ارث و حقوق زنان در اسلام

0001

حقوق

وکالت

ارث و حقوق زنان در اسلام

یکی از زنانی که نقش مهمی در تاریخ اسلام دارند ام سلمه است. ام سلمه نمونه ای از یک زن بسیار زیبا با قدرت استدلال و قضاوت بسیار بالا بود. هنگامی که پیامبر از او خواستگاری کرد، ام سلمه ۴ فرزند از همسر اولش داشت و در ابتدا مخالفت کرد. ام سلمه در پاسخ پیامبر گفت که من زن حسودی هستم و در حال حاضر بچه دارم. پیامبر گفت دعا میکنم خدا کمکت کند که بر این احساس غلبه کنی.


ام سلمه مسایل مهمی رو در زمان پیامبر مطرح کرد. او یک بار از پیامبر پرسید که چرا مردان در قرآن ذکر شده اند و زنان نه؟ پس از مدتی در پاسخ به او آیه ۳۵ سوره احزاب نازل شد:
“به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه‏دار و زنان روزه‏دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مى‏کنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است.”
زنان و مردان کاملا برابرند، به عنوان ایمان آورندگان و به عنوان عضوی از اجتماع.
پس از آن بود که امید زنان برای تغییر قوانین ضد زن عرب جاهلیت بیشتر شد. سوره ای به نام زنان (سوره ۴- النساء) نازل شد و قوانین جدیدی برای ارث وضع شد.
طبق قوانین قبل از اسلام، در صورتی که مردی می‏مرد، بیوه او به پسرش می‏رسید که در صورتی که مادر خونی اش نبود می‏توانست با او ازدواج کند یا این حق را به مرد دیگری از خانواده خود بدهد. در صورتی که وارث کوچک بود، زن بیوه شده نمی‏توانست ازدواج کند و باید صبر می‏کرد تا پسر ناتنی شوهرش بزرگ شود و برای او تصمیم بگیرد. این قوانین، در حقیقت برای این بودند که پس از مرگ یک مرد، بیوه اش نتواند از جهیزیه خود استفاده کند واین ثروت در اختیار مرد دیگری از همان خانواده و قبیله باقی بماند (تفسیر طبری، جلد ۸، صفحه ۱۰۷).
در این شرایط نازل شدن آیه ارث که به زنان هم حق ارث بردن می‏داد، مثل بمبی در میان مردان مدینه صدا کرد. با قانون جدید مردان مسلمان دو امتیاز را از دست می‏دادند، اول اینکه قسمتی از ارث آنان که زنان بودند حذف می‏شد و علاوه‏برآن، باید زنان را در ارث شریک می‏کردند. مردان مسلمان (منظور از مردان مسلمان نه تمام آنها بلکه اکثر آنهاست) در برابر این قانون ایستادند و مخالفت کردند و حتی به پیامبر فشار آوردند که قانون ارث را تغییر دهد. پس از مرگ یکی از مسلمانان، پسرش خواست که با مادر ناتنی خود ازدواج کند و او به پیامبر شکایت کرد و در اینجا بود که آیه ۱۹ سوره نساء نازل شد:
“اینها اینها اى کسانى که ایمان آورده‏اید! براى شما حلال نیست که از زنان، از روى اکراه (و ایجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببرید! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتى از آنچه را به آنها داده‏اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکارى انجام دهند. و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها، (بجهتى) کراهت داشتید، (فورا تصمیم به جدایى نگیرید!) چه بسا چیزى خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانى در آن قرار مى‏دهد! “
در قوانین پیش از اسلام، دختران جوان نیز پس از مرگ پدر سرنوشت شومی داشتند. در صورتی که دختر یتیم زیبا بود، قیمش با او ازدواج میکرد تا ارث او را تصاحب کند. اما در صورتی که دختر زیبا نبود یا قیم علاقه ای نداشت که با او ازدواج کند، مانع ازدواج دختر می‏شد تا پس از مرگش ارث او را به دست بیاورد. در این شرایط بود که نزول آیه ۲ سوره نساء که مردان را ملزم میکرد که ارث یتیمان، چه دختر و چه پسر را بدهند، باعث شد که مردان مسلمان دوباره با پیامبر مخالفت کنند.
“و اموال یتیمان را (هنگامى که به حد رشد رسیدند) به آنها بدهید! و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید! و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط کردن یا تبدیل نمودن) نخورید، زیرا این گناه بزرگى است
زنان به رهبری ام سلمه برای تغییر قوانین جاهلیت و به دست آوردن حقوق بیشتر تلاش می‏کردند. اما در این میان مردان نیز بیکار ننشستند و به رهبری عمر در برابر زنان ایستادند. عمر جنگجوی بسیار قابلی بود و پیامبر حتی قبل از اسلام آوردن عمر هم برای او احترام زیادی قایل بود و به علت قدرت تشخیص بالای عمر، پیامبر به او لقب الفاروق را داده بود. اما با وجود این صفات خوب، عمر آدم خشنی بود و به بدرفتاری با زنان مشهور بود.
برای عمر و بیشتر مردان مسلمان تغییراتی که اسلام در زندگی اجتماعی و روحانی آنها داده بود قابل قبول بود، اما در مورد زندگی شخصی و رابطه بین زن و مرد آنها ترجیح میدادند که به قوانین پیش از اسلام وفادار بمانند. برای بیشتر آنها مشکلی نبود که در زندگی اخروی و بهشت با زنان مساوی باشند، اما حاضر نبودند که حقوق زنان در امور مالی را به رسمیت بشناسند.
با نازل شدن آیه ۵ سوره نساء که سفها را از ارث محروم میکرد، مردان تمام تلاش خود را کردند که تفسیر سفها را به زنان و کودکان تعمیم دهند.
“اموال خود را، که خداوند وسیله قوام زندگى شما قرار داده، به دست سفیهان نسپارید و از آن، به آنها روزى دهید! و لباس بر آنان بپوشانید و با آنها سخن شایسته بگویید!”
از طرف دیگر زنان هم ادعا کردند که چون مردان دوبرابر ارث می‏برند، پس در گناهان هم دوبرابر مجازات میشوند. در اینجا خدا به نفع مردان حکم داد و آیه ۳۲ سوره نساء نازل شد.
“برتریهایى را که خداوند براى بعضى از شما بر بعضى دیگر قرار داده آرزو نکنید! (این تفاوتهاى طبیعى و حقوقى، براى حفظ نظام زندگى شما، و بر طبق عدالت است. ولى با این حال،) مردان نصیبى از آنچه به دست مى‏آورند دارند، و زنان نیز نصیبى; (و نباید حقوق هیچ‏یک پایمال گردد). و از فضل (و رحمت و برکت) خدا، براى رفع تنگناها طلب کنید! و خداوند به هر چیز داناست.”
در این آیه بیان شد که مردان چون درآمد بیشتری دارند ارث بیشتری میبرند. یکی از منابع عمده درآمد اعراب از راه جنگ وغرامت بود که مختص مردان بود. به همین علت زنان به رهبری ام سلمه خواستار شرکت در جنگ و غنایم شدند. برخلاف اکثر زنان که به علت مسایل مالی و دریافت غنامت می‏خواستند در جنگ شرکت کنند، ام سلمه دلیل خود را نه کسب ثروت که فداکاری در راه خدا و پیامبرش بیان می‏کرد. شاید اگر بقیه زنان هم با او همراه میشدند می‏توانستند به نتیجه‏ای برسند. اما از آنجا که قسمت عمده ای از غنایم جنگ را زنان اسیر تشکیل می‏دادند، مردان با تمام قوا در برابر درخواست زنان برای شرکت در جنگ ایستادگی کردند. در این شرایط بود که دعوای بین زنان و مردان مسلمان برای کسب امتیازات بیشتر بالا گرفته بود و جامعه در شرایط ناپایداری به سر میبرد.
از طرف دیگر این تلاشها در فاصله بین سالهای ۴-۸ هجرت (بین جنگ احد و فتح مکه) اتفاق می‏افتاد. پس از شکست مسلمانان در جنگ احد (سال ۳ هجرت)، پیامبر مجبور شد که در جنگ بعدی، جنگ احزاب (خندق)، پشت دیوارهای مدینه و به کمک خندق های کنده شده از مدینه دفاع کند. پس از این جنگ بود که جنگ داخلی در مدینه که از آن به فتنه یاد می‏کنند شدت گرفت. این دو جنگ باعث شدند تا بین سالهای ۴-۸ هجرت، پیامبر به عنوان رهبر نظامی و سیاسی شرایط خوبی در مدینه نداشته باشد و از طرف مسلمانان و غیرمسلمانان مدینه تحت فشار شدیدی باشد. پیامبر به مسلمانان قول زندگی بهتر داده بود و درسایه قوانین جدید، مردان مسلمان امتیازات پیشین خود را در از دست داده بودند. به همین علت به رهبری عمر متحد شدند و پیامبر را تحت فشار میگذاشتند.
در این شرایط ناپایدار دو اتفاق دیگر باعث تضاد جدیدی بین حقوق زنان و مردان مدینه شد. مورد اول درباره حقوق مردان و زنان در رابطه س-ک-سی بود که با آیه ۲۲۳ سوره بقره، خدا به نفع مردان رای داد.
“زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند; پس هر زمان که بخواهید، مى‏توانید با آنها آمیزش کنید. و (سعى نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکى براى خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید کرد و به مؤمنان، بشارت ده”
در مورد دوم مردی همسرش را کتک زد و زن از پیامبر تقاضای قصاص کرد. پیامبر قصد قصاص داشت که آیه ۳۴ سوره نساء نازل شد:
“مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایى که خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایى که از اموالشان (در مورد زنان) مى‏کنند. و زنان صالح، زنانى هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى که خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏کنند. و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشى و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نمایید! و (اگر هیچ راهى جز شدت عمل، براى وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروى کردند، راهى براى تعدى بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.)”
پیامبر آیه را برای شوهر زن خواند و به او گفت که من خواستی داشتم، اما خواست خدا چیز دیگری بود.
هربار یکی از مسلمانان به پیامبر مراجعه میکرد تا همسرش را تنبیه کند، پیامبر پاسخ می‏داد که هرکار دوست داری بکن، ولی بدان که تنها بدترین شما این کار را می‏کنند.
به نظر می‏رسد که با ناپایدارشدن شرایط اجتماعی مدینه و کشمکش بین زنان و مردان مدینه، که ممکن بود به جنگ داخلی و از بین رفتن اسلام منجر شود، کفه قوانین به نفع مردان سنگین شد. این دو آیه برخلاف آیات قبل، در راستای حقوق مردان و برتری دادن آنان به زنان بود و باعث شد که زنان بسیاری از حقوق خود در جامعه اسلامی را از دست بدهند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن