سایر مطالب

منطوق و مفهوم – مفهوم صفت

منطوق و مفهوم – مفهوم صفت

سیدجعفر بوشهری

استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع  www.lawgostar.com مجاز است .

هرگاه موضوع قضیه با لحاظ صفتی خاص بحکمی محکوم شده باشد پس چون با انتفاء مذکور حکم نیز منتفی میگردد گوئیم قضیه واجد مفهوم صفت است.

مثال اول از فردوسی:

الا ای برآورده چرخ بلند چه داری بپیری مرا مستمند.

که مفهومش اینست – ای چرخهای عادی گله و شکایتم از پیری و مستمندی با شما نیست سخن هر چه هست با چرخ بلندی است که بر همه گردندههای آفرینش محیط است و باعتبار گردش اوست که ما و دیگر موجودات جهان میگردیم و میچرخیم وروز میگذاریم.

مثال دوم از نامه علی (ع) بمالک اشتر – ان شروز رائک من کان للاشرار قبلک وزیراً و من شرکهم فی الاثام فلایکونن لک بطانه فانهم اعوان الاثمه و اخوان الظلمه. بدترین ندیمان تو آنکس است که پیش ازتو با اشرار دمساز بوده و در گناهانشان شرکت جسته است هرگز گمان مبر که اینان برسرائر تو وفادار بمانند چه خود یاران بزهکاران و برادران ستمگرانند که مفهومش اینست: آنکس که پیش از تو با اشرار دمساز نبوده و ….. بدترین ندیمان تو نیست.

نکات زیر در مفهوم صفت شایسته تذکر است:

نکته اول- فرق است بین اینکه گفته شود دادرسان دانشمند را گرامی دار یا گفته شود دانشمند را گرامی دار چه در صورت اول صفت و موصوف در قضیه بطور صریح یاد گردیده ولذا مفهومش اینست که دادرس غیر دانشمند را نبایستی گرامی داشت ولی از عبارت دوم نمیتوان استنتاج کرد که غیر دانشمند را نتوان گرامی داشت چه موثوف در آن مصرح نیست واساساً اثبات حکم بر موضوعی دلالت بر انتفاء سنخ حکم از غیر موضوع مورد حکم ندارد اعم از اینکه موضوع در قضیه شخصی باشد چنانکه گوئیم زید را گرامی دار – اشتقاقی باشد چنانچه در ‹‹ دانشمند را گرامی دار ››پس همانگونه که اثبات حکم برای –ید دال بر انتفاء سنخ آن حکم از غیر او نیست همچنین حکم گرامی داشتن دانشمند دلالت دارد عدم احترام دیگران نخواهد داشت – اینکه کسانی گمان داشتهاند که ‹‹ مشتق ›› بخلاف گفته است بطوریکه بتوان مفهوم صفت از آن استنتاج کرد اندیشه ایست فاسد.

زیرا اگر حکم با عتبار وجود صفتی اثبات گردیده بدون آنکه بدان اختصاص یافته باشد همین اثبات بخودی خود باعتبار مطلق وصف و بتنهائی دلیل انتفاء حکم از دیگران نتواند بود. اما چون موصوف در قضیه بطور صریح ذکر شده باشد پس گوئیم که چون موصوف اولاً وبالذات مورد حکم قرار گرفته در نتیجه دیگران از محکومیت بحکم خارج و مآلاًقضیه واجد مفهوم صفت گردیده است.

نکته دوم – صفت و موصوف نسبت بیکدیگر ممکنست واجد یکی از حالات زیر باشند.

الف – عموم و خصوص مطلق – ماده ۴۰۹ قانون دادرسی و کیفر ارتش مقرر میدارد ‹‹ اشخاصی که سردسته عده اشرار مسلح ویا …… برحسب مورد بحبس دائم با کار یا اعدام محکوم خواهند شد.››

سردسته عده اشرار مسلح بودن وصف است از برای اشخاص و نسبت بیکدیگر عموم و خصوص مطلقند زیرا سر دسته عدهای از افراد مسلح محققاً شخص است ولی هر شخصی سردسته عده افراد مسلح نیست.

ب- عموم و خصوص من وجه – انسان و سفید نسبت بیکدیگر عموم و خصوص من و جهند ‹‹ چه پاره انسانها سفیدند ››و ‹‹ بعض سفیدها انسان ›› که عبارت اول را افتراق از جانب موصوف گوئیم و عبارت دوم را افتراق از ناحیه وصف وهمچنین بموجب ماده ۴۱۰ قانون دادرسی و کیفر ارتش ‹‹ هر سارقی که حامل سلاح بوده ….. بترتیب پائین محکوم میشود..‹‹ گوئیم که ‹‹ سارق››و ‹‹حامل سلاح بودن›› اعم و اخص من وجه یکدیگرند چه بعضی سارقین حامل سالاحند و پاره حاملین سلاح سارق.

نکته در انیجا است که بین موصوف و وصف اگر رابطه عموم و خصوص مطلق باشد وهمچنین در صورتیکه این دو نسبت بیکدیگر عموم و خصوص من وجه بوده مشروط براینکه افتراق از جانب موصوف باشد گوئیم قضیه دارای مفهوم صفت است ولی چنانچه موضوع و صفت از مقوله عموم و خصوص من وجه وافتراق از ناحیه صفت باشد قضیه را مفهومی نیست زیرا مفهوم قضیه از نوع اخیر آنستکه موصوف بان صفت تخصیص یافته و درنتیجه سایر افراد موصوف از ثبوت حکم خارج گردد که این خود خلاف فرض است.

نکته سوم – مفهوم حکمی است از برای موضوعی که بآن موضوع در قضیه تصریحی بعمل نیامده نه اینکه حکمی باشد غیر مذکور وبعبارت دیگر همینکه میگوئیم :

غلام همت آنم که زیرچرخ کبود زهرچهرنگتعلق پذیردآزاداست

از آنجا که ‹‹ آن›› موصوف وصف او ‹‹ آزاد بودن از هرچه زنگ تعلق است›› گوئیم مفهومش این نیست که در صورت نبودن ‹‹آن›› گوینده هم ‹‹ بغلامی همت ›› تن نخواهد داد بلکه مفهومش اینست.

ای آنها که از هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد نیستید من غلام همت شما نخواهم بود. یا بقول صاحب کفایه: المفهوم حکم لغیر مذکور لاحکم غیر مذکور.

۳- مفهوم غایب

همینکه در قضیهای حکم در انتهای معینی متوقف گشته و درنتیجه از آنجا ببعد اثرات خود را از دست بدهد گوئیم قضیه دارای مفهوم غایت است.

اما آنچه در مفهوم غایت محل بحث وموضوع نزاع قرارگرفته اینکه آیا غایت در معنی داخل است بطور اطلاق و یا داخل نیست مطلقاًو یا قول بتفصیل بین اینکه غایت از جنس معنی باشد وعدم آن.

الف – ماده ۱۸۹ قانون تجارت در مقام بیان احکام شرکت نسبی چنین مقرر میدارد ‹‹ مفاد ماده ۱۲۶ (جز مسئولیت شرکاءبنسبت سرمایه آنها است) ومواد ۱۲۷ تا ۱۳۶ در شرکت نسبی نیز جاری است.

ب- ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی ‹‹ برای نگهداری طفل مادر تا دو سال از تاریخ ولادت او اولویت خواهد داشت پس از انقضاء این مدت حضانت با پدر است مگر نسبت باطفال اناث که تا سال هفتم حضانت آنها با مادر خواهد بود››اینک باید دید مراد از ‹‹ تا سال هفتم ›› چیست؟. آیا تا اختتام سال هفتم یا تا آغاز آن …..؟.

ج- از حافظ.

تازمیخانه ومینام ونشانخواهدبود سرماخاک ره پیرمغان خواهد بود

اطاعت محض و تسلیم مطلق با حکام پیر مغان در این بیت بحدی از زمان یعنی تا وجود نام و نشان از میخانه و میمحدود و منحصر گشته است.

زائد نیست توضیح گردد که صرف فنای نام یانشان بتنهائی برای انتفاءپیشگوئی کافی نیست بلکه زوال ومحو هر دو باتفاق لازم وضروریست.

و در هر حال اکنون باید دید این ‹‹تای›› انتها شامل زمانی نیز خواهد بود که طی آن می ومیخانه در شرف زوال ونیستند یا چنان نیست بلکه تا آغاز راهیکه پایانش انهدام وعدم است نافذ و از آن ببعد تابع حکم دیگر یست. کسانی گفتهاند که غایت در معنی داخل است بطور اطلاق زیرا نهایت شیئی مانند ابتداء آن حد شیئی است وحد هر شیئی از اجزاء آنست.

