دادرسی

دادرسی

دادرسی در لغت به معنی به داد مظلوم رسیدن، رسیدگی به دادخواهی دادخواه و محاکمه آمده است. دادرسی در برخی موارد، به مفهوم دعوا یعنی منازعه ای که در دادگاه مطرح و در حال رسیدگی است به کار رفته است.
نکته: شروع دادرسی و اقامه دعوا با دادخواست به عمل می آید و تاریخ رسید دادخواست به دفتر کل تاریخ اقامه دعوا محسوب می شود.
آثار دادخواست:
در دو بخش مورد مطالعه قرار می گیرد:
۱- آثار دادخواست نسبت به دادگاه
۲- آثار دادخواست نسبت به اصحاب دعوا
۱- آثار دادخواست نسبت به دادگاه:


الف- ایجاد اشتغال و تکلیف رسیدگی:
دادخواست موجب اشتغال دادگاه گردیده و بنابراین دادگاه را مکلف به رسیدگی و صدور حکم یا فصل خصومت می نماید. با توجه به ماده ۳ ق. آ. د. مدنی دادگاه نمی تواند حتی به علت سکوت، نقص، اجمال یا تعارض قوانین مدون از رسیدگی به دعوا و صدور حکم افتتاع نماید.
نکته: ماده ۳ ق. آ. د. مدنی اصل تکلیف دادگاه ها به رسیدگی را بیان می کند. طبق این ماده ابتدا قاضی باید به قوانین رجوع کند و در صورتی که قوانین کامل یا صریح نبوده یا متعارض باشند یا اصلاً قانونی در قضیه مطروحه وجود نداشته باشد می تواند به منابع معتبر اسلامی و فتاوی معتبر و اصول حقوقی رجوع کند. بنابراین  قانون در طول منابع معتبر اسلامی. فتاوی معتبر و اصول حقوقی می باشد.
نکته: چنان چه قاضی از رسیدگی خودداری کند مستنکف از احقاق حق محسوب می شود و در دادگاه انتظامی قضات به تخلف او رسیدگی می گردد. با توجه به ماده ۳ ق. آ. د. مدنی دادگاه نمی تواند حتی به علت سکوت، نقص، اجمال یا تعارض قوانین مدون از رسیدگی به دعوا و صدور حکم افتتاع نماید
ب- تعیین محدوده رسیدگی دادگاه:
از آثار مهم دیگر دادخواست این است که محدوده رسیدگی دادگاه را تعیین می کند و دادگاه مکلف است نسبت به تمام آنچه خواهان در دادخواست تعیین نموده رسیدگی نماید حتی اگر در جریان رسیدگی احراز نماید که خواهان نسبت به بیش از آنچه در دادخواست تصریح نموده و یا غیر آن ذی حق است. البته دادگاه در صورت ذی حقی خواهان، حسب مورد نسبت به تمام و یا جزئی از خواسته او را حاکم و در غیر این صورت او را محکوم می نماید.
ج- تشخیص قابلیت پذیرش و یا وارد بودن دعوا:
به طور مثال چنانچه فرزندی از طرف پدر خود، دادخواست خلع ید غاصب از ملک پدر را به دادگاه تقدیم نماید و در زمان رسیدگی خواهان به علت فوت پدر ذی نفع گردد دادگاه در این صورت قرار رد دعوا را صادر می نماید و با توجه به ماده ۲۶ ق. آ. د. مدنی مناط صلاحیت دادگاه، تاریخ تقدیم دادخواست است.
۲- آثار دادخواست نسبت به اصحاب دعوا:
الف- ایجاد رابطه حقوقی دادرسی:
با تقدیم دادخواست نوعی رابطه حقوقی دادرسی بین اصحاب دعوا به وجود می آید. این خصوصیت رابطه حقوقی است که موجب می شود خواهان منحصراً تا مقاطعی حق استرداد دادخواست را داشته باشد.
ب- شروع استحقاق خسارت تأخیر در ادای دین.
ج- مکلف نمودن خوانده به پاسخ.
به موجب ماده ۹۵ ق. آ. د. مدنی عدم حضور هر یک از اصحاب دعوا در جلسه دادرسی مانع رسیدگی و اتخاذ تصمیم نیست و دادگاه در صورت خودداری خوانده از پاسخ، چنانچه ادعای خواهان را با توجه به محتویات پرونده من حیث المجموع وارد بداند، اقدام به صدور حکم علیه خوانده می نماید حتی اگر خواهان در واقع بی حق بوده و یا حق او قبلاً ادا شده باشد.
ماده ۴۹ قانون آیین دادرسی مدنی:
آیا مدیر دفتر در اجرای این ماده باید ابتدا دادخواست را ثبت نماید سپس به نظر دادگاه برساند یا بدواً به نظر دادگاه برساند و سپس مبادرت به ثبت آن نماید؟
مدیر دفتر دادگاه باید فوری پس از وصول دادخواست، نسبت به ثبت آن اقدام کند و برای این اقدام نیاز به دستور قضایی ندارد. به موجب ماده ۹۵ ق. آ. د. مدنی عدم حضور هر یک از اصحاب دعوا در جلسه دادرسی مانع رسیدگی و اتخاذ تصمیم نیست و دادگاه در صورت خودداری خوانده از پاسخ، چنانچه ادعای خواهان را با توجه به محتویات پرونده من حیث المجموع وارد بداند، اقدام به صدور حکم علیه خوانده می نماید حتی اگر خواهان در واقع بی حق بوده و یا حق او قبلاً ادا شده باشد
نکته: تاریخ رسید دادخواست به دفتر کل تاریخ اقامه دعوا می باشد ولو دادخواست ناقص باشد. در این صورت مدیر کل (شعبه اول) دادخواست را ثبت می کند و رفع نقص از آن با شعبه مرجوع الیه می باشد.
ماده ۵۰ قانون آیین دادرسی مدنی:
در رابطه با این ماده نباید از طرز آن چنین برداشت کرد که این تکلیف برای مدیر دفتر دادگاهی که تنها یک شعبه دارد مقرر نیست و عدم قید آن توسط قانونگذار به لحاظ وضوح مطلب است. هم چنین باید به ماده ۳۹۱ ق. آ. د.مدنی نیز توجه کرد چرا که بعد از ارجاع پرونده نمی توان آن را از شعبه مرجوع الیه اخذ و به شعبه دیگر ارجاع کرد مگر به تجویز قانون.

ختم دادرسی

ختم در لغت به معنای به پایان رساندن چیزی یا کاری، پایان دادن و تمام کردن می باشد. و دادرسی در لغت به معنای به داد کسی رسیدن و به دادخواهی دادخواه رسیدگی کردن می‌باشد.[۱] ختم دادرسی مقطعی از دادرسی است. این مقطع از دادرسی طبق ماده ۲۹۵ موقعی محقق می‌شود که دادگاه تمامی رسیدگی‌ها و اقدامات خود را انجام داده و برای صدور رای قاطع آمادگی داشته باشد.[۲] در نتیجه دادرسی در صورتی ختم (تمام) می‌شود که صدور رای قاطع، نه تنها مستلزم هیچ گونه رسیدگی یا اقدام دیگری نیست؛ بلکه نتایج اقدامات و رسیدگی‌های قبلی دادگاه نیز مشخص شده و در پرونده موجود است. (برای مثال نظر کارشناس واصل شده و اعتراض موجهی به آن نشده.) در حقیقت دادگاه پس از اقامه دعوا، جهت صدور رای قاطع، ‌علی‌القاعده مذاکرات طرفین را تا آن جا که لازم می‌بیند ادامه می‌دهد و در این جهت جلسه‌ی دادرسی را هر چند بار که لازم باشد با ذکر جهت تجدید می‌نماید، تا تمامی ادعاها و ادله ای که اصحاب دعوا ارایه می‌دهند رسیدگی نماید. در همین راستا چنانچه لازم باشد قرارهایی از قبیل قرار کارشناسی،‌ تحقیق محلی، معاینه محلی و … را صادر و اجرا می‌نماید؛‌ شهود را استماع و پرونده‌ها،‌ اسناد و اطلاعاتی را که لازم است از مراجع ذی‌صلاح مطالبه کرده و هرگونه تحقیق و اقدامی را که برای کشف حکم لازم بداند، در محدوده‌ی مقررات انجام می‌دهد.
بنابراین زمانی دادگاه اعلام ختم مذاکرات می‌کند که پرونده را در وضعیتی ببیند که تمامی اقدامات و رسیدگی‌های لازم جهت کشف واقع و فصل خصومت انجام شده و تشخیص دهد که نیازی به رسیدگی بیشتر نیست.[۳] پس از پایان دادرسی، قاضی مکلف است که ختم دادرسی را در پرونده قید کند وگر نه به موجب نظامات قضایی به مجازات درجه سه (کسر حقوق) محکوم خواهد شد.[۴] گاهی به جای عبارت ختم دادرسی عبارت‌های ختم مذاکرات یا ختم رسیدگی به کار می‌رود و باید دانست که ختم مذاکرات الزاما همان ختم دادرسی نیست، چون ممکن است در مقطعی نیاز به مذاکرات نباشد اما اقداماتی همچون جلب نظر کارشناس یا استعلام از مرجعی لازم باشد که در این صورت ختم دادرسی محقق نمی‌شود.[۵]

اعلام ختم دادرسی

اعلام ختم دادرسی با مکتوب نمودن این عبارت در پرونده محقق می‌گردد، نه اینکه دادگاه به طرفین اعلام کند که می‌خواهد دادرسی را خاتمه دهد. هر چند پس از مکتوب شدن عبارت «ختم دادرسی» در پرونده در صورت حضور طرفین، اعلام شفاهی آن منعی ندارد؛ اما جز تکالیف دادگاه نیست.[۶] نکته‌ای که در این جا حایز اهمیت است این که لازم نیست ختم دادرسی در وقت مقرر و در جلسه‌ی رسمی باشد، بلکه دادگاه هر زمان پرونده را تکمیل تشخیص دهد، چه در وقت دادرسی، چه وقت نظارت و یا وقت فوق‌العاده امکان اعلام ختم دادرسی و صدور رای را خواهد داشت. به عنوان مثال پس از جلسه دادرسی دادگاه برای حصول استعلام ثبتی وقت نظارت تعیین نموده است و پاسخ استعلام قبل از رسیدن وقت نظارت وصول گردیده است. دادگاه در صورت آماده بودن پرونده برای صدور رای، ختم دادرسی را اعلام و مبادرت به صدور رای می‌کند.[۷]

آثار ختم دادرسی

پس از اعلام ختم دادرسی دادگاه در صورت امکان در همان جلسه انشای رای (قاطع) می‌نماید. روشن است که مراد از «رای» در این ماده و لزوم اعمال ترتیب مزبور مختص به احکام قاطع دعوا است و شامل قرار‌های اعدادی، نظیر قرار تحقیق محلی و غیره نمی‌شود. بنابراین صدور و اجرای قرارهای اعدادی قبل از ختم دادرسی نیز ممکن است. با توجه به این که در قانون جدید اعلام رای در حضور اصحاب دعوا تنها در صورتی ضروری است که دادگاه در جلسه دادرسی اقدام به اعلام ختم دادرسی نموده باشد؛ در صورتی که دادگاه در جلسه دادرسی اعلام ختم دادرسی ننماید یا اصحاب حضور نداشته باشند، تعیین جلسه جهت اعلام حضوری رای به اصحاب دعوا، غیر ضروری و غیر قانونی است؛ بلکه دادگاه پس از جلسه دادرسی در مدت مزبور ( تا یک هفته) مبادرت به صدور رای می‌نماید و به وسیله ابلاغ اصحاب دعوا را از آن مطلع می‌کند.[۸] عدم صدور رای ظرف یک هفته توسط قاضی نوعی نقض قانون و تخلف انتظامی محسوب می‌شود.[۹] یکی از آثار ختم دادرسی عدم استماع ادعای جدید یا دلیل جدید می‌باشد و در فاصله میان اعلام ختم دادرسی و صدور رای هیچ‌گونه ادعا یا دلیل جدیدی قابل پذیرش نیست. زیرا تجویز ادعای جدید مستلزم رسیدگی به آن و در نتیجه از سرگیری یا بازگشایی دادرسی است که مغایر با ختم دادرسی می‌باشد.[۱۰]

در حال ویرایش محتوای مطالب هستیم. دلیل این کار می تواند یکی از این دلایل باشد: (1- تجدیدنظر کلی در مطلب 2- بروز شدن قوانین). هر مطلب که بروز رسانی می شود، تاریخ آن در ابتدای صفحه ذکر خواهد شد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *