تفسیر ماده 522 قانون آئین دادرسی مدنی

حقوق

وکالت

قضاوت

تفسیر ماده 522 قانون آئین دادرسی مدنی. با توجه به اینکه مقررات ماده 522 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 دلالت بر محاسبه تاخیر تادیه دین از نوع وجه رایج پس از مطالبه طلبکار دارد با این وصف تعارض ماده مذکور با تبصره 2 ماده 515 همان قانون چگونه قابل حل خواهد بود؟

پاسخ : به نظر می‌رسد که تبصره ماده 515 شامل دو قسمت است. ابتدا گفته شده که خسارت ناشی از عدم‌النفع قابل مطالبه نیست و قسمت دوم خسارت تاخیر تادیه را در موارد قانونی قابل مطالبه دانسته است. به نظر می‌رسد هر کدام از دو قسمت موضوع جدیدی را بحث می‌کنند و عدم‌النفع ربطی به خسارت تاخیر تادیه ندارد.

قانون‌گذار در ماده 522 اصطلاح دین را به کار برده که شامل کلیه تعهدات پولی می‌شود. بنابراین دیون ناشی از اعمال حقوقی مثل عقود و قراردادها یا وقایع حقوقی مثل اتلاف و تسبیب شمول ماده 522 می‌شود و دائن می‌تواند علاوه بر اصل دین، خسارت تاخیر تادیه را مطالبه کند اما تبصره 2 ماده 515 آیین دادرسی مدنی ناظر به ماده 515 قانون مذکور بوده و شامل خسارات ناشی از دادرسی، تاخیر انجام تعهد و عدم انجام تعهد می‌شود که البته در مورد خسارت ناشی از عدم یا تاخیر از انجام تعهد بایستی خسارات واسطه، بلاواسطه و مستقیم بوده و به علت تقصیر خوانده وارد شده باشد.

عدم‌النفع ذکر شده در تبصره ماده 515 به معنای منفعت نبردن که ضرر نیست و لذا قابل مطالبه نیست و نقطه مقابل آن منافع ممکن‌الوصول است که با توجه به بند 2 ماده 9 ق.آ.د.ک قابل مطالبه است.

بنابراین خسارت تاخیر تادیه در تبصره 2 ماده 515 شامل موارد ذکر شده در متن ماده بوده و قابل مطالبه است و ماده 522 شامل دیونی که وجه رایج می‌باشد و خسارت تاخیر تادیه در هر کدام از موارد در جای خود قابل مطالبه است. با این وصف تعارضی ندارد.

نظریه قریب به اتفاق اعضای محترم کمیسیون حاضر در جلسه (16/12/86):

به نظر می‌رسد که بین ماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی با ماده 522 قانون مذکور رابطه عام و خاص از حیث مطالبه خسارت تاخیر تادیه حاکم است بدین نحو که ماده 515 و تبصره 2 آن، اشاره به مطالبه خسارت تاخیر تادیه در ارتباط با تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن در مواردی که قانون پیش‌بینی کرده، دارد ضمن اینکه ماده 522 هم با بیان حکم خاص و ذکر شرایطی دلالت بر مطالبه خسارت تاخیر تادیه که موضوع آن دین و از نوع وجه رایج است دارد لذا در پاسخ به سوال مذکور می‌توان گفت تعارضی بین مواد یاد شده وجود ندارد.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن