۞ امام رضا (ع) :
از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حكمت است . خاموشی و سكوت ، دوستی آور و راهنمای هر كار خیری است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » حقوق مدنی

تعریف و شکل گیری وقف

تعریف و شکل گیری وقف در این نوشته و نوشته بعد شما با وقف به طور کامل آشنا میشوید . در صورتی که پس از مطالعه دو شماره وقف سوالی داشتید می توانید در قسمت انجمن سایت مطرح کنید . تایپ: احسان نصوحی تذکر : به دلیل اینکه تمام مطالب سایت به صورت خلاصه از […]

تعریف و شکل گیری وقف

در این نوشته و نوشته بعد شما با وقف به طور کامل آشنا میشوید . در صورتی که پس از مطالعه دو شماره وقف سوالی داشتید می توانید در قسمت انجمن سایت مطرح کنید .

تایپ: احسان نصوحی

تذکر : به دلیل اینکه تمام مطالب سایت به صورت خلاصه از کتب اساتید و همینطور کتب قوانین تایپ می گردد ، به همین دلیل از عزیزان تقاضا داریم در صورتی که قصد استفاده از مطالب سایت را دارند حتما منبع این مطالب www.lawgostar.com را ذکر نمایند و در غیر اینصورت مدیریت سایت هیچگونه رضایتی در قبال استفاده از مطالب را ندارد و شرعا و قانونا حرام می باشد .

تعریف و شکل گیری وقف

تعریف وقف

واژه وقف به معنی ایستادن و نگهداشتن است ، ماده 55 قانون مدنی در مقام تعریف وقف می گوید : ((وقف عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود )) مقصود از حبس نمودن عین مال ، دور نگه داشتن عین مال از نقل و انتقال و همچنین دور نگه داشتن از تصرفاتی است که باعث تلف عین می گردد ، و منظور از اینکه منافع آن تسبیل شود آن است که واقف از منافع آن شخصا صرفنظر کرده و صرف آن را برای مقاصدی که غالبا خیر و جنبه عامه دارد مقرر داشته است .

شخصی که مال خود را وقف می کند واقف ؛ شخصی که حق انتفاع از وقف به او داده می شود موقوف علیه و مال موضوع وقف را موقوفه ، یا عین موقوفه نامند ، و موقوفه دارای شخصیت حقوقی است .

در مقام اختلاف بین مالکیت و وقفیت اصل در ملکیت است برای اثبات وقفیت دلیل کافی لازم دارد .

وقف از جمله عقود است و نیاز به ایجاب و قبول دارد ، طرفین باید شرایط صحت عقد را داشته باشند ، واقف باید مالک مالی باشد که وقف می کند ، وقف مالی جایز است که با بقای عین بتوان از آن منتفع شد . تحقق وقف با قبض عین است . قبل از قبض قابل رجوع است . مالک پس از تحقق وقف نمی تواند در آن تغییری دهد . وقف بر مقاصد غیر مشروع باطل است . همچنین مالی که قبض و اقباض آن ممکن نباشد باطل است . وقف بر معدوم و وقف بر مجهول صحیح نیست . وقف بر نفس باطل است ، اما وقف بر اولاد و اقوام و خدمه و همسایه و امثال آن صحیح است . واقف می تواند برای وقف متولی و ناظر تعیین کند . بیع وقف در صورت خرابی جایز و تبدیل به احسن می گردد . عقد وقف پس از آنکه بطور صحیح انجام و قبض صورت گرفت شخصیت حقوقی موقوفه شکل می گیرد که نماینده آن متولی یا سازمان اوقاف است .

ایجاب و قبول در عقد وقف

وقف مثل هر عقد دیگری نیاز به ایجاب وقبول دارد . ماده 56 قانون مدنی در این رابطه می گوید (( وقف واقع می شود به ایجاب از طرف واقف ، بهر لفظی که صراحتا دلالت بر معنی آن کند )) . و قبول طبقه اول از موقوف علیهم یا قائم مقام قانونی آنها در صورتی که محصور باشند ، مثل وقف بر اولاد ، و اگر موقوف علیهم غیر محصور یا وقف بر مصالح عامه باشد ، در این صورت قبول حاکم شرط است .

مال مورد وقف

مالی قابلیت برای وقف دارد ، که با بقای عین بتوان از آن منتفع شد ، اعم از اینکه منقول باشد یا غیر منقول ، مشاع باشد یا مفروز . به این ترتیب اموال مصرفی که استفاده از آن همراه با تمام شدن آن است قابل وقف نیست . دوتن گندم یا ده تن شیر را نمی شود وقف کرد زیرا در تعریف وقف نمی گنجد با استفاده از گندم و شیر عین از بین می رود در حالیکه در وقف عین باید باقی بماند ، البته هر کالایی استهلاک دارد ، استهلاک داشتن غیر از مصرفی بودن است . قبض موقوفه شرط صحت وقف است . و بنابراین همانگونه که ماده 67 می گوید (( مالی که قبض و اقباض آن ممکن نیست وقف آن باطل است … )) به همین جهت طلب ، حق انتفاع و منفعت را که از اموال غیر قابل قبض و اقباض اند ، نمی توان وقف کرد . کسی نمی تواند باغی را که برای 20 سال اجاره نموده و فقط منفعت آن را مالک است وقف نماید ، زیرا منفعت علاوه بر اینکه قابل قبض نیست قابل بقاء هم نیست و استفاده از آن با نابود کردن آن است .

اموالی که طبیغتا غیر مادی است قابلیت وقف ندارد . اموال مادی هم که طبیعتا قابلیت قبض و اقباض دارد اگر در دسترس نباشد نمی توان وقف نمود . کشتی که غرق شده ، یا مالی که غصب گردیده ، و در اختیار نیست و واقف نمی تواند به قبض موقوف علیهم بدهد نمی توان وقف نمود . اگر مالی را که مالک آن نمی تواند قبض بدهد ولی موقوف علیهم می توانند آن را در اختیار بگیرند چون نتیجتا قبض و اقباض حاصل می شود می توان وقف نمود .

شرایط وقف

بند اول – موجود بودن موقوف علیه

هر اقدامی که شخص انجام می دهد باید عقلایی و دارای اثر باشد ، موقوف علیه شخصی است که از جانب واقف حق استیفاء منافع موقوفه به او واگذار می گردد و بنابراین اولین سرط لازم موجودیت او در حین عقد است . بنابراین اگر کسی ملکی را وقف شخصی کند به تصور اینکه حیات دارد و بعد معلوم شود حین عقد فوت کرده بوده و وجود نداشته ، آن عقد باطل است هرچند که اولاد او موجود باشد . اگر وقف بر معدوم بدون تبعیت موجود باشد آن عقد باطل است ريال مثلا شخصی مالی بر برادر خود و اولاد معدوم خود وقف می نماید ، عقد وقف نسبت به سهم موجود ( برادر ) صحیح است و نسبت به سهم معدوم ( اولادی که وجود ندارد ) باطل است .

بند دوم – معین بودن موقوف علیه

در حین عقد وقف ، موقوف علیه باید معین باشد ، معین بودن ، غیر از موجود بودن است و منظور از معین بودن یعنی مبهم نباشد . مصلا اگر کسی مالی را وقف و موقوف علیه را یکی از چند نفر معرفی نماید ، موقوف علیه مبهم است . اگر یک نفر بین چند نفر است باید آن شخص با اسم و فامیل مشخص و معین شود و الا عقد باطل خواهد بود .

بند سوم – اهلیت موقوف علیه

موقوف علیه باید کسی باشد که قانونا بتواند تملک نماید زیرا وقف در حکم تملیک است و قابلیت تملک موقوف علیه شرط عقلی برای صحت آن است ، بنابراین هرگاه طبق قانون بیگانگان نتوانند در ایران مطلقا مالک غیر منقول شوند ، وقف ملکی بر آن بیگانگان جایز نیست و چنان وقفی تحقق پیدا نمی کند .

ادامه دارد ….

————————-

گردآورنده و تایپ : احسان نصوحی

————————-

منبع : مدنی ، سید جلال الدین ؛ حقوق مدنی ، اموال و مالکیت

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • در صورتی که نیاز به مشاوره حقوقی دارید از این قسمت استفاده کنید، در غیر این صورت سوال شما حذف می گردد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*