دیگران براین گفته ایراد کرده قیاس ابتداء شیئی را برای دخول معنی ‹‹تا››در شیئی مع الفارق دانسته و سپس بدنبال مطالعات دامنه داری مطالعات دامنه داری محققان برحل مسئله چنین رأی دادهاند.

‹‹ دلائل طرفداران ورود انتها در معنی و همچنین مخالفین آنها حتی با توجه بامثله و شواهدیکه یاد کردهاند دور از حقیقت است زیرا لفظ ‹‹تا›› درفارسی و ‹‹ حتی ››و ‹‹ الی››درعربی بخودی خود ولابشرط از قرینه و کنایه هیچگونه دلالتی بر ورود یا خروج انتها از معنی ندارد بلکه این ماخذ صریح یا قرائن وکنایا تند که تکلیف انتها را بمنظور ورود در معنی یا عدم آن معین ومعلوم میسازند- پس اگر جستجوها بعمل آمد ولی دست یابنده از نیل بحقیقت کوتاه گشت گوئیم اصل اقتصار بمتقین است که براثر آن عدم ورود انتها استنتاج میگردد.

۴- مفهوم حصر

هرگاه در قضیهای حکم فقط نسبت بافراد معدودی نافذ ومعتبر باشد گوئیم قضیه واجد مفهوم حصر است.

بموجب ماده ۲۹ قانون تجارت شرکتهای تجارتی بر هفت قسم است ۱- شرکت سهامی ۲- شرکت با مسئولیت محدود ۳- شرکت تضامنی ۴- شرکت مختلط غیر سهامی ۵- شرکت مختلط سهامی ۶- شرکت نسبی ۷- شرکت تعاونی تولید و مصرف. پس چون شرکتهای تجارتی بهفت صورت منحصر گشته گوئیم این ماده دارای مفهوم حصر است. اشکالی که در مفهوم حصر ایجاد گردیده هنگامیست که از یک حکم عام وکلی افرادی استثناء شود چنانکه درماده ۳۳ قانون مدنی ‹‹نما ومحصولی که از زمین حاصل میشود مال مالک زمین است چه بخودی خود روئیده باشد یا بواسطه عملیات مالک مگر اینکه نما یا حاصل از اصله یا حبه غیر حاصل شده باشد که در اینصورت درخت و محصول مال صاحب اصله یا حبه خواهد بود ….››

دوحکم متناقص نسبت بیکدیگر دراین ماده مقرر گردیده چه بموجب قسمت اول آن ‹‹هرگونه محصولی اعم از اینکه حاصل از اصله غیر باشد یا نه متعلق حق مالک زمین خواهد بود – درحالیکه مقنن در قسمت اخیر ماده مذکور کلیت دستور خود را در موردیکه حاصل از اصله یا حبه غیر حاصل شده باشد از کار انداخته و درمواردی محصور قائل باستثناء گردیده است. کسانیکه در مثال مذکور و نظائر آن بوجود تناقض معتقدند (چنانکه بابی حنیفه منسوب است) راه حل را چنین یافتهاند که افراد مستثنی از حکم پیش از بیان حکم خارج گشته وبعد از آن باستقرار حکم عام مبادرت گردد و علیهذا ماده ۳۳ قانون مدنی بایستی بصورت زیر بمرحله انشاء در آید: نما و محصولی که از زمین حاصل میشود جز در موردیکه نمایا حاصل از اصله یا حبه غیر حاصل شده باشد…. مال مالک زمین است…

این گفته بشرح زیرمورد انتقاد شدید محققان قرار گرفته است:

بین مستثنی و مستثنی منه ( حکم کلی را مستثنی منه و آنچه که از حکم خارج پیش از اسناد حکم نیاز افتد زیرا مادامیکه کلام از هر جهت بانتها نرسیده و متممات- لواحق و توابع آن ادا نگردیده بریک جزء آن چگونه میتوان حکم قطعی صادر و سپس تنافی این حکم را با اجزاء دیگر همان کلام در معرض مقایسه قرارداد.

اگر چنین باشد یعنی بین مستثنی و مستثنی منه تناقضی وجود داشته فرضاًهم بتوان با راه حل مذکور این تناقص را درمورد استثناء متصل مرتفع کرد پس در آنجا که استثنا منفصل وطی کلامی جداگانه ایراد شده باشد چاره چیست؟

مضافاًباینکه ایراد وجود تناقض درعمومات واطلاقات که بمخصص ومقید برخورده باشند نیز وارد و درمورد مخصص و مقید منفصل همان اشکال عدم امکان تعمیم را حل موجود است.

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا