خیار حیوان

خیار حیوان

واژۀ خیار، اسم مصدر اختیار یا مصدری است به معنای اختیار و مقصود اختیاری است که شخص در فسخ معامله دارد، به همین جهت گاه همراه با کلمه فسخ می‌آید و می‌گویند خیار فسخ.
معنی خیار حیوان: چون امکان دارد در حیوان، عیب پنهانی باشد که نتوان تمییز داد، و شناسائی حیوان بیمار از سالم دست کم برای مردم عادی دشوار است قانون مدنی به خریدار حق داده است که تا سه روز از تاریخ بیع عقد را فسخ کند.[1] (ماده 398 قانون مدنی).
 مستند شرعی این خیار:
روایت صحیحه‌ای که فضیل بن یسار از امام صادق (ع) نقل کرده است که گفت: گفتم به امام (ع) که شرط در حیوان چیست؟ فرمودند: سه روز برای مشتری. [2]
حقوق دانان معتقدند ذکر خیار برای مشتری، ناظر به مورد غالب است که حیوان مبیع می‌شود و خریدار آن را تملک می‌کند. مقصود این است که هر تملک کنندۀ حیوان در بیع تا سه روز حق فسخ دارد، خواه خریدار باشد (غالب) یا فروشنده، یا هر دو ولی هرگاه مبیع حیوان باشد، فروشنده حق فسخ ندارد.


 
قلمرو اجرای ماده 398:
 ماده 398 قانون مدنی را باید تفسیر محدود کرد و آن را به موردی اختصاص داد که تردید نباشد. از این تعبیر در دو مورد می‌توان استفاده کرد:
1-  خیار حیوان ویژه موردی است که مبیع، حیوان زنده باشد؛ زیرا در عرف، حیوان کشته، مانند مرغ یا ماهی و گوسفند، در حکم اشیاء است و حکمتی که برای جلوگیری از ضرر ناشی از بیماری حیوان گفته شده است تنها در مورد حیوان زنده محملی پیدا می‌کند.[3]
2-  در اینکه آیا ماده 398 ناظر به موردی است که مبیع، حیوان معین باشد یا در بیع کلی، به نظر می‌رسد که ویژه عین معین باشد زیرا در بیع کلی، تملیک از هنگام عقد انجام نمی‌شود و هیچ نویسنده‌ای ابتدای خیار را، تاریخ قبض مشتری ندانسته است. بنابراین امکان فسخ عقد تا سه روز از تاریخ بیع، هیچ ضرری را نمی‌تواند جبران کند و حکمت ماده 398، تنها در جایی مورد می‌یابد که مبیع عین معین باشد و به محض وقوع بیع به ملکیت خریدار در آید. باضافه در جایی که معلوم شود فروشنده، کالایی را که از مصداقهای کلی برگزیده، دارای صفات مشروط در عقد نباشد و به دید عرف معیب است، می‌توان الزام او را به تسلیم فرد سالم در خواست کرد و جایی برای اعمال خیار باقی نمی‌ماند در واقع خیار حیوان یکی از شاخه‌های خیار عیب است، با این تفاوت که در این مورد قانونگذار عیب مبیع را مفروض دانسته و به همین مناسبت خریدار را از اثبات آن معاف کرده است بنابراین همانطور که خیار عیب ویژه مبیع معین است، خیار حیوان نیز در مبیع کلی راه ندارد.[4]
مبدأ این خیار از زمان عقد است بنابراین اگر بایع و مشتری سه روز از هم جدا نشوند، خیار حیوان منقضی می‌شود ولی خیار مجلس باقی می‌ماند.
 
اموری که خیار حیوان را ساقط می‌کنند:
1-  در عقد، شرط سقوط این خیار را بکنیم؛
2-  بعد از عقد صاحب خیار آن را ساقط کند؛
3- تصرف صاحب خیار در حیوان[5].
 
 

[1] . کاتوزیان، ناصر؛ قواعد عمومی قراردادها، تهران، ناشر شرکت انتشار، 1376، چاپ ششم، ج 5 ص 50
[2] . الوسائل، ج 12، ص 346، الباب الاوّل من أبواب الخیار، الحدیث 4.
[3] . امامی، حسن؛ حقوق مدنی، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامی، 1353، چاپ پنجم، ج 1 ص 479
[4] . انصاری، مرتضی؛ المکاسب، قم، انتشارات مجمع الفکر الاسلامی، 1380، چاپ دوّم، ج 5، ص 83 تا ص 110
[5]  . المکاسب، ، ج 5، ص 83 تا ص 110
پژوهشکده باقرالعلوم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن