواج مي بندد تا در کانون گرم خانواده و در کنار همسر خود به سکون و آرامش برسد به همان گونه نيز ممکن است به دلايلي از ادامه زندگي خودداري کرد. طلاق را بپذيرد. گفتار سوم: انواع يا ابعاد مختلف آسيب هاي ناشي از طلاق
1ـ طلاق عاطفي: يکي از مهم ترين انواع طلاق، طلاق عاطفي است که در هيچ کجا به ثبت نم رسد و نمود عيني ندارد اما مهم ترين نوع طلاق است که کودکان زيادي از آن رنج مي برند. در چنين خانواده هاي يک تشنج رواني حکم فرما است. اين مورد مربوط به خانواده هايي است که به علت مسائل سنتي و عرفي که حاکم بر عقايد آنها است و يا برخي باورهاي نادرست و نگرش منفي جامعه نسبت به زنان مطلقه، ترس و نگراني از تنهايي، از دست دادن فرزندان و يا ناتواني در تأمين نيازهاي زندگي تصميم مي گيرند که به اجبار زير يک سقف زندگي کنند. در چنين اوضاع نابساماني، زن انزوا طلبي اختيار کرده و خود را شريک زندگي نمي داند، تنها به دليل شرايط اجتماعي و خانوادگي و فرهنگي به زندگي ادامه مي دهد.


2ـ طلاق اقتصادي: وقتي خانواده از هم مي باشد تسويه اقتصادي يعني تقسيم اموال و دارايي آنها در دو سهم ضرورت پيدا مي کند.
 3ـ طلاق قانوني: در دادگاه پايان رسمي ازدواج و همراه آن شرايط اجازه ازدواج مجدد براي طرفين اعلام مي گردد.
 4ـ طلاق توافقي والدين: تصميماتي که درباره حضانت فرزندان، ديدار بعد آنان مسئوليت هاي هر يک از والدين از نظر مالي و تربيت کودکان و غيره اتخاذ مي گردد.
5ـ طلاق اجتماعي: تغييراتي که در رابطه با دوستان و آشنايان اتفاق مي افتد به اين معنا که چون از وقوع طلاق اطلاع پيدا مي کنند هر يک به گونه اي واکنش نشان مي دهند.
6ـ طلاق رواني: وقتي ازدواجي گسسته مي شود، احساس همدلي از بين مي رود و مفهوم خود تغيير مي کند در اينجا طرفين بايد درک کنند که ديگر هيچ کدام يک پيوند را تشکيل نمي دهند زيرا هر يک خود را تنها مي بيند و اين تنهايي براي هر يک از آنان يک ضربه است.

 مبحث دوم طلاق در اسلام و فلسفه آن

گفتار اول: طلاق در اسلام از آنجا که هدف دين مبين اسلام ايجاد پيوند ميان افراد انساني و تشکيل کانون هاي خانوادگي است طلاق را مخالف فطرت و طبيعت انسان و برخلاف قانون پيوند زن و مرد است را مورد نکوهش قرار داده و شايسته سرزنش مي شمارد و آن را امري مغبوض خداوند معرفي کرده است. از طرفي بايد گفته که اسلام مايل نمي باشد آرامش و آزادي انسان ها از بين رفته و در سختي و عذاب به سر برند و هيچ وجداني هم اين براين مسئله رضايت نمي دهد. از اين رو برخلاف مسيحيت که طلاق را ممنوع و تنها مقررات و شرايطي براي محدود ساختن آن وضع نموده تا ميزان آن را به حداقل ممکن کاهش دهد. طلاق در اسلام ناشي از حاجت است نه اينکه به عنوان هدف باشد زيرا همانگونه که گفته شد امر طلاق همواره مورد بغض و کينه الهي مي باشد.

 گفتار دوم : فلسفه طلاق در اسلام از نظر اسلام طلاق آخرين راه حل مداواي ناسازگاري زن و شوهر مي باشد. اسلام معتقد است اگر راهي براي جدايي زن و شوهر نباشد زندگي ايشان دشوار و عذاب آور خواهد بود و ممکن است نتايج ويران کننده اي مثل انتقام ـ خودکشي ـ فساد و قتل داشته باشد. امروزه مردم با غم و تشويش کمتري در مقايسه با گذشته به ازدواج روي مي آورند چرا که طلاق براي آنان در حکم بيمه اي تلقي مي شود و مي توان از آن به عنوان بيمه ازدواج نام برد. طلاق پديده اي چد بعدي است شايد کمتر پديده اي به پيچيدگي طلاق وجود داشته باشد آن روز که خانواده اي از هم پاشيد به نظر مي رسد يک دعواي ساده عامل اين انفجار بوده است حال آنکه چنين نيست و مجموعه اي از عوامل رواني ـ اجتماعي و اقتصادي پديد آمد به هم پيوسته اند و بنيان خانواده را برباد داده اند.

 فصل دوم اثرات و علل طلاق و راهکارهايي براي کاهش آن

 مبحث اول اثرات و عوارض طلاق
با اينکه طلاق به حکم ضرورت براي پرهيز از خطراتي پذيرفته شده است و با اين وجود چون از عوامل گسستگي و از هم پاشيدگي کانون گرم خانواده است به ناچار عواقب اجتماعي آن را بايد انتظار داشت طلاق از منظر جرم شناسي در وقوع جرم و جنايات و بزه بي تأثير نيست و از عوامل جرم زا به حساب مي آيد. ميزان طلاق را در يک جامعه مي توان به مثابه تزلل اجتماعي و عدم ثبات آن تلقي کرد و از نظر جرم شناسي نتايج وضعيت طلاق را بايد به اين شرح بررسي کرد.

گفتار اول : اثر طلاق بر زن و مرد(زوجين) اثرات طلاق در مردان بدين شکل است که آنان را افرادي غير متعهد به بار مي آورد. آمار جنايي نشان مي دهد تعداد اينگونه افراد غيرمتعهد در زندانيان قابل ملاحظه است. اثر طلاق در زنان بخصوص آناني که پناه گاه ندارند و فاقد استقلال اقتصادي هستند سخت خطرناک است. زنان از همسر جدا شده(مطلقه) احتمال دارد دخيلي دير به خانه بخت دوم پاي بگذارد و چه بسا اين اميد هرگز جامه عمل نپوشد و احتمالاً راه را براي انحراف و سقوط آنان به پرتگاه هاي مختلف بگشايد. حتي در مردان هم اين طور است که پس از طلاق دادن همسر خود شانس ازدواج مطلوبشان به مراتب کمتر خواهد بود مخصوصاً اگر پاي فرزنداني در ميان باشد لذا غالباً ناچار مي شوند تن به ازدواجي در دهند که از نظر واقع آنها را تأمين نکند و از اين نظر تا پايان عمر رنج مي برند. همچنين عوارض ديگري که زن و مرد بعد از طلاق ممکن است براي آنها به وجود بيايد عبارتند از موارد زير:
 1ـ احساس خشم ـ
2ـ احساس گناه
 3ـ ترس
4ـ فريب خوردگي
 5ـ احساس تنهايي
6ـ غم از دست رفتن عمر و سرمايه زندگي
7ـ مشکلات جسمي و رواني: مشکلات روحي به مراتب بيشتر از مشکلات جسماني بعد از طلاق است. کمبود معاشرت و تفريح به علت مسائل شهرنشيني در کلانشهرها مشکلا عاطفي زن را مي افزايد.
8ـ مشکلات اقتصادي بعد از طلاق مخصوصاً براي زنان کم سواد و فاقد مهارت به صورت حادتري جلوه گري مي کند بسياري از زنان مطلقه و همچنين مردان مطلقه، پس از طلاق شغل خود را از دست مي دهند و از ديگر مشکلات زنان مطلق تهيه مسکن و مکاني براي زندگي است کمتر کسي حاضر است به يک زن مطلق اتاقي اجاره دهد.
 9ـ مشکل اجتماعي: در اجتماع نگرش منفي نسبت به فرد مطلق وجود دارد گويا آنان افرادي بوده اند که از تمايلات و خواهش هاي خود پيروي کرده اند و از برخورد با واقعيات زندگي فرار کرده اند و منافع خود را بر منافع خانواده ترجيح داده اد. ارتکاب به جرم و بزهکاري(افراد مطلقه ـ اعم از زن و مرد): پس از طلاق زن و مرد احتمال دارد به سوي ارتکاب جرم و بزهکاري روي آورد. همه مواردي که در بالا به آن به عنوان عوارض بعد از طلاق به آن اشاره شد به نوعي در ارتکاب زن و مرد به جرم ها و بزهکاري تأثير دارد. مانند عدم ازدواج مجدد به نوعي منجر به ارتکاب جرايم جنسي مي شود چرا چون يکي از کارکردهاي خانواده ارضاء جنسي مواجه مي شود که ممکن است به سوي جرايم جنسي سوق پيدا کند و چون ارضاء تمايلات جنسي اين گونه افراد به مراتب بيشتر در افراد مطلق افزايش مي يابد. در صورت عدم ازدواج مجدد اين جرايم گسترش خواهد يافت. همچنين مشکل اقتصادي ممکن است زن ز لحاظ اقتصادي آنچنان در تنگنا قرار گيرد در صورت عدم استقلال اقتصادي و نداشتن شغل مانند زنان خانه دار، به سمت سوي خريد و فروش موادمخدر و سرقت و کيف قاپي و دزدي روي مي آورد و همچنين روسي گري که اين مورد بيشتر در مورد زنان امريکا و اروپايي ديده مي شود. و همچنين مشکلات اقتصادي ممکن است مفاسد اخلاقي را به بار آورد. احساس خشم نيز به نوعي منجر به قتل مي شود به خاطر کينه و انزجاري که زن و مرد نسبت به همديگر خواهند داشت. نکته اي ديگر اينکه قابل ذکر است اين است که: زوجين يا والدين بايد آگاه باشند که تشنج و از هم پاشيدگي ناشي از طلاق منحصر به يک يا چند هفته يا حتي چند ماه نيست اغلب دو سال طول مي کشد تا شوهر يا زن جدا شده بار ديگر اعتماد به نفس بيابد و به راحتي با خودش کنار بيايد لذا زن و شوهري که از هم جدا مي شوند نياز دارند در مدت سخت و دشوار جدايي به نحوي مورد حمايت قرار گيرند تا به ارتکاب جرايم و بزه کاري راه پيدا نکنند. مهم ترين راه رسيدن به اين هدف رها کردن آنها از احساس گناه و تقصير است.

گفتار دوم: اثرات و عوارض طلاق بر فرزندان طلاق و فروپاشي خانواده ضمن برهم خردن تعادل رواني ـ عاطفي افراد خانواده موجب بروز آسيب هاي اجتماعي مي شود. مانند: اعتياد ـ فرار از خانه ـ خودکشي ـ ميل به جرايم جنسي. طلاق به هر دليلي درست يا نادرست پيامدهايي براي فرد و جامعه دارد. تحقيقات نشان مي دهد که اثرات طلاق بستگي به سن فرزند هنگام طلاق دارد همچنين اثر طلاق بر کودک به جنسيت، شخصيت ـ ميزان ناسازگاري ـ درگيري والدين و حمايت خانواده و دوستان کودک بستگي دارد. واکنش بچه ها در سنين پيش از دبستاني(2 تا 5 سالگي) به صورت خشم و افسردگي نمايان مي گردد. پسرها معمولاً ناآرام تر خشن تر و شيطان تر مي شوند. در بعضي از موارد به اندازه سابق شوقي به بازي با ساير کودکان نشان نمي دهند. و اغلب ترجيح مي دهند تنها باشند. بعضي از دخترهاي کمتر از هفت سال عصبي مزاج مي شوند اما بعضي ديگر رفتار بزرگترها را در پيش مي گيرند. بچه هاي اين سن و سال اغلب غمگين و افسرده به نظر مي رسند و زود به گريه مي افتند و زياده طلب مي شوند. بچه هاي 6 تا 8 ساله اغلب پس از جدايي پدر و مادر دچار افسردگي شديد مي شوند. واکنش پسرها معمولاً از دخترها شديدتر است پسر بچه ها زود به گريه مي افتند و سراغ پدر را مي گيرند. هر چه سن اين بچه ها زيادتر شود احساس غم و افسردگي جاي خود را به خشم و خشونت مي دهد. بچه هاي 9 تا 12 ساله پس از جدايي والدين واکنش هاي خشم آلودي را از خود نشان مي دهند. پسرها از بازديد و ملاقات با پدر استقبال نمي کنند و کارکرد آنها در مدرسه پايين مي آيد و بعضي از پسران و دختران با معلمين خود درگيري هايي پيدا مي کنند. در جوانان در مقايسه با خردسالان سازش پذيري بيشتري نسبت به مسئله طلاق نشان مي دهند شايد به اين دليل باشد که در اين سن استقلال بيشتري پيدا مي کند و ارتباط نزديکي با والدين ندارند. جدايي پدر و مادر يک اثر آني و زودگذر نيست بلکه در تمام مراحل زندگي فرزندان اثرات منفي و زيانباري را بر جاي خواهد گذاشت. پراکنده شدن اعضاي خانواده ـ محروميت فرزندان از سرپرستي مشترک والدين پس از فروپاشي و از هم گسيختگي خانواده آنان را ا داشتن مواهب و مزاياي زندگي خانوادگي محروم مي کند و هويت فردي و خانوادگي فرزندان طلاق را مختل مي کند. آسيب شناسان اجتماعي بر اين باورند که پس از جدايي والدين مسائل روحي و رواني بسياري براي فرزندان ايجاد مي شود از جمله بدبيني به جنس والده ديگر. بي خبر ماندن از ورحيات و ساختاري وجود او که آسيب هاي آن بعدها در ازدواج چنين فرزنداني آشکار مي شود. مشکلات رواني و جسماني ـ تربيتي ـ احساس گناه و سردرگمي اختلال در هويت و احتمال گرايش به ارتکاب جرايم و بزهکاري را مي توان از جمله آثار مخرب و زيان بار معنوي و مادي طلاق روي فرزندان برشمرد. به عبارت دقيق تر طلاق را مي توان پيش زمينه ارتکاب جرايم و بزهکاري بر فرزندان طلاق دانست زيرا آنان از داشتن يک پناه گاه امن خانوادگي منع شده و مجبور شده اند براي رهايي از شرايط نابسامان خانوادگي از خانه فرار کنند که اين مهم ترين اثر طلاق بر فرزندان است. براساس تحقيقات و بررسي هاي دجرم شناسان و آسيب شناسان بيشتر کودکاني که در خيابان ها به تکدي گري اشتغال دارند و هم چنين کودکان خياباني و کارتن خواب داراي تک سرپرست بوده اند. به عبارت ديگر مادرشان طلاق گرفته يا اينکه پدرشان فوت کرده يا حتي برعکس. بنابراين آنهايي که فاقد پدر و مادر هستند يا پدر و مادرشان از هم طلاق گرفته اند در يک زمان تحت چنين شرايطي اين کودکان با مشکلات شديد اقتصادي مواجه شده و چون نان آور خانواده محسوب مي شوند به مشاغلي نظير سيگارفروشي ـ دست فروشي و خريد و فروش مواد مخدر دزدي و جيب بري و باندهاي سرقت و … گرايش پيدا کنند. اين کودکان طلاق و خياباني در جامعه يکي از اهداف اصلي داعمال مجرمان محسوب مي شوند و در معرض بزهکاري و بزه ديده گي هاي فراواني قرار مي گيرند. مانند: قتل ـ فحشاء ـ ديگر آزاري ـ بروز انواع خشونت هاي اجتماعي. آثار دراز مدت طلاق بر فرزندان اکثريت قريب به اتفاق فرزندان طلاق احساس اندوه ـ سرگشتگي ـ خشم ـ گناه تضاد مي کند. هنگامي که چنين احساس هاي به شيوه هاي سالم و مفيد ابراز و پذيرفته نشود نگاه فرزندان به خود و ديگران دچار آسيب مي شوند به همين دليل است که ده ها سال پس از جدايي والدين هنوز فرزندان طلاق از آن به عنوان مخرب ترين رويداد کودکي و شايد هم زندگي شان ياد مي کند. کودکان طلاق با وجود پيوستن به بزرگترين جمع کشور هنوز احساس مي کنند متفاوت هستند و اغلب باور دارند که هيچ کس آنها را واقعاً درک نمي کند آنها نگران هستند که خانواده يشان به خوبي خانواده اي منسجم دو والدي نباشد و از آنها کمتر نباشد. نوجوانان اغلب از اين مي ترسند که آنها نيز به همان سرنوشت پدر و مادرشان دچار شوند و روابط آتي آنها با همسرشان نيز به شکست بينجامد در دوره اي که کودکان بايد به اعتماد به خود دنياي اطراف و تواناييشان در ايجاد روابط مثبت و سالم را بياموزيد چنين احسا س هايي مي تواند ويرانگر باشد. گفتار سوم: اثرات و عوارض اجتماعي طلاق گذشته از اعضاي خانواده آثار و پيامدهاي ناشي از طلاق مي تواند اجتماع را تحت تأثير قرار دهد و تبعاتي را در جامعه به همراه داشته باشد. افزايش جرايم اجتماعي ـ تزلزل اجتماعي و عدم ثبات جامعه فروپاشي خانواده به عنوان مهم ترين و اولين نهاد اجتماعي ـ افزايش هزينه هاي اجتماعي براي کنترل جرايم و ناهنجاري ها و انحرافات ناشي از طلاق ـ افزايش کودکان خياباني و ساير آسيب هاي اجتماعي همچون فرار از منزل ـ تکدي گري ـ قتل ـ خودکشي ـ اعتياد ـ قاچاق و … افزايش زنان خود سرپرست و مشکلات معيشتي، رواني، اجتماعي و اخلاقي آنان و ساير نابساماني هاي شخصيتي، اجتماعي و رفتاري افراد مطلقه و فرزندان آنان از جمله اثرات و عوارض اجتماعي ناشي از طلاق مي باشد. طلاق همچنين پديده اي جمعيتي است که به لحاظ کمي و کيفي بر ساخت جمعيت اثر مي نهد. زيرا تنها واح مشروع و اساسي توليد مثل، خانواده، مي باشد که با وقوع طلاق از هم مي پاشد. از سوي ديگر به کيفيت جمعيت اثر مي گذارد. چون فرزندان و نسلي که از نعمت خانواده محروم هستند به احتمال زياد فاقد شرايط لازم در احراز شهروند مسئول خواهند بود.

 مبحث دوم آسيب هاي رواني و اجتماعي و عوامل ازدياد و کاهش طلاق
 گفتار اول: آسيب هاي رواني و اجتماعي طلاق
1ـ پرخاشگري و ناسازگاري فرزندان ـ فرار از خانه ـ ولگردي
2ـ اعتياد مردان و زنان، آسيب پذيرتر کردن در برابر وابستگي به مواد مخدر و سوء استفاده از آن در توزيع مواد مخدر
3ـ بزهکاري کودکان ـ نوجوانان و رفتارهاي ضد اجتماعي آنان
 4ـ کشيده شدن زنان به فحشاء و روسپيگري در نتيجه فقر و ناآگاهي
 5ـ خودکشي زنان و شوهر و حتي فرزندان
6ـ مسامحه و سهل انگاري والدين در تعليم و تربيت فرزندان و در نتيج افت تحصيلي و ناکامي در امر تحصيل
 7ـ ايجاد اختلال در رشد طبيعي ـ عاطفي ـ رواني ـ اجتماعي، جسمي کودکان
 8ـ ايجاد اختلالات رفتاري و شخصيتي در فرزندان پسر و شيوع افسردگي و اعتياد بين آنان
 9ـ مشکل ازدواج مجدد والدين ـ دوري از مادر مطلقه ـ احساس کمبود محبت و عاطفه و ناسازگاري با نامادري
10ـ کاهش اعتماد به نفس و ميل به ازدواج در بچه هاي طلاق و نيز بي اعتنايي به مسايل و افراد پيرامون خود اشاره اي به واقعيت هاي دشوار طلاق در آمريکا در امريکا از هر دو ازدواج يکي به طلاق منج مي شود. دو سوم اين خانواده ها کودکاني کمتر از هجده سال دارند. در نتيجه هر سال تقريباً يک ميليون کودک و نوجوان به خيل فرزندان طلاق مي پيوندند. طلاق که از استفاده از مواد مخدر يا مرگ والد شايع تر است رايج ترين مشکل کودکان امروز هم بشمار مي آيند فقط حدود 40 درصد نوزاداني که در نيمه دهه 1980 به دنيا آمده اند مي توانند انتظار داشته باشند که در کنار پدر و مادر واقعي خود بزرگ شده آند روندي که اداره آمار امريکا پيش بيني مي کند در قرنهاي ديگر هم ادامه مي يابد. در حال حاضر تقريباً 37 درصد کل کودکان امريکايي پيش از رسيدن به هجده سالگي مدتي را در خانواده هاي ناتني سپري خواهند کرد. دو سوم اين کودکان برادران و خواهران ناتني خواهند داشت. درصد بيشتري از فرزندان طلاق در مقايسه با خانواده منجسم(يعني پدر و مادر واقعي) به افسردگي ـ فعاليت جنسي ـ استفاده از مواد مخدر ـ اختلال هاي رفتاري ـ مشکل در مدرسه و رفتار بزهکارانه دچار هستند. گفتار دوم: عوامل تسهيل کننده و ازدياد وقوع طلاق متأسفانه در کشور ما شمار جدايي زن و شوهر روبه افزايش است در حال حاضر در بسياري از کشورهاي صنعتي و پيشرفته ميزان طلاق تا رقم پنجاه درصد افزايش يافته است. اين گفته بدان معني است که نيمي از مردان و زنان که روزي با شوق و اشتياق و هيجان ازدواج کرده اند. تصميم مي گيرند اين پيوند را بعد از مدتي از هم بگسلانند. شايد اگر اين مردها و زنها فرزندي نداشتند دشواري هاي تربيتي ـ تحصيي آنان مطرح نبود چندان سخت نبود و تنها به سرخوردگي يا افسردگي زودگذر آن دو پايان مي يافت ليکن در بيشتر مواقع اين قضيه به اين سادگي نيست به دليل تأثيرات منفي، جدا شدن والدين، سرنوش کودکان را بازيچه دست خود و انتقام جويي آنان قرار مي گيرد. در ايران اسلامي ما به ندرست در زمينه طلاق تحقيقي همه جانبه و عميق صورت گرفته است. عواملي که باعث ازدياد و تسهيل کننده وقوع طلاق مي شود عبارتند از:
 1ـ شيوع و گسترش بيکاري مخصوصاً در قشر جوان
2ـ اعتياد
 3ـ اختلافات طبقاتي
4ـ پايين بودن درآمدهاي خانوار و گراني و تورم
5ـ فقر و ناتواني مالي اکثريت جوانان
 6ـ ضعف مکانيزم آموزش هاي اجتماعي قبل از ازدواج
 7ـ ناکارآمدي مراکز مشاوره خانواده
 8ـ بي توجهي به تقويت بنيان شخصيتي نسل جديد توسط خانواده و مدرسه
 9ـ توقعات بي جا و فزاينده و پيش رونده زوجين از يکديگر که با واقع گرايي همراه نيست
 10ـ خارج شدن ازدواج از مدار هنجاري و خياباني شدن ارتباطات و همسر گزيني
11ـ ترويج فرهنگ خودپرستي ـ خودبيني و خودمحوري
 12ـ تغيير در الگوي مصرف رسانه اي که با نوعي هنجار گريزي همراه است
 13ـ درک غير واقع بينانه از نقش همسري در دو جنس
 14ـ کاهش اعتقادات ديني و مذهبي در جوانان
 15ـ فاصله طبقاتي
 16ـ رتبه هاي تحصيلي و غيره امروزه اعتياد و مشکلات اقتصادي و بيکاري مهم ترين عوامل در طلاق زوجين است.

گفتار سوم: عواملي که باعث کاهش و احتمال وقوع طلاق مي شود:
1ـ مدت زمان مناسب لازم براي شناخت طرفين قبل از ازدواج به ويژه در شهرها
 2ـ ازدواج در سن 25 سال و بالاتر براي پسران و 20 سال و بالاتر براي دختران
 3ـ زندگي در خانواده هايي که در آنها والدين ازدواج موفقي داشته اند.
 4ـ تأييد ازدواج توسط خانواده ـ خويشاودان و نزديکان
 5ـ شباهت فرهنگي زوجها
 6ـ دارا بودن مذهب يکسان
 7ـ شرکت در مراسم و مناسک مذهبي و ارشادي
 8ـ توافق زوجين نسبت به تعهدات و نقش هاي خويش
 9ـ تفاهم، گذشت از خطاهاي کوچک و عدم اعتنايي به سعايت بدگويان. نتيجه گيري با توجه به اينکه پديده طلاق اثرات و عوارضي را در زوجين و فرزندان و همچنين اجتماع به وجود مي آورد از جمله آثار رواني و عاطفي، مشکلات اقتصادي و مشکلات اجتماعي. به عنوان مثال فراري شدن کودکان از خانه و تبديل شدن آنان به کودکان خياباني و کارتن خواب، همچنين روي آوردن زوجين(زن و مرد) و کودکان به باندهاي خريد و فروش مواد مخدر ـ سرقت و بزهکاري هاي ديگري از جمله جرايم جنسي. از سوي ديگر گرفتار شدن کودک در دست نامادري در نتيجه ازدواج مجدد پدر مشکلات جدي ديگري را در کودک به وجود مي آورد از جمله مشکلات عاطفي شديد. در نهايت با توجه به اثرات و عوارضي که پديده طلاق در زن و مرد(زوجين) و فرزندان و همچنين اجتماع ايجاد مي کند بايد بگويم به احتمال زياد نزديک به 70 درصد در بزهکاري مخصوصاً فرزندان با توجه به اينکه مخرب ترين رويداد آنان به حساب مي آيد مي تواند تأثير داشته باشد.
فهرست منابع
 1ـ دکتر هوشنگ شامبياني، بزهکاري اطفال و نوجوانان، اتشارات مجد، تهران سال1379.
 2ـ دکتر لي نيا، مهدي، پژوهشي در عوامل اجتماعي طلاق، قم، انتشارات مطبوعات ديني، چاپ اول، سال1373.
 3ـ گري نيومن و پاتريشا رمانوسکي، تأثير طلاق بر فرزندان، مترجم: فرناز فرود، چاپ دوم، 1386، مؤسسه انتشارت صابرين.
 4ـ ادوارد تايبر، بچه هاي طلاق، مترجم: توران دخت تمدن، انتشارات روشن فکران، 1369.
 5ـ دکتر ابهري، مجيد، علل و عوامل بروز و رشد آسيب هاي اجتماعي و راهکاري مقابله با آن، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1380
 6ـ کلرودين، روانشناسي ناکامي در زندگي زناشويي و عوامل آن، مترجم: محمدجوادي، انتشارات ماهي طلايي، چاپ اول، سال1385.
 7ـ دکتر علي نجفي توانا، جرم شناسي، نشر آموزش و سنجش، چاپ يازدهم، 1390
 8ـ دکتر ساروخاني، باقر، طلاق پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل، انتشارات دانشگاه تهران.
9ـ www. Pnuba.com
10ـ روزنامه اعتماد شماره 1122 به تاريخ 4/3/85 صفحه 7

علی حمزه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • در صورتی که نیاز به مشاوره حقوقی دارید از این قسمت استفاده کنید، در غیر این صورت سوال شما حذف می گردد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*