ضرروت اصلاح قوانین ناظر برتابعیت

در سال های اخیر، بسیاری از زنان ایرانی با مردان تبعه سایر کشورها ازدواج کرده اند که در موارد متعددی، شوهران خارجی، پس از گذشت مدتی همسر و فرزندان خود را رها کرده و به کشور خود بازگشته اند و این زنان را با کوله باری از مشکلات اجتماعی، سیاسی و محرومیت از حقوق مختلف تنها گذاشتند.
قانونگذار در ماده 976 قانون مدنی، در 7 بند به این موضوع پرداخته است که چه اشخاصی تبعه ایران محسوب می شوند و این موارد را به تفکیک ذکر کرده است.
بر اساس این ماده، تمامی ساکنین ایران به استثنای اشخاصی که تبعیت خارجی آنها مسلم باشد، جزو تبعه ایران به شمار می روند.
این ماده همچنین تاکید کرده است که تبعیت خارجی کسانی مسلم است که مدارک تابعیت آنها مورد اعتراض دولت ایران نباشد.
کسانی نیز که پدر آنها ایرانی است اعم از این که در ایران یا در خارج از ایران متولد شده باشند؛ کسانی که در ایران متولد شده و پدر و مادر آنان غیرمعلوم باشند؛ کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی از آنها در ایران متولد شده، به وجود آمده اند؛ کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارجه است به وجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به 18 سال تمام لااقل یک سال دیگر در ایران اقامت کرده باشند؛ هر زن تبعه خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند و در نهایت هر تبعه خارجی که تابعیت ایران را تحصیل کرده باشد، تبعه ایران محسوب می شوند.
در خصوص کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارجه است به وجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به 18 سال تمام لااقل یک سال دیگر در ایران اقامت کرده باشند، باید گفت که قبول شدن آنها به تابعیت ایران بر طبق مقرراتی خواهد بود که مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر است.


همچنین بر اساس تبصره این ماده، اطفال متولد از نمایندگان سیاسی و کنسولی خارجه مشمول فقره ۴ و ۵ نخواهند بود.
در این موارد، اشاره ای به زن ایرانی که با مرد خارجی ازدواج کرده است، نشده است.
یعنی بر اساس قانون مدنی ایران، تابعیت از مادر ایرانی به فرزندش سرایت نمی کند که این موضوع یک نقیصه محسوب می شود.
این در حالی است که در قانون تابعیت کشوری مانند افغانستان، تابعیت از مادر به فرزندش تسری می یابد.
با این اوصاف به نظر می رسد که قوانین فعلی ایران در حوزه تابعیت، پاسخگوی مشکلات این قبیل زنان و فرزندان حاصل از ازدواج آنها با مردان خارجی نیست.
چرا که این فرزندان، ایرانی محسوب نمی شوند و نمی توانند از حقوقی که سایر کودکان ایرانی از آن بهره مند می شوند، همانند حق تحصیل برخوردار شوند.
قوانین و مقررات مربوط به تابعیت در ایران، مناسب شرایط و اوضاع و احوال کنونی نبوده و تغییر و اصلاح این قوانین، در دنیای فعلی که روابط بین الملل گسترش چشمگیری پیدا کرده است، ضروری به نظر می رسد.
چرا که امروزه موارد سفر زنان ایرانی به سایر کشورها، به دلیل ادامه تحصیل یا اشتغال نسبت به گذشته بسیار افزایش یافته و به همین دلیل ممکن است این زنان با اتباع سایر کشورها ازدواج کنند.
به همین دلیل باید تمهیداتی پیش بینی شود تا فرزندان حاصل از این ازدواج ها در آینده با مشکلاتی مانند مشکلات تحصیلی و برخورداری از اوراق هویت مواجه نشوند.
یکی از انتقاداتی که به موضوع اعطای تابعیت مطرح می شود، این است که چنین اقدامی موجب اختلاط نسل ها شده یا به عبارت دیگر، راه آن را هموار می کند.
در پاسخ به این انتقاد، می توان اینگونه مطرح کرد که با توجه به جهانی شدن، اختلاط نسل ها موضوعیت ندارد.
به دلیل اینکه جهان به سوی یکی شدن و یکپارچگی پیش می رود و از این رو باید گفت که انتقاد اختلاط نسل ها، با سیستم های موجود در جهان همگرایی ندارد.
حسین ال کجاف

پی نوشت :
روزنامه حمایت – سه شنبه – 31/6/1394/س

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن