بیع سلف یا سلم

بیع سلف یا سلم

بیع در لغت به معنای داد و ستد[۱]و در اصطلاح حقوقی به معنای خرید و فروش است.[۲] سلم در لغت به معنای پیش‎پرداخت، قبول کردن، اطاعت نمودن آمده است.[۳] بیع سلم که مترادف بیع سلف است[۴] بیعی است که در آن ثمن[۵] نقداً و در هنگام انعقاد بیع پرداخت می‏شود و مبیع آن مؤجل و کلی‏فی‏الذمه است. در عرف به این نوع بیع پیش خرید یا پیش فروش می‎گویند[۶] مانند این‏که کارخانه‏ای پول صد دستگاه ماشین را بگیرد و تعهد کند ماشین‏ها را سه ماه دیگر تحویل دهد.[۷] باید توجه داشت که در بیع سلم انتقال مالکیت مبیع در زمان تسلیم آن صورت می‎گیرد نه در زمان انعقاد بیع.[۸] ماده‏ی ۳۶۳ق.م در این‏باره مقرر می‏دارد: «در عقد بیع … وجود اجلی برای تسلیم مبیع … مانع انتقال نمی شود …»
ارکان بیع سلم
بیع سلم دارای سه رکن است: [۹]
رکن اول) طرفین معامله
مسلمُ‏الیه (بایع) و مسلم (خریدار) دو طرف بیع سلم هستند.
رکن دوم) توافق طرفین (ایجاب و قبول)
طرفین باید با یکدیگر برای انعقاد بیع سلم توافق نمایند.
رکن سوم) مورد معامله
در این بیع مبیع (مسلمُ‏فیه) باید کلی‏فی‏الذمه باشد نه عین معین.[۱۰] کلی‏فی‏الذمه مالی است که صادق بر افراد عدیده باشد (ماده‏ی ۳۵۱ق.م) مثل گندم و جو که هر یک دارای مصادیق بسیاری در خارج هستند.[۱۱]
 
شروط بیع سلم
در بیع سلم شروطی باید رعایت شود که در زیر به آن‎ها اشاره می‎شود.
۱- در عقد بیع سلم شرط است که ثمن معلوم باشد و در هنگام انعقاد معامله نقداً پرداخت شود. اما در قانون مدنی به لزوم دادن ثمن در هنگام انعقاد بیع اشاره‏ای نشده است. بنابراین دادن ثمن در هنگام عقد شرط صحت این بیع نیست.[۱۲]
۲- مبیع (مسلمُ‎فیه) نیز باید معلوم باشد. یعنی جنس، نوع، وصف و اندازه‎ی آن معلوم باشد. هم‎چنین مکانی که قرار است مسلم‎فیه در آن‎جا پرداخت شود باید معین شده باشد.
 
عناصر بیع سلم
عناصر بیع سلم از قرار ذیل است:
۱) عقد بیع
۲) مبیع کلی در ذمه باشد. ثمن ممکن است کلی یا عین شخصی باشد.
۳) مبیع مؤجل باشد.
۴) اجل معلوم باشد. درصورتی که فروشنده در تسلیم مبیع تأخیر نماید، خریدار اختیار فسخ بیع را دارد. (خیار تعذر تسلیم)
۵) مقدار و وصف مبیع قابل تعیین باشد.
۶) فروشنده و خریدار بدانند که مبیع در موعد مقرر وجود خواهد داشت. البته دانستن به این معنی است که طرفین علم عادی که اطمینان است به وجود مبیع داشته باشند.
۷) مبیع در سررسید کمیاب نباشد بلکه به‏طور معمولی موجود باشد.
۸) ثمن در هنگام انعقاد بیع به بایع (مسلمُ‏الیه) داده شود. درصورتی که تنها بخشی از ثمن داده شود بیع سلم فقط نسبت به همان بخش صحیح است و نسبت به بخشی که ثمن آن پرداخت نگردیده باطل خواهد بود. [۱۳]
 
شرایط مبیع (مسلمُ‏فیه)
مسلمُ‏فیه در بیع سلم باید دارای شرایطی باشد تا بتواند در این بیع به عنوان مبیع قرار گیرد. این شرایط عبارتند از:
۱) جنس مسلمُ‏فیه باید مشخص باشد یعنی باید معلوم باشد که جنس مبیع چیست. مثلاً گندم، برنج، جو و ….
۲) درصورتی که مسلمُ‏فیه داری انواعی است؛ نوع آن نیز باید معلوم باشد. مثلاً برنج داری انواعی مانند صدری، هاشمی، طارم و …. است.
۳) وصف مبیع نیز باید معلوم باشد. یعنی مشخص شود که مسلمُ‏فیه از نوع عالی یا متوسط یا ضعیف است.
۴) میزان مسلمُ‏فیه باید مشخص باشد. پس مقدار مبیع با توجه به این‏که وزن‏کردنی، شمردنی یا پیمانه‏ای باشد؛ با وزن، تعداد یا پیمانه معلوم می‏شود.
۵) مسلمُ‏فیه نباید بگونه‏ای باشد که موجب ربا گردد. یعنی اگر جنس مبیع و ثمن در بیع سلم یکسان و میزان آن متفاوت باشد چنین بیعی متضمن ربا و درنتیجه باطل خواهد بود.
۶) مسلمُ‏فیه باید قابل تعیین باشد. مانند میوه‏های یک باغ که پس از رسیدن معین هستند. بنابراین وجه نقد نمی‏تواند مبیع قرار گیرد.
۷) مسلمُ‏فیه باید مؤجل باشد و درصورتی که تسلیم مسلمُ‏فیه مدت‏دار نباشد بیع سلم منعقد نمی‏گردد.
۸) مسلمُ‏فیه باید در زمان سررسید در بازار موجود باشد. درغیر این‏صورت مبیع مبهم خواهد بود، مگر در مواردی که مردم نسبت به کمیابی مبیع آگاهی داشته باشند.
۹) مکان و زمان پرداخت مسلمُ‏فیه باید معلوم باشد.
 
ثمن
گفته شد که در بیع سلم پرداخت ثمن به صورت نقد صورت می‏گیرد.[۱۴] چنان‏چه ثمن در بیع سلم، دینی باشد که خریدار، پیش از عقد بیع از فروشنده داشته است؛ بیع سلم صحیح می‏باشد و به محض انعقاد این بیع، دین فروشنده ساقط می‏گردد.[۱۵] پس پرداخت ثمن به صورت اعتباری نیز صحیح است مثلاً در صورتی‎که شخصی از دیگری صد میلیون تومان طلبکار باشد و از او سه تن گندم به ارزش صد میلیون تومان بخرد به این صورت که گندم‎ها چهار ماه دیگر داده شود لازم نیست که خریدار (طلبکار) صد میلیون تومان را در هنگام عقد به فروشنده (بدهکار) بپردازد زیرا خریدار می‎تواند طلبی که از بدهکار دارد را به عنوان ثمن این معامله قرار دهد و بنابراین پرداخت اعتباری ثمن صورت می‏گیرد.
باید افزود که مطابق قانون مدنی بیع سلف یا سلم بدون این‎که پرداخت ثمن در هنگام انعقاد بیع لازم باشد، صحیح است زیرا ماده‎ی ۳۴۱ ق.م[۱۶] به طرفین اجازه می‎دهد که برای تسلیم مبیع یا پرداخت ثمن موعدی تعیین نمایند. هم‏چنین در این بیع، ثمن ممکن است عین خارجی باشد (مانند مبلغی پول و یا مال معین دیگری) و یا مال کلی باشد. (مانند ده تن برنج) [۱۷]

[۱] – انصاری، مسعود و طاهری، محمدعلی؛ دانشنامه حقوق خصوصی، تهران، انتشارات محراب فکر، ۱۳۸۴، چاپ اول، جلد یک، ص۵۷۱
[۲] – جعفری لنگرودی، محمدجعفر؛ ‎مبسوط در ترمینولوژی حقوق، تهران، کتاب‎خانه گنج دانش، ۱۳۷۸، چاپ اول، جلد دوم، ص۹۱۹، ش۳۴۵۸
[۳] – انصاری، مسعود و طاهری، محمدعلی؛ پیشین، جلد دوم، ص۱۰۹۱
[۴] – جعفری لنگرودی، محمدجعفر؛ ‎مبسوط در ترمینولوژی حقوق، پیشین، ص۹۷۸، ش۳۶۵۷
[۵] – ثمن مالی است که مشتری در عقد بیع در مقابل خرید مبیع (مورد معامله) به فروشنده می‏دهد و معمولاً پول است.
[۶] – طاهری، حبیب‏الله؛ حقوق مدنی ۶ و ۷، قم، دفتر انتشارات اسلامی، جلد چهارم، ص۴۲
[۷] – کاتوزیان، ناصر؛ عقود معین، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۷، چاپ دهم، جلد اول، ص۱۷۴، ش۱۲۳
[۸] – جعفری لنگرودی، محمدجعفر؛ ‎مبسوط در ترمینولوژی حقوق، پیشین، ص۹۷۸، ش۳۶۵۸
[۹] – انصاری، مسعود و طاهری، محمدعلی؛ پیشین، جلد دوم، ص۱۰۹۱
[۱۰] – کاتوزیان، ناصر؛ پیشین، ص۳۱۷، ش۲۱۶
[۱۱] – طاهری، حبیب‏الله؛ پیشین، ص۸۹
[۱۲] – همان، ص۱۷۴، ش۱۲۳
[۱۳] – جعفری لنگرودی، محمدجعفر؛ فرهنگ عناصرشناسی، تهران، کتاب‎خانه گنج دانش، ۱۳۸۲، چاپ اول، ص۳۶۷
[۱۴] – کاتوزیان، ناصر؛ پیشین، ص۳۱۷، ش۲۱۶
[۱۵] – جعفری لنگرودی، محمدجعفر؛ فرهنگ عناصرشناسی، پیشین، ص۳۶۸
[۱۶] – ماده‎ی۳۴۱ق.م – بیع ممکن است مطلق باشد یا مشروط و نیز ممکن است که برای تسلیم تمام یاقسمتی از مبیع یا برای تادیه تمام یا قسمتی از ثمن اجلی قرار داده شود.
[۱۷] – امامی، حسن؛ حقوق مدنی، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۴۰، چاپ سوم، جلد اول، ص۴۵۵
پژوهکشده باقرالعلوم
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن