حمایت قانون از کسانی که عقل معاش ندارند

حمایت قانون از کسانی که عقل معاش ندارند

گاهی قوای ذهنی و روانی انسان تحلیل می‌رود و نیاز به مراقبت و نگهداری پیدا می‌کند. قانونگذار در چنین مواردی برای اینکه شخص برخلاف مصلحت خود کاری انجام ندهد و اسیر فریب دیگران نشود اقداماتی انجام داده است. از جمله اینکه صغیر سفیه و مجنون را از مداخله در اموال خود منع کرده است. تشخیص صغیر آسان است. هر کس به سن بلوغ نرسیده باشد صغیر محسوب می‌شود. اما برای شناخت مجنون و سفیه باید مفهوم این اصطلاحات را بدانیم.

 تفاوت سفیه و مجنون

دلتنگی های یک دیوانه

سفیه: کسی که عقل معاش ندارد یعنی نمی‌تواند امور مالی خود را مثل یک انسان منطقی اداره کند سفیه است. چنین شخصی ممکن است از سایر جهت‌ها مانند دیگران باشد و حتی از بعضی استعدادها برخوردار باشد که وی را منحصر به فرد کند اما چون نمی‌تواند اموال خود  را به‌درستی مصرف کند مورد حمایت قانون است.

مجنون: مجنون یا دیوانه به کسی می‌گویند که عقل خود را به‌کلی از دست داده است. البته جنون ممکن است ادواری باشد. یعنی شخصی تنها در برخی موارد دچار جنون شود. برای حمایت از این شخص در برابر تصمیمات نادرست قانونگذار او را از دخالت در امور مالی خود برحذر داشته است.
 نقش قیم در مصرف اموال

چنانکه گفته شد افراد فوق حق ندارند در امور مالی خود دخالت کنند اما به هر حال باید امور مالی آنها به نحوی اداره شود. اینجاست که پای ولی وصی و قیم به میان می‌آید. اگر کسی پدر یا مادر یا وصی داشته باشد وی اموال او را اداره خواهد کرد اما اگر هیچکدام از این افراد وجود نداشته باشند یا اینکه فردی بعد از اینکه بالغ عاقل و رشید شد دچار جنون شود نوبت به تعیین قیم می‌رسد. ممکن است برخی خانواده‌ها به نیت آبروداری یا به هر انگیزه دیگری برای تعیین قیم برای سفیه یا مجنون اقدام نکنند اما دردسرهای چنین اقدام محافظه‌کارانه‌ای بیشتر از فواید آن خواهد بود. اقدام منطقی آن است که اگر در اطراف شما چنین اشخاصی بودند برای تعیین قیم برای آنها اقدام کنید.

در خصوص وظایف دادستان در تعیین قیم به ماده 1223 قانون مدنی هم نگاهی بیندازید جایی که قانونگذار می‌گوید: در مورد کسانی که دچار جنون هستند دادستان باید از طریق کارشناسی به بررسی موضوع بپردازد و نظر کارشناس را به اطلاع دادگاه برساند. در صورتی که جنون به اثبات برسد، دادستان به دادگاه رجوع می‌کند تا از طریق دادگاه قیمی برای اداره امور محجور تعیین شود. در مورد اشخاص غیررشید یا همان سفیهان هم دادستان وظیفه دارد که قبلا اطلاعات کافی در مورد سفاهت او به‌دست بیاورد و در صورتی که سفاهت وی مسلم شد، در دادگاه اقامه دعوی کند و پس از صدور حکم عدم رشد برای نصب قیم به دادگاه رجوع کند
 روش‌های تقاضای صدور حکم حجر وجود دارد

دو روش برای تقاضای صدور حکم حجر و نصب قیم وجود دارد. در روش اول دادستان نقش اصلی را برعهده دارد. به این صورت که دادستان بعد از بررسی موضوع اگر لازم بداند موضوع را برای تصمیم‌گیری به دادگاه ارجاع می‌دهد.

در روش دوم دادستان در ابتدای ماجرا نقشی بازی نمی‌کند بلکه متقاضی مستقیما به دادگاه خانواده می‌رود و از این دادگاه برای نصب قیم برای محجور تقاضا می‌کند. معمولا در حال حاضر شهروندان این راه را در پیش می‌گیرند.
 تکالیف دادستان‌ها در مورد اشخاص غیررشید

قانون مدنی تکالیفی را برای دادستان در نظر گرفته است. از جمله اینکه اگر دادستان از وجود شخصی که باید برای او قیم تعیین شود مطلع شود باید به دادگاه رجوع کند و اشخاصی را که برای‌ قیمومت مناسب می‌داند به آن دادگاه معرفی کند.  بد نیست در خصوص وظایف دادستان در تعیین قیم به ماده 1223 قانون مدنی هم نگاهی بیندازید جایی که قانونگذار می‌گوید: در مورد کسانی که دچار جنون هستند دادستان باید از طریق کارشناسی به بررسی موضوع بپردازد و نظر کارشناس را به اطلاع دادگاه برساند. در صورتی که جنون به اثبات برسد، دادستان به دادگاه رجوع می‌کند تا از طریق دادگاه قیمی برای اداره امور محجور تعیین شود. در مورد اشخاص غیررشید یا همان سفیهان هم دادستان وظیفه دارد که قبلا اطلاعات کافی در مورد سفاهت او به‌دست بیاورد و در صورتی که سفاهت وی مسلم شد، در دادگاه اقامه دعوی کند و پس از صدور حکم عدم رشد برای نصب قیم به دادگاه رجوع کند. (بد نیست برای اطلاع بیشتر به ماده 1223 قانون مدنی(اصلاحی سال 1370) و ماده 59 قانون امور حبسی مصوب 1319 مراجعه کنید.)

به تازگی قانون حمایت از خانواده  1392 در این خصوص تصویب شده است و نگاهی به این قانون برای تعیین صلاحیت دادگاه خانواده مفید به نظر می‌رسد. در صورت نیاز به صدور حجر و تعیین قیم می توان گفت دادگاه خانواده برای صدور حکم حجر نیز صالح است. برای تعیین صلاحیت محلی دادگاه خانواده هم باید گفت دادگاهی صالح است که اقامتگاه محجور در حوزه آن قرار گرفته باشد

جنون و سفاهت مانند سایر بیماری‌ها ممکن است بهبود پیدا کند یا کاملا برطرف شود. به همین دلیل باید راه برای تجدیدنظر در این خصوص باز باشد. دادستان حق دارد که از دادگاه درخواست کند در مورد حجر تجدیدنظر کند یا به بررسی و تحقیق در خصوص از بین رفتن علت حجر بپردازد یا درخواست رفع حجر یا خروج از قیمومت کند.
حقوق
 مراجعه به دادگاه

راه دوم برای تعیین قیم که معمولا از سوی شهروندان طی می‌شود مراجعه به دادگاه است. بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند برای اینکه حکم حجر کسی را بگیرند و برای او قیم تعیین کنند به دادگاه مراجعه کنند. اما باید کدام دادگاه را برای مراجعه انتخاب کنیم؟ نصب قیم و ناظر و ضم امین و عزل آنها که همه اقداماتی در رابطه با محجورانی مثل مجنون و سفیه هستند در صلاحیت دادگاه خانواده قرار گرفته است. به تازگی قانون حمایت از خانواده  1392 در این خصوص تصویب شده است و نگاهی به این قانون برای تعیین صلاحیت دادگاه خانواده مفید به نظر می‌رسد. در صورت نیاز به صدور حجر و تعیین قیم می توان گفت دادگاه خانواده برای صدور حکم حجر نیز صالح است. برای تعیین صلاحیت محلی دادگاه خانواده هم باید گفت دادگاهی صالح است که اقامتگاه محجور در حوزه آن قرار گرفته باشد. بنابراین اگر شخصی مجنون شده است و در شهرستان تبریز اقامت دارد ولی سایر اعضای خانواده او در شیراز هستند، باید درخواست خودشان را برای صدور حکم حجر و تعیین قیم به دادگاه خانواده در تبریز بدهند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن