ابراء

 ابراء

 ابراء در لغت، مصدر باب افعال از ریشه «بری» به معنای تخلیص، بیزاری کردن، بهبود بخشیدن. رهایی از بدهی و اسقاط حق ثابت در ذمه است. در فقه و حقوق به اسقاط حق خود که بر ذمۀ دیگری باشد، ابراء می‌گویند. مثل کسی که مبلغی از دیگری طلب دارد، ولی او را از پرداخت آن برئ می‌کند. پس ابراء عبارت است از اسقاط دین به وسیلۀ طلب­کار.  قانون مدنی ابراء را یکی از اسباب سقوط تعهدات دانسته در تعریف آن چنین می‌گوید: «ابراء عبارت است از این­که دائن از دین خود به اختیار صرف‌نظر کند». حقوق­دانان نیز گفته‌اند که ابراء، مجانی است و اگر در قبال آن عوضی گرفته شود، باطل است گر چه  می‌توان در آن شرط عوض کرد.


 ماهیت ابراء
 ابراء، عمل حقوقی یک­طرفه است و آن این­که طلب­کار به اختیار خود از بدهی مدیون صرف‌نظر کرده و ذمۀ او را برئ می‌کند، پس ماهیت ابراء ایقاع است.
 
شرایط ابراء کننده
 الف- قصد و رضایت داشته باشد.
 ب- اختیار قانونی داشته باشد.
ج‌- اهلیت برای معامله داشته باشد.
 
شرائط موضوع ابراء
  موضوع ابراء باید کلی باشد و آن دینی که در ذمۀ شخص دیگری است و اگر عین معین باشد و طلب­کار بخواهد از آن صرف‌نظر کند، به آن اعراض گفته می‌شود.
  ۱) موجود باشد، یعنی دین باید به وجود آمده باشد تا بتوان آن را ابراء کرد.
  ۲) آزاد باشد، یعنی موضوع دین به نفع شخص دیگری بازداشت نشده باشد.
 
آثار ابراء
 الف) سقوط تعهد مدیون.
 ب) آزادی ذمۀ مدیون؛ رجوع از ابراء ممکن نیست، مگر این­که ابراء مشروط به شرطی بوده و از آن شرط تخلف شده باشد.
 ج) صحت ابراء ذمۀ میت؛ مادۀ ۲۹۱ قانون مدنی، ابراء ذمۀ میت را صحیح دانسته زیرا اگر چه میت فاقد شخصیت حقوقی است ولی براساس اعتقادات از جهت بقای روح دارای شخصیت است و به این اعتبار تعهد برای او قابل تصور است.
مبنای مشروعیت ابراء
  در فقه اسلامی، اصلی‌ترین مبنای ابراء حقی است که خداوند به انسان در تصرف اموال و حقوق خویش داده است و شخص می‌تواند در اموال خود هر گونه تصرفی را بکند که یکی از آن تصرفات مشروع، ابراء ذمۀ مدیون است.
  ابراء عمل حقوقی تبعی است، به این معنا که اعتبار و نفوذ آن، تابع وجود دین است بنابراین اگر پیش از وجود دین پا پس از سقوط آن، ایجاد شود، بی‌اثر است.
  در ابراء رضایت مدیون اصلی شرط نیست، زیرا ابراء عمل حقوقی یک­طرفه است و نیازی به رضایت طرف دیگر ندارد.
 
انواع ابراء
ابراء به اعتبار شمول و عدم شمول، به ابراء عام و ابراء خاص تقسیم می‌شود.
ابراء عام: ابراء هر دینی که ابراء کننده در ذمۀ دیگری دارد.
ابراء خاص: ابراء دینی که مشخص است مثلاً این صد هزار تومان بابت فروش گندم را ابراء کردم، چرا که علم تفصیلی به وجود دین و مقدار آن در تحقق ابراء شرط نیست.
 
ارکان ابراء
  ۱) ابراء کننده؛ کسی که ابراء می‌کند.
  ۲) صیغۀ ابراء، که عبارت ازقصد و الفاظ ابراء می­باشد.
  ۳) وجود دین.
 
منابع:
۱) انصاری، مسعود؛ دانش­نامۀ حقوق خصوصی، تهران، محراب فکر، ۱۳۸۴، چاپ اول، ج ۱، ص ۳۰
۲) شهیدی، مهدی؛ سقوط تعهدات، تهران، مجمتع علمی فرهنگی مجد، ۱۳۸۱، چاپ پنجم، ص ۱۳۰
۳) امامی، سید حسن؛ حقوق مدنی، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۷۹، چاپ بیست و یکم، ج ۱، ص ۳۳
۴) کاتوزیان، ناصر؛ قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، تهران، انتشارات دادگستر، ۱۳۷۷، چاپ چهارم، ص ۲۵۲
۵ ) انصاری، مسعود؛ دانش­نامۀ حقوق مدنی، تهران، محراب فکر، ۱۳۸۴، چاپ اول، ج ۱، ص ۳۳
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن